ویدئو آرت به عنوان یک رسانه چه اندازه توانسته در تحقق و تجلی جهان درونی شما کمک کند؟
ویدئو آرت یک اثر تصویری کوتاه از نظر زمانی است که با بهره گرفتن از المانهای تصویری در جهت ارائه دیدگاه و اندیشهها، یاری میرساند.
چیزی که در این رسانه مرا جذب میکند، بخش تفکر و بخش ساختاری آن است. ویدئو آرت این امکان را فراهم میکند که در مدت زمان کوتاهی از طریق تصویر با مخاطب ارتباط برقرار کنید. اما کوتاه بودن زمان، دال بر سهل بودن کار با این رسانه نیست، بلکه چهبسا تا حدودی کار دشوارتر نیز میشود. همانند داستان کوتاه که نویسنده میبایست با واژههای کمتر، مفاهیم بیشتری را منتقل کند.
این رسانه با پیچیدگیهای خاص خود، سازنده را با سرعت بیشتری به نتیجه مورد نظر نزدیک میکند.
در اثر ویدئویی شما، تماشاگر به فضایی از ایهام وارد و با تصاویری رنگارنگ، گاه نمادین و گاه شاعرانه روبهرو میشود که روایتی را برای او نقل میکند. این اثر روایی، روایتگر چیست؟
از ویژگیها و بخش قابل تامل هنر نو، طرح پرسشها و ایجاد سوال در ذهن مخاطب و برانگیختن دیگری، به جستجوگری و مکاشفه است.
وجه غالب در این ویدئو آرت، ساختن و تخریب، تخریب و ساختن و روایت خود انسان است.
در حقیقت ترکیب واژهها به یک ساختمان تشبیه شده که با تخریب یک واژه و جدا کردن حروف آن، میتوان چندین واژه دیگر ساخت. اما سوال این است واژههای جدید، چه معنایی را افاده میکند.
در اینجا المانها به مثابه حرفی از حروف و به مثابه واژهای، محسوب و در قالب یکسری از نماها، در ارتباط با یکدیگر معنا پیدا میکنند.
چیدمان که در قالب آثاری فیگوراتیو، در کنار این مجموعه به نمایش گذاشته شد، چه نقشی را در آن ایفا میکند؟
چیدمان، نقاشی و ویدئو آرت، به نوعی مکمل یکدیگر بودند اگرچه هرکدام را به صورت مستقل هم میتوان مورد توجه و بررسی قرار داد.
چیدمان نیز روایتی دیگر از انسان است. انسانی گاه جستجوگر و گاه فارغ از هر هیاهو که در حال و هوای خود آرمیده است.
وجه ارتباط نقاشی دیجیتال در این مجموعه چگونه است و این شیوه از نقاشی و انتزاع، چه امکاناتی را در اختیار هنرمند قرار میدهد؟
نقاشیها نیز با مفاهیم ویدئو آرت و چیدمان همسو و مرتبط است و نمایی دیگر از این مضامین را به تصویر میکشد.
چهبسا رنگها و فرمهایی که در ویدئو آرت و چیدمان میبینیم، در نقاشیها هم به شکلی انتزاعی رویت شود و این انتزاج رنگها در فضای کل نمایشگاه حاکم است.
این سبک از نقاشی به واسطه امکاناتش، انتخابهای بسیاری را در برابر ما قرار میدهد، امکاناتی که شاید بتوان گفت مختص هنرهای جدید است و در هنرهای قدیم نمیتوان بدان دست یافت.
دنیای امروز به دنبال هنر امروز است و هنرمند امروز با استفاده از تکنولوژی حاضر و امکاناتی که در اختیارش قرار میگیرد، در خلق آثار هنری بهره میجوید و این جزء شاخصههای توسعه هنری قلمداد میشود.
این تکنولوژی نهتنها در هنر، بلکه در همه عرصههای زندگی انسان حاضر وارد شده و نقش بسزایی را ایفا میکند.
برخی از مخاطبین آثار هنری شما، بر این باورند که خاستگاه فکری شما در تمامی آثار سرچشمه و منشاء عرفانی معنوی داشته و به این سو تمایل دارد. نظر شما چیست؟
در هر اثر هنری ارائه شده، به میزان مخاطبین، با تاویل و استنباطهای متفاوتی روبهرو میشویم که این تاویلها، غالبا متضاد و مغایر یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هم میباشند.
این برداشت نیز تاویل مخاطب است و برای من بسیار ارزشمند. حال این که این ارزیابی تا چه اندازه با دیدگاه شما همسو است، شاید چندان مهم نباشد، چرا که ما قصد همسونگری با مخاطب را نداریم و او ارزیابی خود را دارد. اما چه بسا در بیان و ابراز این دیدگاهها و نظرات به هنرمند، چیزهایی بازگو شود که شاید خود او نیز ندیده باشد و این نکته برای من، بسیار حائز اهمیت است.
مریم جلالی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم