عمو نوروز چه ماهه!

جای تان که خالی.... نه، ولی نبودید ببینید ایادی مشت بر دهان خورده چه کتکی از دست بعضی‌ها بخورد. حقش بود، می‌خواست سراغ بچگی این و آن نرود. تازه نکته جالبش این است که بعد از این اتفاق، پایش را روی پایش می‌اندازد و به ما می‌گوید خبرنگاری یعنی این! شما که خبرنگار نیستید!
کد خبر: ۲۴۴۲۹۸

اما ماجرای کتک خوردن ایادی از این قرار بود که عمو نوروز خودمان به خاطر مصاحبه نکردن ایادی با او در آستانه نوروز آمد توی حیاط روزنامه و فریاد کشید اگر مردی بیا پایین! ما که اولش دوزاری مان نیفتاده بود ولی وقتی رنگ از رخ ایادی پرید فهمیدیم طرف با کی کار دارد. البته آخرش به خوشی تمام شد و ما هم عیدی‌هایمان را از عمو نوروز گرفتیم ولی خودمانیم بعضی‌ها هم بد کتک خوردند!!! نوش جانش!

ایادی: عمو!

عمو نوروز:...

ایادی: داداش! برادر! استاد...

عمو نوروز: حرف نزن‌ها! منت‌کشی هم نکن که اصلا از ریختت خوشم نمیاد.

ایادی: بابا خوب واسه شب عید پیدات نکردم چه خاکی بر سرم می‌ریختم؟ تو فکر می‌کنی واقعا این سردبیر حرف حساب سرش میشه؟ کافیه بهش بگی سوژه ات رو پیدا نکردی، یه کاری می‌کنه خودت با دست خودت بری استعفا بدی... چه انتظاری داری تو از من آخه؟

عمو نوروز: این حرف‌ها توی کت من نمیره. باید شب عید با من مصاحبه می‌کردی نه با بچگی این و اون!

ایادی: ای بابا من که هر چی میگم تو باز حرف خودت رو می‌زنی. این قدر یک کلام نباش عمو!

عمو نوروز: من یک کلامم؟ اگه بابا نوئل جونتون بود از هر سوراخ سمبه‌ای که شده می‌رفتی پیداش می‌کردی، به ما که رسید آسمون تپید؟

ایادی: بابا اون ایمیل داره، منشی داره، صد جای دنیا نمایندگی داره، مثل تو که نیست آدم برای پیدا کردنت مجبور بشه کبوتر نامه‌بر بفرسته این ور و اون ور.

عمو نوروز: اصل ذات من همینه! عمو نوروزی که ایمیل داشته باشه دیگه عمو نوروز نیست، بابا لنگ درازه!

ایادی: کلا مقایسه رو خوب اومدی.

عمو نوروز: حرف نزن! خجالتم خوب چیزیه. اون وقت میگن چرا سنت‌ها فراموش شده؟ چرا جوون‌ها به سنت اهمیت نمیدن.

ایادی: آخه شما چرا تا یه جا کم میارین گیر میدین به جوون‌ها! داداش میگم پیدات نکردم دیگه، حالا اصلا تو بگو ببنیم جنابعالی شب عیدی کجا بودی؟

عمو نوروز: کجا می‌خوای باشم توی خونه این ننه سرما!

ایادی: نه بابا! این دفعه گیرت انداخت؟

عمو نوروز: آره دیگه. مگه ندیدی امسال شب عید چقدر هوا گرم بود... هی بهش گفتم زن، قبول، من شب عید می‌مونم پیشت، دیگه بیرون نمیرم، ولی تو اون گردنبندت رو پاره کن، یه برفی، بارونی آخه، هوا شده عین ظهر مردادماه! به خرجش نرفت که نرفت، گفت کور خوندی، این یکی مرواریداش اصله! پاره کنم گم و گور میشه!

ایادی: حالا چه جوری تونست گیرت بیندازه؟

عمو نوروز: چه می‌دونم، به خونه‌اش دزدگیر زده بود!

ایادی: نه بابا.......... ای ول........

عمو نوروز: خجالت بکش! نگاه کن چه غش و ریسه‌ای میره...

ایادی: خیلی باحال بود! پس نشد بپیچونی. شب عید مجبور شدی در کنار اهل و عیال باشی!

عمو نوروز: آره دیگه... اما راستش رو بخوای خیلی هم بد نبودها! بالاخره سفره هفت سینی و عیدی و شیرینی و آجیلی و... خوش گذشت...

ایادی: بی خیال عمو، نکنه از این به بعد بخوای هر سال بری ور دل ننه سرما.

عمو نوروز: شاید هم رفتم. پس چیکار کنم؟ برم در به در کوچه و خیابون بشم که بعد بی‌معرفت‌هایی مثل تو فراموشم کنند؟ عمرا!

ایادی: بابا من که نوکرتم، این حرفا چیه می‌زنی داداش؟

عمو نوروز: برو....

ایادی: بیا.... آشتی؟ آشتی؟

عمو نوروز: باز خودمونی شد!

ایادی: داداش تو که کتکت رو زدی، ما هم که کتک رو خوردیم، ول کن دیگه، هر روز آدم نوروزه! اگه دلش بخواد.

عمو نوروز: خوبه، خوبه، حالا تو نمی‌خواد پیام اخلاقی این وسط بدی. کار مارو ببین به کجا کشیده... اه اه... یه دقیقه ساکت باش... الو... سلام خانوم! چطوری؟...

ایادی: به به می‌بینم که موبایلی و... بند و بساطی و... پس چی شد آقای لنگ دراز؟ عمو نوروزی که موبایل داشته باشه عمو نوروزه؟

عمو نوروز: نه خانم جان، به جان خودت که از همه دنیا عزیزتره من پیش ایادی‌ام!... خانوم این حرفا چیه ؟ زن دوم کیه ؟ قباحت داره...

ایادی: بابا لنگ دراز ! بابا لنگ دراز!

عمو نوروز: خانوم به خدا این ایادیه داره سر به سرم می‌ذاره... نه بابا، کسی به من نگفت بابا! میگم این ایادیه... ای هواااار!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها