در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیشک همین مولفهها برای آن که نشستی تاریخی تلقی شود، کفایت میکند. با این حال امید داریم این نشست از یک منظر در خاطرهها بماند: «تعیین مسیر آینده این ائتلاف برای آینده».
ناتو برای 60 سال تضمینکننده امنیت اروپا بود و به خصوص آلمانها منافع زیادی از آن بردند اما دنیا متحول شده است. جنگ سرد و به همراه آن جبهههایی که به وضوح ترسیم شده بودند، پایان یافتهاند. اکنون ما ناچاریم با تهدیدات جدید و چالشهایی نوظهور مواجه شویم.
با در نظر داشتن این مساله ما باید تصویر تازهای از آینده ناتو بسازیم. سوال این نیست که آیا ما هنوز به ناتو نیاز داریم بلکه سوال این است که ما برای رویارویی با چالشهای امنیتی امروز به چه ناتویی احتیاج داریم.
یک مساله روشن است: ناتو به عنوان سیستم دفاع جمعی تاسیس شد تا امنیت همه اعضای ائتلاف و دفاع جمعی را تضمین کند. به عبارت دیگر بند 5 معاهده واشنگتن مبنایی بود که ناتو بر آن استوار شد. این بند باید در آینده هم نقطه مرجع ما باشد. اگر ما مسوولیتهای جدیدی برای ناتو تعریف کنیم هم این وظایف باید در وهله اول به افزایش امنیت قلمروی ائتلاف منجر شود. ناتو نمیتواند به عنوان چارچوب امنیت جهانی جایگزین سازمان ملل شود و این سازمان فاقد توانمندیهای لازم برای عمل به عنوان پلیس جهان در مناقشاتی است که در گوشه و کنار دنیا سر برمیآورند.
این مساله نباید ناتو را در حوزه فعالیتها و تعهدات امنیتیاش از همکاری نزدیک با سازمان ملل و سایر نهادهای بینالمللی بازدارد.
وقتی که ما به آینده ائتلاف فکر میکنیم یکی از مسایل مهم دیگر قطعا افغانستان است. نباید در این مساله شک کرد که آینده افغانستان برای همه ما اهمیتی حیاتی دارد. این آزمونی بزرگ برای اراده ما در هماهنگ عمل کردن، پایبندیمان به اصل وحدت و یکپارچگی و داشتن اهداف مشترک است.
ما از استراتژی جدید آمریکا در قبال افغانستان استقبال میکنیم. باید با هم کار کنیم تا اطمینان حاصل شود افغانستان هرگز دوباره به بهشت امنی برای ترویستها تبدیل نخواهد شد. باید شرایطی فراهم آید تا افغانها بتوانند خود مسوولیت تامین امنیت کشورشان را بر عهده بگیرند. درک عمیق و مشترکی نسبت به لزوم بذل توجه بیشتر به بازسازی مدنی افغانستان و این که باید رویکردی منطقهای نسبت به معضل افغانستان که پاکستان را هم شامل شود وجود داشته باشد، در کنفرانس اخیر لاهه وجود داشت.
یکی از موضوعاتی کلیدی برای ناتو آینده روابط با روسیه است. آیا این کشور دوست است یا دشمن؟ آیا ما درصدد اعتمادسازی با روسها برخواهیم آمد یا خطمشی مبتنی بر بیاعتمادی را برمیگزینیم؟ این واقعیتی غیرقابل انکار است که روسیه شریکی دشوار بوده، هست و باقی خواهد ماند اما در عین حال این هم واقعیت دارد که امنیت اروپا تنها از طریق همکاری و نه رویارویی با روسیه قابل دستیابی است. ما باید از ابزارهایی که در اختیار داریم از جمله شورای روسیه – اروپا برای مذاکره با این کشور استفاده کرده و این ابزارها را به عرصهای برای همکاری امنیتی پویا و فعال تبدیل کنیم. از افغانستان گرفته تا نبرد با دزدان دریایی فهرست بلندبالایی برای همکاری وجود دارد.
همه اینها مرا به سوال دیگری رهنمون میسازد: ناتو تا چه حد میتواند یا باید گسترش یابد؟ تردیدی وجود ندارد که در همه موارد گسترش ناتو پس از فرو ریختن دیوار آهنین درست و به لحاظ تاریخی اجتنابناپذیر بود. با این حال کشورهای دیگری هستند که متقاضی عضویت در ناتو هستند. در مراحل اولیه گسترش ناتو در سال 1995 میلادی و حتی پیش از آغاز اولین دور گسترش ناتو ما از سه مولفه مثبت توسعه یاد میکردیم: منافع الحاق برای کشور متقاضی، منافعش برای ناتو و منفعت آن برای امنیت جمعی اروپا.
این مقولهها اکنون بیش از هر زمانی در گذشته معنا یافتهاند. ما باید این مولفهها را به دقت و در هر گام در مسیر توسعه بیشتر از خود بپرسیم. داشتن اعضای بیشتر در عین کاهش امنیت در نهایت به نفع هیچکس – نه ائتلاف و نه اعضای متقاضی الحاق – نخواهد بود.
یک مساله دیگر که به خصوص با وجود بازگشت فرانسه به ساختار نظامی ناتو اهمیتی دو چندان یافته است نوع رابطه بین اتحادیهاروپایی و این ائتلاف است. کسانی هستند که اعتقاد دارند این دو نهاد رقیب هم هستند. اعتقاد من درست در نقطه مقابل این دیدگاه قرار دارد: این دو رقیب هم نیستند بلکه شرکایی ایدهآل برای هم هستند چرا که این دو نهاد به وضوح اهداف و منافع مشترکی دارند، اعضای مشترک زیادی دارند و منافع آنها در حوزه امنیت منطبق بر هم است. شاید در گذشته سوءتفاهمهایی وجود داشته اما زمان عبور از این اختلافات فرا رسیده است.
به اعتقاد من اگر اروپاییها بتوانند به توانمندیهای لازم برای اقدام مستقل برسند و از این رهگذر همکاری نزدیکی با ناتو داشته باشند ناتو هم از این استقلال عمل منتفع خواهد شد.
اینها پارهای از موضوعاتی هستند که وقتی در مورد آینده ناتو صحبت میکنیم باید به آنها بپردازیم. این در حالی است که ما هنوز مساله خلعسلاح را مطرح نکردهایم. تا آنجا که به این مساله مربوط میشود ما باید در سال جدید تصمیماتی در این حوزه بگیریم که اگر قرار باشد در این بخش پیشرفتهایی داشته باشیم ناتو میتواند نقش فعالی را در آن ایفا کند.
بیشک تنها با برگزاری یک نشست نمیتوان پاسخ همه این سوالها را یافت. آنچه اکنون اهمیت دارد این است که رویکردی موثر برای حلوفصل آنها در پیش گرفته شود و اگر در این راه موفق شویم شانس آن که اعتبار و البته موجودیت ناتو حفظ شود، وجود خواهد داشت.
فرانک والتر اشتاینمایر
وزیر امور خارجه آلمان
منبع: اشپیگل
ترجمه: رضا سادات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: