در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیشتر مردم، خصوصا آنها که خارج برزیل هستند، فکر میکنند تو در سائوپائولو کارت را شروع کردهای و نمیدانند که زمانی در پونتهپرتا بازی میکردی، تیمی از ایالت سائوپائولو.
بله این موضوع صحت دارد. من در کمپیاناس متولد شدهام. همه اعضای خانوادهام هوادار پونتهپرتا بودند و به این دلیل از کودکی این باشگاه در قلب من جای داشت. من در سال 1997 از همین تیم وارد دنیای بازیگری شدم و برای اولینبار در جام سائوپائولو بازی کردم که مسابقاتی برای جوانان ایالت سائوپائولو بود سپس به تیم اصلی پونتهپرتا رسیدم. ما تیم خوبی داشتیم و در سال 1998 جواز صعود به رقابتهای قهرمانی برزیل را کسب کردیم. سال بعد از آن هم در لیگ ایالت سائوپائولو حضور داشتیم.
و پس از آن به بازی در اروپا علاقهمند شدی...
باید بگویم این موضوع دلایلی داشت که باعث شد مجذوب شوم. چند تا از استعدادیابهای باشگاه رن به کمپیاناس آمدند و بازی تیم ما را زیر نظر گرفتند. بازیکن مورد نظر آنها یکی از هافبکهای ما به نام وندر بود. من آن روز واقعا خوب بازی کردم و 2 گل هم زدم و رن تصمیم گرفت هر دوی ما را به خدمت بگیرد. من فقط هجده ساله بودم و راستش را بخواهید تا آن زمان اصلا به ادامه فوتبالم در کشوری دیگر فکر نکرده بودم. نمیدانستم اصلا چرا باید چنین کاری را انجام دهم. به همین علت مشکلات زیادی داشتم.
چه مشکلاتی؟
هر چیزی که به رفتن به کشوری دیگر مربوط میشود؛ مثل هوای سرد، زبان بیگانه، مردم، آداب و رسوم و از این چیزها. باید برای انتقال کاملا آماده باشید و من نبودم. وقتی جوان هستید، فقط به این فکر میکنید که مهمترین علتی که باعث شده آنها به شما چنین فرصتی بدهند، موضوع کسب درآمد این انتقال است. الان 7 سال است در اروپا هستم و هیچ شکی ندارم که اشتباه بزرگی مرتکب شدم که در چنین سن پایینی به رن رفتم.
و بعد به برزیل برگشتی و برای سائوپائولو بازی کردی.
بله. خوشبختانه هر وقت زندگی روی بدش را به من نشان داده، من تصمیم به بازگشت گرفتهام و ازن این کارم نتیجه هم گرفتهام به هر حال من از رفتن به رن تجربه کسب کردم. در سال 2001 به سائوپائولو پیوستم و خوششانس بودم که با بازیکنان بزرگی مثل روجریو سنی، لیندرو، کاکا و فرانکا همبازی شدم.
برای اولین بار در یک دهه، سائوپائولو جواز حضور در جام لیبرتادورس را به دست آورد. آرزویی که مدتها در فکر و ذهن هواداران بود، برآورده شده بود. من گلهای زیادی زدم و برای اولین بار، به تیم ملی برزیل دعوت شدم. به این ترتیب حرفهام احیا شد.
اگر گلهایی را که به ثمر رساندی کنار بگذاریم، به نظر میرسد رابطه بسیار خوبی با هواداران سائوپائولو داشتی.
بله. احساسی که آنها به من داشتند، فراتر از حد تصور بود، فکر کردن به این عشق و علاقه دیوانه میکند. فکر میکنم هواداران میفهمند که یک بازیکن دارد تمام توانش را برای تیم به کار میگیرد تا آنها را راضی و خشنود کند. این چیزی است که من همیشه انجامش دادهام و به آن اعتقاد دارم.
این نوع نگرش تو به فوتبال مشکلاتی را هم برایت به همراه داشته است. اینطور نیست؟
بله. کارهای بیهوده و احمقانهای در زمین انجام دادهام که تنها برایم کارتهای رنگی به همراه داشته است. تکلهای بدی رفتهام و به حریفان اجازه دادهام که مرا عصبی کرده و از آن بهرهبرداری کنند. بله این حقیقت دارد. متاسفانه شخصیت من طوری است که زود عصبی میشوم.
دوران حضورت در سائوپائولو زمانی به پایان رسید که پورتو برای به خدمت گرفتن تو وارد شد. پس از تجربه ناامیدکننده اولت در اروپا، چطور پذیرفتی که به آنجا برگردی؟
بازگشت به اروپا تصمیمگیری سختی بود چون من در باشگاهی بازی میکردم که به من کمک کرده بود به سله سائو (تیم ملی برزیل) برسم و از آن گذشته بهترین روزهای زندگی من در آنجا رقم خورده بود. در آن زمان ما بتازگی فینال جام لیبرتادورس سال 2004 را باخته بودیم و هواداران عصبانی بودند. پورتو هم بتازگی قربانی لیگ قهرمانان اروپا شده بود. پس از همه آنچه در رن اتفاق افتاده بود، واقعا نمیدانستم تصمیمگیری من درباره رفتن به پورتو صحیح است یا نه.
تصور میکردی در آن موقع در مقایسه با دفعه پیش برای رفتن به اروپا آمادهتر هستی؟
شاید کمی آمادهتر از مرتبه اول بودم. چون تجربه بیشتری داشتم، ولی همچنان کار سختی بود. بتازگی از کمند یک مصدومیت سخت رها شده بودم و پورتو بهترین بازیکنانش و ژوزه مورینیو را از دست داده بود. مهمتر از همه آنها من مشکلات شخصی بزرگی داشتم. برادرم در سال 2005 به مدت 2 ماه ربوده شد و بدترین روزهای زندگی ورزشیام را سپری میکردم.
همه چیز برایت خیلی بد به نظر میرسید، اما توانستی به اوج برگردی. احساست زمانی که به سویا پیوستی چگونه بود؟
در پایان آن فصل چند پیشنهاد از تیمهای دیگر داشتم؛ اما شانسم را در اسپانیا جستجو کردم. از این که به سویا پیوسته بودم، خوشحال بودم.
پیش از آمدنت به سویا شرایط این تیم چندان مطلوب نبود. فکر میکردی سویا تا به این حد موفق باشد؟
حتی در بهترین شرایط هم چنین تصوری نداشتم. نهتنها من، بلکه رئیس باشگاه و هیچ کس دیگری انتظار چنین موفقیتهایی را نداشت. سویا بندرت جام بزرگی را فتح کرده بود. قهرمانی در جام یوفا در صدمین سال تاسیس باشگاه، بیش از آن چیزی بود که در تصورمان بود، چه رسد به این که در فصل بعد این موفقیت را تکرار کنیم. ما گروهی از بازیکنان بودیم که زیر نظر مربی بزرگی به نام «خوانده راموس» به اوج دوران بازیگری خود رسیدیم.
پس از جام جهانی 2006 رقابت سختی برای تصاحب پست مهاجم نوک در تیم ملی برزیل شروع شد. آیا در حال حاضر تو فاتح این رقابت هستی؟
من به یک موضوع اعتقاد خاصی دارم و آن جنگندگی و تلاش همیشگی است. اکنون در تیم اصلی هستم، اما هرگز نمیتوانم راجع به باقیماندنم در ترکیب اصلی مطمئن باشم. من پیش خودم فکر نمیکنم اگر در 3 یا 4 بازی گل نزنم در تیم اصلی میمانم. در برزیل تحمل حتی یک بازی ضعیف هم امکانپذیر نیست. همه شما را به دقت زیر نظر میگیرند و رقابت خیلی سخت است.
درخصوص انتقال رونالدو به کورینتیانس چه نظری داری؟ فکر میکنی او میتواند به رقابت بر سر قرار گرفتن در ترکیب تیم ملی برزیل بازگردد؟
احساسم این گونه است که رونالدو در حال حاضر به این موضوع فکر نمیکند. الان هدف اصلی او خوب بازی کردن برای کورینتیانس است و در آن صورت میتواند به بازگشت به تیم ملی امیدوار باشد. او هر چه یک فوتبالیست میتواند ببرد، برده است. فکر میکنم او اکنون فقط به فکر لذت بردن از فوتبال است.
در خصوص علاقهات به خوانده راموس گفتی. آیا میخواهی در آینده مربیگری کنی؟
نه هرگز (میخندد) این کار بسیار سختی است. فکر نمیکنم بتوانم تمرین را اداره کنم. مدیر برنامههایم قصد دارد مرا متقاعد کند که پس از پایان دوران بازیگریام، یا تاجر شوم یا یک مدیر ورزشی. اما نمیدانم چه خواهد شد. ژونال ژونچیو رئیس باشگاه سائوپائولو یک روز به من گفت میتوانم بعد از پایان فوتبالم برای سائوپائولو کار کنم. بگذارید ببینیم آیا او شش هفت سال بعد باز هم چنین پیشنهادی را مطرح خواهد کرد؟ (میخندد)
آیا دوستداری روزی دوباره برای سائوپائولو یا پونته پرتا بازی کنی؟
رویایم این است که در پونته پرتا که دوران بازیگریام شروع شد، بازنشسته شوم. البته دوست دارم روزی دوباره در بالاترین سطح، برای سائوپائولو بازی کنم، چون دوران فوقالعادهای را در آنجا پشت سر گذاشتم و رابطهام با باشگاه و هواداران بسیار عالی بود. در سال 2005 همراه تیم ملی به ورزشگاه مورمبی برگشتم؛ اما با وجود آن که رونالدینیو، روبینیو و کاکا در زمین بودند، تماشاگران مرا تشویق میکردند. این جو فوقالعاده است و میخواهم باز هم آن را تجربه کنم.
مزدک میرزایی
منبع: سایت فیفا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: