این پختگی و دوراندیشی نشان میدهد که دهنمکی برخلاف بسیاری از همکاران حتی باتجربهاش، به نتیجه کار خود فکر میکند تا این که جاهطلبانه بخواهد خود را کارگردان بزرگی نشان دهد. این نوع رفتار او البته گاهی باعث میشود تواناییهایش هم کمتر دیده شود. روشن است که هدایت این تعداد بازیگر سرشناس و روایت داستانی پر از صحنههای حادثهای و غیره کار دشواری است که احتیاج به مهارت کارگردان سرد و گرم چشیده دارد تا فیلمنامه در اجرا به چیز مضحکی تبدیل نشود. بنابراین اخراجیها 2 نشان میدهد که اولا مسعود دهنمکی حرفه سینما و کارگردانی را به طور جدی انتخاب کرده و ثانیا سعی در رعایت قواعد حرفهای دارد. هر دوی این موارد ما را وا میدارد تا درباره دهنمکی و فیلمهایش، برخوردی کاملا حرفهای داشته باشیم. این فیلمساز فارغ از پیشینه سیاسیاش، اینک در جایگاه یک کارگردان است و انصاف آن است که اثرش را جدا از شخصیتی که از او در اذهان داریم قضاوت کنیم. به این ترتیب بیربطترین حرف آن است که گفته شود چرا فلانی فیلم میسازد؟ فیلم ساختن یا نساختن کسی، بیارتباط به موضوع و استراتژی نقد فیلم است و از همین حالا باید امیدوار بود که باب این بحثهای بیثمر بسته گردد و به طور مستقیم و بیحاشیه درباره فیلم صحبت شود؛ اگر نتیجه کار، اثر خوبی شده، با دلیل میتوان از آن تعریف کرد و اگر فیلم بدی شده میشود دربارهاش نقد منفی نوشت.
دهنمکی کارگردانی است که با اولین فیلمش رکورد فروش تاریخ سینمای ایران را جابهجا کرد. ممکن است خیلیها مثل نگارنده معتقد باشند اخراجیها فیلم ضعیفی است با ساختار آشفته که نه بازیهایش چشمگیرند و نه قصهاش را خوب تعریف میکند. اما با این وجود نمیشود از کنار نام این فیلم بیتفاوت گذشت. دهنمکی از همان ابتدای راه، با دانستن نیازهای تماشاگر عام، فیلمش را در قالبی طنز و با حضور بازیگران مشهور ساخت و اینچنین توانست ره صد ساله را یکشبه طی کند و تهیهکنندگان بسیاری را آرزومند همکاری با خود سازد. الان هم که اخراجیها 2 را ساخته، فیلمش به عنوان گزینه اول اکران نوروز مورد توجه سینماداران قرار گرفت و هیچ بعید نیست بتواند از فیلم قبلی کارگردان نیز فروش بیشتری داشته باشد. اما این بحثهای مهم، فعلاً ربطی به کیفیت فیلم جدید دهنمکی ندارد. اخراجیها 2 از آن دسته فیلمهاست که خیلی راحت میتوان نقاط خوب و بدش را برشمرد و گفت که دهنمکی در چه زمینههایی صاحب مهارت است و کجاهای کارش ضعف دارد. مثلا او جسارت و شهامتی مثالزدنی دارد که قسمت دوم فیلمی را میسازد که فروش خیرهکنندهای داشته که در صورت ناموفق بودن میتواند موقعیت فیلم اول را هم به خطر بیندازد. نکته دوم این است که برای دومین ساختهاش، گروه عظیمی از بازیگران سینمای ایران را دعوت به همکاری کرد و از آنان در کنار یکدیگر استفاده کرد. عموما فیلمهای پربازیگر، فرصتی برای درخشش بازیگرانش فراهم نمیکنند و این ماجرا با هدف بیشتر صورت میگیرد. تردیدی نیست که هدف اصلی دهنمکی و همکارانش از استفاده از این تعداد بازیگر سرشناس سینما و تلویزیون، فروش بیشتر و ارتباط پررنگتر با مخاطب بوده است. اما مهم این است که توانسته باشند بازیگران را در جایگاه مناسبشان هدایت کنند که در اغلب مواقع این اتفاق در اخراجیها 2 افتاده است. روشن است که دهنمکی در مواجهه با بازیگران مشهوری مثل اکبر عبدی، محمدرضا شریفینیا، امین حیایی و جواد رضویان، دست آنان را در ایجاد موقعیتهای بامزه باز گذاشته است. در فیلم قبلی این کارگردان هم کاملا مشخص بود که در برخی موقعیتها، بازیگران در حال بازی بداهه هستند. البته این بداههکاری نقطهضعف کارگردان نیست؛ چرا که او با دانستن این موضوع که آزادی بازیگران در ارائه تواناییهایشان میتواند به درآمدن موقعیتهای بانمک فیلم کمک کند، دست آنان را باز گذاشته است. و خب نتیجه کار هم نشان میدهد که در موارد متعددی او موفق بوده است. اگر هدف اخراجیها 2 خنداندن مردم است، فیلم کاملا به این هدف رسیده اما این که از حیث مضمونی بخواهیم لابهلای این صحنههای طنز دنبال مفاهیم جدی باشیم، این همان نکتهای است که بخش دوم نوشته را شامل میشود و مشخص میکند که اخراجیهای 2 دارای نقطهضعفهای اساسی است.
دهنمکی بارها گفته که قسمت اول فیلمش درباره اتفاقات دوران جنگ است، قسمت دوم به موضوع اسارت میپردازد و قرار است در قسمت سوم شرایط جامعه ایران پس از جنگ را نشان دهد. در قسمت دوم فیلم او، دوماجرا به طور موازی با هم روایت میشوند؛ یکی دستگیری رزمندگان توسط عراقیها و دوران اسارت آنها و دیگری ماجراهای افرادی که در هواپیما و در مسیر سفر به مشهد، اسیر نیروهای ضدانقلاب میشوند. دهنمکی خوب فهمیده که برای پیشبرد یک قصه، سوای شخصیتهای متعدد با تیپهای مختلف، نیاز به چیز دیگری هم هست. این چیز مهم، تنوع در فضاها و لحن قصه است. قصه اخراجیهای 2 در دو فضای متفاوت از پیش میرود. آنجا که به رزمندگان و اسارتشان میپردازد، نوع دکور و لباس شخصیتها فرق دارد با زمانی که فیلم شخصیتهای دیگر را در داخل ایران دنبال میکند. اما گفتیم که مضمون فیلم اخراجیهای 2 کمتر از آن چیزی که است که دربارهاش ادعا میشود. مهمترین ویژگی کار دهنمکی در دو اثری که ساخته، ایجاد ارتباط موثر میان مفاهیم ارزشی با سلیقه توده مردم است. یعنی او با ساختن یک فیلم جنگی توانست خیل عظیمی از تماشاگران را به سالنهای سینما بکشاند و بار دیگر برای آنها صحنههای جنگ تحمیلی را یادآوری کند. اما نکته مهمی که در این میان مغفول میماند این است که سوای واقعگرایی کارگردان در به تصویر کشیدن حقایق دوران جنگ، از فیلم او چیزی بیرون نمیآید که آن را به عنوان وجه مضمونی کارش بپذیریم و سالها بعد که اخراجیها2 را به یاد آوردیم، به خودمان بگوییم که این فیلم چه چیز تازهای را درباره جنگ گفته است. همانطور که اشاره شد کار مهم دهنمکی شوخی با چیزهایی است که پیش از او امکان ارائهاش با توجه به حساسیتهای جامعه وجود نداشت اما این فقط یک استراتژی و روش است در سینمای کمدی. شاید بپرسید که یک فیلم کمدی تا چه اندازه میتواند واجد ارزشهای مضمونی درباره جنگ باشد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا پیشنهاد میکنیم به نمونههای درخشانی در تاریخ سینما مثل فیلم بازداشتگاه17 اثر بیلی وایلدر مراجعه کنید و ببینید که فیلمساز در لفاف طنز و شوخی، چه مفاهیم جدی و انسانیای پیرامون جنگ ارائه میکند.با این حال بهتر است با اخراجیها 2 که این بار هم رکورد فروش را شکسته است به عنوان یک اثر سینمایی برخورد کنیم تا یک بیانیه سیاسی و امیدواریم نقطهضعفهای این فیلم به طور تحلیلی در نقدها و اظهارنظرها مطرح شود تا به جای برخورد هتاکانه یا ستایشگرانه، این کارگردان جوان سینما متوجه جنبههای گوناگون کاری که کرده، بشود.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم