در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این که چه اتفاقی افتاده که این دو گروه حامی موسوی شدهاند، ابتدا باید به سالهای قبل بازگشت؛ زمانی که جریان اصلاحات در انتخابات ریاستجمهوری 76 پیروز شد. این جریان از زمان پیروزی در انتخابات هیچگاه نتوانست فردی مقبولتر و معتدلتر از خاتمی به جامعه معرفی کند؛ درست است که خاتمی به عنوان لیدر اصلاحات در قامت رئیسجمهور 8 سال بر کرسی قدرت اجرایی کشور قهرا خود را به افکار عمومی شناساند؛ اما این جریان در طول این مدت قادر نبود فردی را به موازات خاتمی برای دورهای دیگر آماده و معرفی کند و با پشت کردن مردم به کل جریان اصلاحات به محاق رفت؛ به طوری که سالهای بعد هم نتوانست در انتخابات مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا از چنین وضعی خارج شود.
این دوره هم جریان اصلاحات به غیر از خاتمی کس دیگری را نداشت تا پشت سر او قرار گیرد و شانس خود را یک بار دیگر امتحان کند. خاتمی برای این که نشان دهد از جریان تندروی اصلاحات به دور است، در اولین گام در نشست مجمع روحانیون مبارز اعلام کاندیداتوری کرد تا خاستگاه خود را جریانی معتدل و ریشهدار در نظام نشان دهد. او در این جهت همچنین تلاش کرد موسوی را به ورود در گردونه رقابتهای انتخاباتی مجاب کند و حتی مطرح کرد که یا من میآیم یا موسوی تا راه فراری برای جریان اصلاحات باقی بماند؛ اما میرحسین با اطمینان از این که سرنوشت خود را به خاتمی یا فرد دیگری گره نزده، ابایی نداشت که خود را (براساس تعریف مرسوم) همان طور که اصولگرا نمیداند، اصلاحطلب هم ندانسته و به خاتمی پیغام دهد که نیازی به کنارهگیری نیست.
موسوی حضور خود را در عرصه انتخابات در تناقض با فعالیتهای کروبی و خاتمی ندانسته و در یکی از دیدارهایش گفته بود این چندصدایی را مفید میدانم؛ چراکه معتقدم هر کدام ظرفیتهایی را برای کشور ایجاد میکند و باید از صداهای گوناگون استقبال کرد، اما تاکیدهای مکرر خاتمی بر جمله من یا میرحسین باعث شد که پس از آن که در اقدامی غیرمنتظره برای اصلاحطلبان میرحسین رسما در بیانیهای اعلام کاندیداتوری کرد، خاتمی مجبور شود کناره بگیرد؛ اما چرا غیرمنتظره؟
غلامعلی رجایی از خاتمی نقل میکند که من با آقای موسوی هماهنگ کرده بودم که ایشان بیاید و من نیایم؛ اما پس از آن که با اصرار به من گفت که هرگز قصد ورود به این عرصه را ندارد و من را مطمئن کرد، من حرکت کردم و کار را آغاز نمودم. خاتمی میگوید حرفهایی که ایشان (موسوی) این روزها میزنند با آن موضع پیشین تطابق و تطبیق ندارد و این روند به صلاح و مصلحت ما نیست و به این ترتیب خاتمی انصراف داد و گروههای حامی او بویژه دو گروه سازمان مجاهدین و حزب مشارکت با رفتن خاتمی چارهای جز این نداشته و ندارند که برای برون رفت از وضعیت کنونی به یک گزینه حداقلی چنگ بزنند؛ گزینهای که حرف و حدیثها درخصوص او کمتر باشد.
آنها همچنین سعی خواهند کرد گزینه موسوی را به عنوان کف خواستههای خود حفظ و او را با گفتمان خود همراه کنند، اما این میرحسین است که باید هر چه زودتر تکلیف خود را با این گروهها که به اذعان تمامی معتدلین جریان اصلاحات باعث شکست روند منطقی این جریان شدند، روشن کند.
اینکه چرا کروبی هیچگاه حاضر نیست با این دو گروه تندرو هم جهت شود به خاطر مسائل و مشکلاتی است که او سالها با آن درگیر بوده و این مشکلات را ناشی از حرکتهای افراطی عناصر این دو جریان میداند. میرحسین اگرچه در این سالها در حاشیه بوده ولی قطعا ناظر بر اعمال پرتنشی بود که مشارکتیها و مجاهدینعامل آن بودهاند و آزموده را آزمودن خطاست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: