در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از هنرمندی که تنها نام او هزاران علاقهمند و عاشق موسیقی ایرانی را به تالارهای بزرگ میکشاند و همیشه در عرصه نظریهپردازی، اجرا و آموزش چهرهای درخشان و الگووار بوده است، انتظارمیرود که در کنار خود فرد یا افرادی را که آشنا با اصول روابط عمومی هستند، داشته باشد.
عملکرد مسوولان شرکت دلآواز در عرصه روابط عمومی، برگزاری کنسرت و برپایی نشستهای خبری به هیچوجه همتراز با بزرگی استاد شجریان نیست. شیوههای سنتی اطلاعرسانی به خبرنگاران، شناخت نادرست از رسانه و کارکرد آن، در دسترس نبودن، پاسخ ندادن به پرسشهای اهالی مطبوعات در زمانهایی که نیاز چندانی به آنان احساس نمیکنند و توقع از اصحاب رسانه که چون اعضای ستاد خبری نقشآفرینی کنند و... نشاندهنده ضعف در این حوزه است. همین جریان بود که سال گذشته باعث رنجش خبرنگاران و نویسندگان عرصه موسیقی شد و در پی آن استاد با بزرگواری جلسهای را برای دلجویی از اهالی رسانه تشکیل داد، که این موضوع هم متاسفانه تغییری در رویه و عملکرد روابط عمومی و برنامهریزی اطرافیان و همکاران استاد ایجاد نکرد.
دوستان ما که مسوولیت روابط عمومی برنامههای محمدرضا شجریان را به عهده دارند، باید بدانند که خبرنگاران حلقه واسط بین هنرمند و مخاطبان هستند که جریانی دو سویه دارد؛ از هنرمند به مخاطب و مخاطب به هنرمند. خبرنگاران همچنان که وظیفه دارند حرفهای هنرمندان را به مخاطبان انتقال دهند، این رسالت را نیز به عهده دارند تا نظرها و احیانا گلایه های مخاطبان را به گوش هنرمندان برسانند.
اگر استاد شجریان از چندی پیش در عرصه فروش بلیت کنسرتهایش به شیوههای نو همچون عرضه اینترنتی روی آورده است، بسیار شایسته خواهد بود به همکاران اجرایی خود نیز یادآور شود تا در حوزه ارتباطات رسانهای نیز به راهکارهای جدید متوسل شده و از پوسته سنتی و کهنه خارج شوند.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: