در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اقدام شورای وزیران امور خارجه 27 کشور اتحادیه اروپا که مغایر با حقوق و موازین بینالمللی و تعهدات پذیرفته شده این اتحادیه در قبال کنوانسیون مبارزه با تروریسم سازمان ملل نظیر قطعنامه 1373 شورای امنیت سازمان ملل بود، ادامهای از روندی است که برای نخستین بار در نوامبر 2007 دادگاهی در انگلیس با این ادعا که گروهک منافقین از سال 2001 تاکنون فعالیت تروریستی نداشته، نام آن را از فهرست گروههای تروریستی خارج کرد. در پی آن نیز در اکتبر سال گذشته چنین حکمی از سوی دادگاه اتحادیه اروپا به تبعیت از انگلیس صادر شد. با این حکم، مصادره اموال این سازمان تروریستی در اروپا به حالت تعلیق درآمد.
گروهک منافقین که پس از طرد از سوی مردم ایران در یک خانه به دوشی خفتبار از ایران رانده شد از خاک همسایه غربی، عراق برای انجام عملیات تروریستی بیمنطق خود سود میجست و یکی از بازوهای رژیم بعث حتی در سرکوب شیعیان در سالهای دهه 1980 نیز بودند و از انجام هیچ عمل غیر انسانی و تروریستی حتی در حق همفکران خود ابا نداشت. با سقوط رژیم بعث عراق در سال 2003، این گروهک با محدود شدن در پادگان اشرف به زندانیان دربند تبدیل شده بود و پس از توافق اخیر موفقالربیعی و جلیلی، همتای ایرانیاش در جریان سفر اخیرش به تهران هیچ توجیه ژئوپلتیکی برای وجود این گروهک باقی نماند و همین هم باعث شد اتحادیه اروپا در یک تکاپوی نافرجام به احیای حیات خاموش آن، برخلاف تمامی معاهدات و کنوانسیونهای بینالمللی همت گمارد.
تصمیم اتحادیه اروپا برای قرار دادن نام سازمان مجاهدین خلق در فهرست گروههای تروریستی در سال 2002 مبتنی بر اقداماتی بود که پس از حملات 11 سپتامبر 2001 برای پایبندی به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد در پیش گرفته شد. طبق این قطعنامه اعضای سازمان ملل متحد به قطع هرگونه کمک مالی به گروههای تروریستی ملزم میشدند؛ اما بازخوانی عملکرد اتحادیه اروپا در مواجهه با سازمانهای تروریستی عموما و گروهک منافقین خصوصا دارای تناوب و نوسانات بسیار متغیری است که پیشبینی رویکردهای آتی را عملا با سردرگمی مواجه میکند. در سال 2003 و با دستگیری گسترده کانونهای ساماندهی و خانههای تیمی منافقین در پاریس و اکنون با خارج کردن آنها از فهرست سازمانهای تروریستی از سوی بروکسل، عملگرایی دیپلماتیکی و منفعتگرایی امنیتی را در نمودار نحوه تعامل با تهران دگرگون کرده است.
آن هنگام که پلیس ضدتروریسم فرانسه ژوئن 2003 با یورش به کانون هماهنگی اروپایی منافقین در پاریس بیش از 200 تن از اعضای آن از جمله مریم رجوی نفر شماره 2 این گروهک را بازداشت کرد و تحت بازجویی قرار داد، صریحا اذعان کرد که سازمان مجاهدین خلق ایران متهم به برنامهریزی، هماهنگی و حمایت مالی از عملیات تروریستی است و تا مدتها هم پلیس فرانسه این عملیات را بهعنوان یکی از بزرگترین عملیات ضدتروریستی خود در طول چند دهه گذشته یاد کرد و همان هنگام هم ژان پیر رافائل، نخستوزیر وقت فرانسه در گفتگو با لوموند دیپلماتیک صراحتا گفت که عملیات پلیس فرانسه سیستم عصبی مرکزی یک سازمان تروریستی خطرناک را هدف قرار داده است و نیکلا سارکوزی وزیر وقت کشور فرانسه هم گروهک منافقین را «وحشیترین گروه تروریستی دنیا» اعلام کرد و بعدها هم دیوید میلیبند، وزیر امور خارجه انگلیس با اشاره به اقدامات تروریستی این گروهک، تحرکات اعضای این گروه را نفرتانگیز توصیف کرد و در مصاحبه با تایمز اعلام کرد که این گروهک مسوول برخی از اقدامات تروریستی نفرتانگیز در مدت طولانی بوده و آنها هرگز به طور علنی خشونت را کنار نگذاشتهاند و تنها سلاحهایشان را در عراق از سر اجبار و ناچاری تحویل دادهاند. با وجود این اظهارات و موضعگیریهایی که هیچکدام رنگ عملی و عینی به خود نگرفت، سازمان مجاهدین خلق از سال 2002 به پیشنهاد انگلیس و به تبعیت از آمریکا در راستای زمینه چینی برای مبارزه جهانی با ترور در فهرست سیاه ترویستی اتحادیه اروپا قرار گرفت، باوجود این تاکنون 2 نهاد عالی قضایی انگلیس این تصمیم را لغو کردهاند و این گروهک همچنین از دسامبر 2006 از رای موافق دادگاه اروپا برای حذف از فهرست سیاه تروریستی برخوردار شد. رای نابهنجار و بیمنطق شورای اروپا به فسخ اقدام گذشته خود در حالی وجاهت غیرقانونی مبارزه با تروریسم را بیاعتبارتر میسازد که از سال 1998 تاکنون گروههای اسلامی مقاومت مانند حماس و حزبالله و جهاد اسلامی که همواره قربانیان اصلی تروریسم دولتی اسرائیل بودهاند، هر ساله عضویت آنها در این فهرست اتحادیه اروپا تمدید میشود.
اجماع 27 کشور اتحادیه اروپا برای حذف این گروهک از فهرست کشورهای تروریستی در هنگامهای رخ داد که موفقالربیعی، مشاور امنیت ملی عراق در جریان سفر اخیرش در تهران گفت که دولت عراق گروهی از منافقین را که مرتکب جنایت شدهاند، تحویل ایران خواهد داد و بزودی اردوگاه اشرف به دست فراموشی سپرده و به زبالهدانی تاریخ ریخته میشود. سخنان الربیعی پس از آن ایراد شد که وی عنوان کرد که در میان ساکنان پادگان اشرف کسانی را میشناسیم که دستشان به خون افراد بیگناه عراقی آلوده است که ما آنها را به دادگاههای عراق تحویل خواهیم داد و همچنین در میان آنها افرادی هستند که دستشان به خون مردم ایران آلوده است که بر اساس موافقتنامه امنیتی میتوانیم آنها را تحویل ایران دهیم.
قول مساعد دولت عراق در حالی آخرین روزنههای امید را برای گروهک منافقین به یاس تبدیل کرده است که اعضای این سازمان تروریستی پس از تصرف عراق در مارس 2003 توسط نیروهای آمریکایی خلعسلاح شدند، اما آنها همچنان در پادگان اشرف که در شرق استان دیاله عراق نزدیک به مرز ایران واقع است، ساکن هستند. این پادگان تا ابتدای امسال تحتنظر نیروهای آمریکایی بود و بعد هم مسوولیت آن از اول ژانویه امسال به نیروهای عراقی واگذار شده است. وعدهالربیعی در دیدار با جلیلی، همتای ایرانیاش مبنی بر انحلال پادگان اشرف تا 2 ماه دیگر و تحویل اعضای این سازمان به ایران ظاهرا اتحادیه اروپا را چنان دچار سردرگمی و اضطرار دیپلماتیک کرده است که در دستپاچگی آشکار به نام این گروهک تروریستی روی آورده تا اندک قوای تحلیل رفته این سازمان به دنبال جایی برای حیات پایانی، آوارگی اروپایی را بار دیگر تجربه کند.
تروئیکای اروپایی که بارها نشان داده است هیچ تعهد و الزامی به رعایت قواعد بازی ندارد و از کشاندن ملزومات خارج از بازی به زمین بازی هیچ ابایی ندارد، با قطع مذاکرات هستهای در سال گذشته همواره سیاست یک بام و دو هوایی را در مواجهه با نوع برداشت و برخورد جانبدارانهاش از مقوله تروریسم در پیش گرفته است. صدور مجوز سخنرانی برای اعضای ارشد این گروهک تروریستی در پارلمان اروپایی پس از اقدام پارلمان انگلیس در حذف آنها از فهرست سیاه تروریسم و تشدید رفت و آمدهای آنان در راهروهای پارلمان اتحادیه اروپا در بروکسل نشانی از رفتارهای مشروط و دوگانه این اتحادیه در راستای افزایش تنش و چالش برای اثرگذاری بر دیگر نتایج بازیهای دیگر چون پرونده هستهای ایران است.
بیمار در حال مرگ و زوال سازمان مجاهدین خلق بلاشک هیچ تهدید و آسیبی را متوجه امنیت ملی ایران نمیکند
هرچند به گمان بسیاری سکوت ایالات متحده در پی اقدام شورای وزیران امور خارجه اتحادیه اروپا و نگه داشتن این گروهک در فهرست سازمانهای تروریستی فرکانسهایی در قالب پالسهای مثبت از سوی اوباما برای نشان دادن تمایل به سمت گفتگو و حسن نیت دیپلماتیک است. اقدامی که در دوره بوش هم تکرار شده بود؛ اما سفر مکرر مقامات گروه منافقین به کشورهای مختلف اروپایی بویژه فرانسه و اختصاص یک پایگاه تدارکاتی در ناحیه اوور سور واز و تاکید آمریکا بر استفاده از منافقین علیه ایران ازجمله این حمایتهای پنهان و آشکار بوده است و همین هم بیانگر این امر است که از وعدههای شعاری تا عملیاتی شدن اجرایی فاصله بسیاری است.
استفان کامبون، معاون اطلاعات امنیت دفاعی آمریکا در مصاحبهای اعتراف کرد که ایالات متحده اعضای سازمان منافقین را مجبور کرده به یک پیمان نامه سوگند بخورند و به این ترتیب نیروهای آمریکایی آنها را وارد یگانهای خود کرده و به آنها آموزش نظامی میدادند تا علاوه بر انجام عملیات تروریستی برای جمعآوری اطلاعات و هدفیابی از برنامه هستهای ایران به این کشور اعزام شوند. به گفته کامبون، اعضای منافقین از جنوب ایران و نیروهایی که از سوی اسرائیل آموزش دیدهاند برای انجام عملیات موازی از شمال وارد ایران میشدند. گروهک منافقین اکتبر 2002 در گزارشی که به سازمانهای سیا و موساد تحویل داده شد، با ارائه اطلاعاتی از وجود 2 تاسیسات هستهای نطنز و اراک که به گمان آنها از سوی تهران به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش نشده، ادعا کردند که ایران مبادرت به فعالیتهای هستهای زیرزمینی و مخفی و خارج از پادمانهای آژانس میکند، اما اعتراف ضمنی پنتاگون به ارائه اطلاعات سوخته برای مهم جلوه دادن کارکردهای اطلاعاتی این گروهک و گزارش مدیرکل آژانس مبنی بر ارائه گزارش ایران و در جریان نهادن آژانس بیش از پیش بر رسواییهای آنها افزود. جاسوسیهای هستهای گروهک منافقین با ارائه گزارشهای نادرست و سوخته درباره تاسیسات یو.سی.اف اصفهان دسامبر 2004 که یک سال پیش تهران آن را به اطلاع بازرسان آژانس رسانده بود بار دیگر مهر بیاعتباری دیگری را بر پیکره فروریخته این سازمان نهاد تا پنتاگون و سیا هم به این نتیجه برسند که حمایت علنی از این گروهک تروریستی یک اشتباه استراتژیک بوده و جای آنها در فهرست سیاه تروریستی خوشتر از هر جای دیگر است. این آبروریزیهای اطلاعاتی تا آنجا ادامه یافت که موسی خیابانی، یکی از مقامات ارشد منافقین در جریان بازداشتهای 2 سال گذشته اعتراف کرد که تمامی اطلاعاتی که سازمان مجاهدین خلق ایران در اختیار دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی و حتی رسانههای غربی قرار داده بود، دروغ محض و ساختگی بوده است تا حکومت ایران را بیاعتبار سازد و به آمریکا و اسرائیل و اتحادیه اروپا کمک کند فشار بیشتری به ایران بویژه در حوزه پرونده هستهای وارد کنند.
اما از سوی دیگر، ایالات متحده که همواره حمایت رژیم بعث از گروهک منافقین و تبدیل آنها به بازوی اجرایی را یکی از صدها مورد نقض قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل تلقی کرده و بوش هم در سخنرانی پیش از حمله به عراق در سازمان ملل پناه دادن به اعضای این سازمان را حمایت آشکار از تروریست نامید پس از سرنگونی رژیم بعث با طی مسیر طی شده رژیم بعث ثابت کرد که رژیمهای حقوقی و معاهدات بینالمللی در نگاه ایالات متحده کارکردی دوگانه و تبعیضآمیز دارد و به واقع آمریکا و اروپا متعهد و پایبند به قوانین حقوقی بینالمللی است تا هنگامی که این قوانین حقوقی علیه خودشان نباشد و همین اقدام هم وزارت امور خارجه آمریکا در تدوین فهرست سازمانهای تروریستی در 1997 و جای دادن گروهک منافقین در سالهای بعد در این فهرست را در کنار گروههای چون القاعده فاقد مشروعیت و وجاهیت بینالمللی کرد. چراکه در کنار چنین رفتارهای دوگانهای و حمایتهای آشکار کمیته عمومی سیاست ایران که ارتباطی مستقیم به لابی صهیونیستی ایپک دارد، به عنوان یکی از منابع تامین نیازهای مالی و لجستیکی این گروه همواره مطرح بوده است.بیمار در حال مرگ و زوال سازمان مجاهدین خلق که لایههای چندبخشی این گروهک فروریخته، دچار چندپارگی فکری و گفتمانی شده و آمد و شدهای مسعود و مریم رجوی، تنها به بازارگرمی اطلاعاتی و استراتژیکی در راهروهای کنگرههای اروپایی محدود میشود و بلاشک هیچ تهدید و آسیبی را متوجه امنیت ملی ایران نمیکند. بواقع تنها و تمام نگرانی تهران نبوده و اما رویه غلط و نابهنجار اتحادیه اروپا در عدم مشروعیت بخشیدن به رویکرد نامفهوم مبارزه با تروریسم نهتنها کمکی به تبیین گفتمانهای غلط تروریست خوب و ترویست بد حاکم بر سر اتحادیه اروپا در بروکسل نخواهد کرد که به همان میزان مشروعیت نداشتن این شورا را در مبارزه پوشالی با تروریسم متزلزل میکند.
ارسلان مرشدی
منابع: آمریکن مانیتور و رویترز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: