در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باز هم گندم
سنگ دست دیوانه، عشق، حرف دوم شد!
رنجهای بازیگوش! آی، کودکم گم شد
بغض، درد بیدرمان دست بر نمیدارد
آنقدر شکستم تا گوشه تبسم شد
جز تبر که میخواند سوگناله با ریشه؟
برگ را خزان برداشت،سیب، مال مردم شد
خستهام، دو پا، تنها، هیچکس کنارم نیست!
سوت آخر بازی باخت من هزارم شد
مشت مشت گل یا پوچ، حدس میزنم هستم
تاس را میاندازم، باز هم که گندم شد...
نازنین اخوان
عبدالله مقدمی: این غزل از نظر تصویرسازی و تکنیکهای شعری و اندیشه، قوی است و نشانگر تجربه شاعر است، اما در اجرا و بویژه در سلامت زبان ضعفهایی دارد که مانع رسایی شعر است.
نسرین دشتی: کلمات و تعابیر شعر، غامض و دشوار است به گونهای که ذهن مخاطب بیش از آن که به زیباییهای شعر معطوف شود با معنای کلمات و نحو جملهها درگیر میشود و البته سادگی زبان هم در این غزل رعایت نشده است.
اصغر عالیزاده: با شنیدن یک شعر درباره زبان شاعر نمیتوان داوری کرد. ممکن است این مضمون از نظر شاعر با این زبان قابل عرضه باشد. به نظر من باید چند نمونه دیگر از سرودههای ایشان را بشنویم تا بتوانیم قضاوت بهتری داشته باشیم.
اسماعیل امینی: همه نوآوریها در آغاز، شگفت و ناآشناست و حتی ممکن است دافعه ایجاد کند، اما اگر شعر استحکام لازم را داشته باشد، بتدریج بخشهای غریب آن نیز مانوس ذهن مخاطبان میشود. توجه به اندیشه شاعرانه و منظر جدیدی که شاعر در این غزل دارد، از برخی پسندهای زبانی مهمتر است.
اصغر عالیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: