در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شیرین 18 ساله از ابهر:
نامهای که نوشته بودی، نشان میداد که خیلی تنهایی یا لااقل خودت این طور فکر میکنی، ولی همه ما کسی را داریم که همیشه با ماست و هیچ وقت ما را تنها نگذاشته و نخواهد گذاشت. کسی که با قدرت لایزالش همیشه به فکر ماست، حتی وقتی که ما با او قهر میکنیم و از سر نادانی بعضی وقتها با او لجبازی مینماییم. پس اینقدر ناامید نباش و به چیزهای خوب زندگی بیشتر فکر کن. البته من هم قبول دارم مشکلات زیادی داری ولی باید با آنها مبارزه کنی نه این که در مقابل آنها عقبنشینی کنی، گاهی وقتها یک اشتباه کوچک ما باعث میشود زندگی عزیزترین کسانمان را خراب کنیم، مثل اشتباهی که در گذشته و در زندگی پدر و مادرت اتفاق افتاده و حالا گریبان تو را گرفته است. بیا سعی کنیم از این اشتباهها درس بگیریم و آنها را تکرار نکنیم. اشتباهاتی که تاوانشان را خیلیها باید بدهند. چقدر خوب است از لحظه لحظه زندگی درس بگیریم.
شاید مرا به این مساله متهم کنی که جزو آن دسته از آدمهای بیغمی هستم که دیگران را درک نمیکنم. جای گرم و نرم نشستهام و از روی سرگرمی و برای نصحیت کردن و شاید حتی فقط به خاطر چاپ شدن نوشتهای به اسم خودم در روزنامه این جملات را سر هم کردهام، ولی اصلا این طور نیست. من فقط به این امید برایت می نویسم که شاید حرفهایم مرهمی باشد، برای قلب کوچکت. راستی یک خبر دست اول هم برایت دارم و آن این که تو حالا نزدیک به یک هفته است در یکی از شهرهای ایران یک دوست پیدا کردهای. دوستی به نام شیرین!
حالا چند وقتی میشود که از چاپ نامه سارا که در تاریخ 24 دی ماه منتشر شد میگذرد. در این مدت نامههای بسیاری برای او آمده است. سارا از جدایی پدر و مادرش رنج میکشید و احساس تنهایی میکرد.
در مورد مادربزرگت هم واقعا نمیدانم چه باید بگویم. بعضی وقتها بزرگترها کارهایی میکنند که فقط از یک بچه دبستانی میتوانی آن رفتار را انتظار داشته باشی. ما بزرگ شدیم، اما هنوز نه آنقدر که معنی خیلی از لجبازیهای بزرگترها را درک کنیم تا بفهمیم شنیدن صدای شکستن قلب این و آن چه لذتی برایمان دارد؟ یا مثل عقرب هی نیش و کنایه زدن به مردم چه فایدهای میتواند داشته باشد؟ اگر واقعا بزرگ شدن این است، آرزو میکنم که هیچ وقت بزرگ نشوم. خلاصه این که همه آدمها یک سری مشکلات دارند و هیچ کسی در این دنیا نیست که هیچ گرهی در کارش نباشد. حتی خود من هم در زندگی مشکلاتی دارم که شاید از نظر خیلیها مشکل به حساب نیاید، ولی برای من خیلی رنجآور است. من و تو و همه آنهایی که فکر می کنیم یک گره بزرگ در زندگی داریم و کوه غم روی شانههایمان سنگینی میکند، اگر یادمان باشد خدا را داریم کسی که هر وقت صدایش میکنیم جوابمان را می دهد دیگر حرف زدن از غصه برایمان بیمعنی می شود. از تو میخواهم که دیگر زیاد فکرت را مشغول گذشته نکنی و به آینده بیندیشی. آیندهای که قرار است خودت آن را بسازی، پس یاعلی بگو و برو سراغ لحظههای قشنگی که در انتظارت هستند. یاعلی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: