در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مثلا پسران اشتیاق بیشتری به تماشای کارتون سفرهای سندباد داشتند و دختران، کارتون مهاجران را پیگیری میکردند. نکته جالب توجه در این بین، لذت تماشای این شخصیتهای کارتونی با دوبله فارسی بود و خاطره شدن صداهایی دوستداشتنی که حضور تقریبا ثابتی در دوبله این کارتونها داشتند.از میان آن صداها، یکصدا تعلق دارد به ناهید امیریان (متولد 1333 تهران) که نام و صدایش در طول چند دهه با دنیای دوبله کودکان و نوجوانان پیوند ناگسستنی داشته است. وی از اواسط دهه 1340 و با دوبله کارتون سینمایی پسر جنگل (نقشگویی به جای شخصیت موگلی) و پینوکیو (به مدیر دوبلاژی ژاله علو در استودیو پاسارگاد و گویندگی زندهیادان عزتالله مقبلی به جای پدر ژپهتو و حسن عباسی به جای جیمینو) ناهید امیریان یکی از فعالان این عرصه بوده و هست و فهرست بلند بالای کارهای او در این زمینه میتواند بدون هیچ توضیح اضافهای موجب زنده شدن خاطرات فراموش ناشدنی علاقهمندان به دوبله کارتون شود. مانند آثاری چون گربههای اشرافی (به جای گربه سفید کوچک)، رابین هود (خرگوش کوچولو)، پسر شجاع (خرس مهربون)، هاچ زنبور عسل (هاچ)، بامزی قویترین خرس دنیا (به جای بامزی که با عسل خوردن نیروی زیادی میگرفت و راوی آن شمسی فضلاللهی بود)، مهاجران ( به جای لوسی می که سرانجام حافظه از دست رفتهاش را باز مییابد!) سفرهای سندباد (به جای سندباد که درکنار زندهیاد مهدی آژیر گوینده نقش شیلا، اجراهای درخشانی داشتند)، بچههای کوه آلپ (آنت) پینوکیو (نسخه ژاپنی به جای جینا)، دختری به نام نل (صدایی غمگین و افسرده به جای نل)، سنجاب کوچولو (بنر)، خانواده دکتر ارنست (فلون) و... «مدتی در دوبله فیلمها سعی کردم جای دختران پانزده شانزده ساله صحبت کنم ولی متوجه شدم که هیچ علاقهای به این نوع نقشگوییها ندارم چون عاشق دنیای بچهها هستم و کارتون هم در وهله اول، مخصوص بچههاست. برای همین از دوبله کارتون لذت میبرم.» از او باید به عنوان سرآمد دوبلورهای بچهگو یاد کرد که آن قدر صدای خود را با اجرای شیرین و جذاب به جای بازیگران خردسال به یادگار نهاده که آن را تبدیل به خاطره مشترک چند نسل کرده است: «در دوبله به جای بچهها، کار خاصی نمیکنم و همین لحن صدای عادیام است که در گفتگوهای روزمره از آن استفاده میکنم. فکر میکنم چون از دوران کودکی با این حرفه آشنا شدم به مرور توانستم بازده قابل قبولی داشته باشم چون بچهها نکتههای بسیاری را هنگام یادگیری در حافظهشان ثبت میکنند و در بزرگسالی به نحوی پس میدهند. از سال 1338 توسط پدرم [رضا امیریان] که در دوبله و تئاتر فعالیت داشت به این عرصه وارد شدم. البته قبل از این که برای کار دوبله انتخاب شوم در زمینه پیش پردهخوانی در کنار پدرم در تئاتر نصر و جامعه باربد فعالیت میکردم و همین تجربه باعث شد که هیچ وقت از جمعیت و میکروفن ترسی نداشته باشم.
پدر روزها برای دوبله به استودیو مولن روژ میرفت و عصرها کار تئاتر میکرد و من هم همیشه در کنارش بودم. در این همراهیها بود که با دوبله و اتاق ضبط آشنا شدم و به مرور فن بیان را از استادانی چون احمد رسولزاده و زنده یادان ایرج دوستدار و ایرج ناظریان آموختم. تا این که در استودیوی دوبلاژ مشغول کار شدم. هنوز خواندن و نوشتن را نیاموخته بودم و دیگران دیالوگ را به من میگفتند و آنها را حفظ کرده و میگفتم. بامزه این بود که حتی قد من به میکروفن هم نمیرسید و چند قوطی فیلم زیر پایم میگذاشتند. این همنشینی با دنیای بزرگترها بود که مرا عاشق دوبله کرد.» امیریان در فعالیتهای تئاتریاش در 12 سالگی با عزتالله انتظامی و علی نصیریان در نمایش «شاه عباس و مرد پینهدوز» همبازی شد و هم زمان با کار در دوبله و تئاتر، به رادیو نیز رفت و در برنامه «داستانهای رادیو» با ژاله علو، بهزاد فراهانی و زندهیاد هوشنگ بهشتی همکاری کرد. امیریان تجربه حضور در ضبط نوارهای قصه را نیز داردکه نوار «48داستان» از برجستهترین آنهاست. او با استعدادی که نشان داد خیلی زود تبدیل به پای ثابت دوبله شد. از نقاط قابل بحث نقشگوییهای ناهید امیریان در فیلمهای ایرانی، میتوان به سلطان قلبها اشاره کرد: «الان که سلطان قلبها را میبینم، از صدا و نحوه اجرایم راضی نیستم چون در قسمتهایی هنگام بلند صحبت کردن، صدایم جیغجیغی شده که دوست ندارم!» کارنامه ناهید امیریان از لحاظ گویندگی به جای بازیگران کودک آثار خارجی آن قدر پربار است که تحلیل و بررسی هریک از آنان از حوصله این یادداشت خارج است. در نتیجه به معرفی چند نمونه درخشان اکتفا میکنیم. دوبله ماندگار اشکها و لبخندها (آوای موسیقی) از جمله این آثار است که امیریان به جای دختر کوچک خانواده یعنی گرتل (با بازی کیم کارات) صحبت کرد و حتی ترانه هم خواند: «خاطرات بسیار خوبی از دوبله اشکها و لبخندها دارم، بخصوص از نحوه مدیریت استاد علی کسمایی که با چه تسلطی در حدود یکماه دوبله این فیلم را اداره کردند. برای خواندن ترانههایی مانند «دو، دوشب، نخوابیدم» از اداره هنرهای زیبای آن زمان خواننده و گروه کر آوردند و تنها کسی که از جمع دوبلورها آواز خواند من بودم که برای این، آموزش موسیقی دیدم که خیلی برایم جالب بود و به نوعی به آرزوی یادگیری در زمینه موسیقی نیز رسیدم.» یکی از یادگارهای به جا مانده از دوران طلایی دوبلاژ، دوبله «جنگیر» به مدیریت خسروخسروشاهی است که از نظر ترجمه، انتخاب مناسب گویندگان و صدابرداری اثر ماندگاری است. اتفاقا ناهید امیریان در جنگیر به جای شخصیت ریگن (با نقشآفرینی لیندا بلر) در سکانسهایی که هنوز مسخ شیطان نشده، نقشگویی میکند (در فصلهای مربوط به شیطان از صدای فیلتر شده مازیار بازیاران استفاده شده است). در صحنه حضور مهمانان در خانه که ریگن با لباس خواب در میان جمع ظاهر میشود، امیریان با حالتی وهمگونه این جمله را با تسلط میگوید که «تو بالاخره آن بالا میمیری.» این نحوه نقشگویی را میتوان تعمیم داد به سکانسهای جیغ و دادهای ریگن که نشان میدهد دوبلور چقدر انرژی گذاشته و به قول امیریان تاثیرگذاریاش به حدی بوده که تا چند وقت طاقت خوابیدن در اتاق تاریک را نداشته است! از دیگر همکاریهای خسروشاهی با امیریان، دوبله کریمر علیه کریمر است که نقشگوییهایشان در کنار هم لحظههای شیرینی را خلق میکند. خسروشاهی به جای داستین هافمن و ناهید امیریان به جای بیلی کریمر (با بازی جاستین هنری) دقایق زیادی از دوبله فیلم را استادانه پیش میبرند؛ بویژه در قسمتهایی که گفتگوهای دونفره دارند، مثل صحنه لجبازیهای بیلی با پدرش سرغذا خوردن: «باور کنید که هرگاه کنار استادانم مینشینم، تجربه تازهای را کسب میکنم. هنگام دوبله کریمر علیه کریمر از آقای خسروشاهی خجالت میکشیدم وقتی که میگفت تو مرا از رو بردی! نمیخواهم بگویم که هماکنون دوبله تعریفی ندارد ولی آن زمان صدای همه گویندگان جزو صداهای خاص بود. صدا مقولهای است که زمان میخواهد تا در بین مردم جا بیفتد. ساختار و نوع فیلمها در گذشته روی کیفیت دوبله نیز بیتاثیر نبود، در حالی که آثار فعلی آن تاثیرگذاری سابق را ندارد.» دوبله سریالهای الیورتوییست، خانواده دیویس، خانه کوچک، از سرزمین شمالی، پکولا، جواهری در قصر (صدای کودکیهای یانگوم) و... نیز در کارنامه امیریان دیده میشود. وی همچنین مدیریت دوبلاژ را از سال 1383 و با دوبله سینما پارادیزو آغاز کرد و با آثاری مانند انجمن شاعران مرده، نارنیا، بازگشت زمان و ... این راه را تا به حال ادامه داده است.
نیروان غنیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: