در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
موسیقی تئاتر تاریخچهای همپای خود این هنر دارد. چنان که در روم نیز مانند یونان این دو با هم آمیخته بودند. در تاریخ تمدنهای عثمانی، ایران، چین، هندوستان و خیلی جاهای دیگر نیز نشانههای تئاتر را میبینیم؛ اما آنها بیشتر از نوع نمایشهای میدانی بودند. چون معمولا در میدان روستا اجرا میشدند. امروز به این نمایشها عنوان «خیابانی» نیز اطلاق میشود. اولین نمونههای تئاترهای دارای موسیقی در ایران قبل از اسلام مربوط به اجرای داستان گذشتن سیاوش از آتش یا کشتن بردیای دروغین یا گئوماتای غاصب بوده که نمونههایی شبیهخوانی به شمار میرفتند. این نمونههایی با شباهتهایی به تعزیه دارای موسیقی بودند.
پس از اسلام، به دلیل جای نگرفتن تئاتر به عنوان هنری مشخص در ایران رگههایی از این هنر را در نقالی، پردهخوانی و شبیهخوانی و تعزیه مشاهده میکنیم. ریشه لغوی تعزیه از کلمه عزا میآید و شبیهخوانی یعنی اینکه داستانی را بازسازی کنیم که میتواند تراژیک نباشد و حتی قالب ملودرام را هم در برمیگیرد.
در دوران بعد از اسلام، شاهنامهخوانها، سیاوشخوانها، منقبتخوانها، نظامیخوانها و سعدیخوانها در اماکن عمومی ظاهر میشدند و نمونهای از موسیقی نمایشی را اجرا میکردند. در اینجا نکته مهمی وجود دارد و آن این است که تعزیه، نمایشی موسیقایی است اما در پردهخوانی یک موسیقی نمایشی داریم یعنی موسیقی خلق میشود و سپس تلفیقی از آن با شعر بر روی حرکات نمایشی توسط پردهخوان طراحی و اجرا میشود. پردهخوانی بیشتر شبیه اپرا است. در اپرا متنی به نام «لیبرتو» وجود دارد که حاوی ملودی است و گروه اعم از خواننده و نوازنده آن را در قالب نمایش اجرا میکنند.
تئاتر نوین از برشت آغاز میشود که ایده فاصلهگذاری را مطرح کرد. همین ایده در ساختار موسیقی تئاتر نیز نمود پیدا کرد و تاثیر خود را گذاشت. سپس به نوعی خاص از موسیقی در تئاتر دست پیدا کردیم. مثلا زمانی که بازیگر در تداوم یک حس مانند تشنج آن را به خود میگیرد؛ این حس به تماشاگر هم منتقل میشود. این حالت را در موسیقی نیز تجربه میکنیم و از طریق تغییر ریتم و گردش ملودی و سکوت مخاطب را لحظه به لحظه با نمایش همراه میکنیم.
در تئاتر جدید پیتر بروک، کارگردان فرانسوی را میشناسیم که در نمایشهایش از مکانهای عمومی مانند بیابان، داخل کوه و روی صخره استفاده میکند. دیگر این که گروه موسیقی عموما از سازهای شرقی بهره میگیرند و در عین حال نشانههای تئاتر مدرن نیز در نمایش وجود دارد. تجربههای جدیدتر در زمینه موسیقی تئاتر ایران را افرادی مانند کوشان، حمید سمندریان و مهین اسکویی از سر گذراندند. در حالی که در سالهای اخیر متاسفانه تحولات خاصی در زمینه موسیقی تئاتر مشاهده نشده است. امروز موسیقی در تئاتر، ملغمهای از صدای سازهای کوبهای مانند دمام و دف است.
از موسیقیهای خوب تئاتر ایران باید به کار بابک بیات در «پیروزی در شیکاگو» به کارگردانی داوود رشیدی در اوایل دهه 70 اشاره کنم. این نمایش دارای موسیقی زنده و همخوان با بافت نمایشی و به دور از شلوغکاریهای رایج امروزی و فرمهای تکراری بود.
پیروز ارجمند - آهنگساز و مدرس دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: