گزارش مراسم سالگرد درگذشت فریدون آدمیت

تاریخ نگاری که آرمان گرا بود

گروه فرهنگ وهنر: مراسم یادبود نخستین سالگرد درگذشت فریدون آدمیت پیشرو تاریخ‌نگاری مدرن ایران عصر روز جمعه، چهاردهم فروردین‌ماه در منزلش که سه دهه پایان عمر را در آنجا گذرانده بود، برگزار شد. به گزارش ایسنا، علی دهباشی ابتدا دراین مراسم گفت: احتمالا هر کدام از شما حضار شرکت‌کننده در این جلسه چندین‌بار کتاب‌ها و مقالات او را خوانده‌اید. نسبت به جریانات روشنفکری منتقد اول بود و به علت همین اعتقادات صریح و روشنش بود که او را در محاق قرار دادند. «دفاع از منافع ملی» شعاری بود که همواره بدان عمل می‌کرد. بارها در زمان عضویتش در هیأت نمایندگی ایران در سازمان ملل و دوران سفارتش در هلند به مواردی برمی‌خوریم که شجاعانه در مقابل آنها که قصد تضییع حقوق ملت ایران را داشتند، برمی‌خیزد و این زمانی است که دل خوشی از حکومت ندارد.
کد خبر: ۲۴۳۷۰۵

این پژوهشگر در بخشی دیگر از صبحت‌هایش گفت:62 سال از تألیف کتاب «امیرکبیر و ایران» می‌گذرد. هنوز محققان ما نتوانسته‌اند کتابی همسنگ این کتاب تألیف کنند. کتاب «امیرکبیر و ایران» هنوز یگانه است و تنها متن معتبر ما در مورد زندگی سیاسی امیرکبیر است.

پس از وی سیدعبدالله انوار با ذکر خاطراتی از آدمیت و مراجعه‌ او به کتابخانه‌ ملی چنین عنوان کرد: سال‌ها پیش که نسخ مورد لحاظ مرحوم آدمیت را وارسی می‌کردم، می‌دیدم با نسخی مشغول است که صحبت از استبداد مستمر شرقی می‌کنند که بر ایران حاکم بوده و در استمرار خود لحظه‌ای درنگ نداشته است. گاهگاهی به وقت ارائه‌ نسخه‌ای به ایشان تک‌مضرابی از ناهنجاری‌های ظلم روز می‌زدم؛ ولی چون سفیر دولت شده بود و به بیداد حاکمه(رژیم شاه) و عمل پلیس و پلیس‌های شنود به خوبی آشنایی کامل داشت، پیش خود می‌انگاشت: «ای بسا ابلیس آدم‌رو که هست / پس به هر دستی نباید داد دست»، به این تک‌مضراب‌ها اعتنایی نمی‌کرد.

محمدعلی سپانلو هم به عنوان آخرین سخنران چنین گفت: آدمیت یک پدیده منحصر به فرد بیداری ایرانیان است؛ گرچه این اسم به دوران مشروطیت برمی‌گردد. او کسی است که یک نظرگاه به تاریخ بیداری و دوران مشروطیت داشت و آن‌ها را در کتاب‌هایش توضیح داد.

این شاعر و مترجم افزود: عده‌ای می گویند او در اواخر عمر عصبی بود و گوشه‌گیر و... می‌شود گفت که البته این‌ها تأثیر شرایط است؛ اما مجموع کارهای او آثاری است متین. در آثار او همه‌ مقدمات فراهم می‌شود که به یک استنتاج منطقی می‌رسد؛ اما حکمی صادر نمی‌شود و در آثار او بیان می‌شود که ما به سادگی به این‌جا نرسیده‌ایم و این میراث مردان و زنانی است که این مسیر را طی کرده‌اند.

سپانلو یادآور شد: چند سال پیش گروهی از فرانسه برای شعرخوانی آمده بودند. یکی از آن‌ها کلود استپان بود و به من گفت: «من به بسیاری از کشورها سفر کردم و جاهای بسیاری را دیدم؛ اما یک چیز را فقط در این‌جا و جوان‌های این‌جا دیدم و آن آرمان است.» البته این آرمان است که در تاریخ ما مهم است و کتاب‌های او نیز همین آرمان را به ما می‌آموزند و وقتی همه‌ کتاب‌های او را کنار هم بگذاریم، می‌بینیم که بزرگ‌ترین پیام او همین است که ناامید نباشیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها