در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1 - معانی و تعاریف عدالت؛
عدالت در لغت و اصطلاح:
تامل درباره عدالت و مترادفها، بسیار وجود دارد که هر کدام بخشی از معنای آن را شامل میشود. از جمله میتوان به لغات قسط، قصد، استقامت، میزان و... اشاره کرد. کلمه «عدل» به معنای راستی، درستی، دادگری، داد، نظیر، همتا، مثل و شاهد است. همچنین عدل به معانیای دیگر میآید، از جمله لنگه، کیل، پیمانه، پاداش، میانهروی، مساوات، برابری و کار میانه. در لسانالعرب از عدل در کلمه «اعتدال» حد وسط میان دو حالت در کمیت و کیفیت به کار برده است. به بیان وی، آنچه در نفوس انسانی مایه اعتدال، ترتیب، استقامت و انتظام میگردد، عدالت است و چنین انسانی مستقیم، راست و درست است.(1)
مجموعا چهار معنا و یا مورد استعمال برای کلمه عدل هست:
الف) موزون بودن، جهان موزون و متعادل است، اگر موزون و متعادل نبود، برپا نبود، نظم و حساب و جریان معینی نبود.
ب) معنای دوم عدل، تساوی و نفی هرگونه تبعیض است. گاهی میگویند: فلانی عادل است، منظور این است که هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نمیشود، بنابراین عدل یعنی مساوات.
ج) رعایت حقوق افراد و عطا کردن به هر ذیحق، حق او را و ظلم عبارت است از پایمال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران.
د) رعایت استحقاقها در افاضه وجود و امتناع نکردن و رحمت به آنچه امکان وجود یا کمال وجود دارد. موجودات در نظام هستی از نظر قابلیتها و امکان فیضگیری از مبداء هستی با یکدیگر متفاوتند.
2- تعاریف و دیدگاههای کلی پیرامون عدالت
دانشمندان و محققان اسلامی به وجود تعریف و تفسیر عدالت پرداختند. از جمله شهید محمدباقر صدر بر این باور است که تفسیر عدالت در اسلام، به جای آن که انتزاع باشد، انضمامی و متعین و واقعیتی زنده و عجین با اسلام است.(2)
عدالت را میتوان در چهار عرصه زیر قابل تبیین دانست:
1- در تکوین و نظام خلقت. 2- در تشریع و قانونگذاری 3- در تدبیر و نظام اجرایی 4- در منش و روش زندگی فردی و اجتماعی.
عرصهها و تقسیمات مذکور بهگونهای دیگر هم طرح شده است، یعنی عدالت را به عدالت الاهی و غیرالاهی تقسیم کردهاند.
عدالت الهی سه قسم است. تکوینی و تشریعی، جزایی، عدالت غیرالهی نیز به عدالت فردی و اجتماعی تقسیم میگردد. (3)
عدالت تکوینی و تشریعی را در مباحث دیگر توضیح میدهیم، اما عدالت جزایی در خداوند بدین معنا است که در مقام پاداش دادن، میان نیکوکاران و ستمکاران فرق گذارد، یعنی هر کس را در برابر عملش پاداش میدهد و درجات ثواب و عقاب را.
به اندازه درجات کار نیک و بد تعیین میکند و آیاتی بسیار بر این مطلب دلالت دارند.
اما عدالت فردی، جامع عدالت اخلاقی و فقهی است. در علم اخلاق، عدالت عبارت است از تهذیب نیروی عاملهای که در نفس وجود دارد و به معنای چیرگی نیروی عاقله بر نیروی عامله و شهویه و غضبیه است.
نوع دیگر از عدالت غیرالهی، عدالت اجتماعی است. این عدالت عبارت است از احترام به حقوق دیگران و رعایت مصالح عمومی، و یا عبارت است از شناخت حقوق طبیعی و قراردادی که جامعه برای تمام افراد قائل است؛ مانند تقسیم کار و دادن مزد به کارگران مطابق کارایی آنان و افزودن خدمات و تامین نیازهای اجتماعیای که افراد برای حفظ بقای خود و تسهیل در پیشرفت کار خود و رسیدن به سعادت خود حق دارند آن را به دست آورند.
به عقیده برخی، عدالت اجتماعی به 3 شکل است: عدالت اداری، عدالت اقتصادی، عدالت قضایی.
عدالت اداری: ادارهکننده هر جامعه باید کمالات و صفات و ویژگیهای افراد آن جامعه را مدنظر قرار داده، با هرکس بهگونهای که در خور او است برخورد کند و هرگز میان افراد دارای کرامات و کمالات انسانی شبیه هم تبعیض قائل نشود، بلکه با آنان یکسان برخورد کند و همه را مانند هم از بیتالمال برخوردار سازد.
عدالت اقتصادی: معاملاتی که در جامعه انجام میگیرند، طبق شاخصی ویژه باید مساوات تقریبی داشته باشند. مثلا معاوضه یک صندلی با یک قفسه فلزی در صورتی عادلانه است که این دو همارزش باشند.
عدالت قضایی: اگر افراد جامعه انسانی از نظر انسانیت و حقوق انسانی مساوی باشند، باید در مقام داوری، حق مظلوم استیفا شود. عدالت به این معنا بر احقاق حق تضییع شده متوقف است.
عوامل تحقق عدالت
مکتب اسلام و الهی در تحقق بخشیدن به عدالت نگاهی جامع و کامل دارد. اسلام تاکید میکند که اگر اصلاحات در جهت تامین عدالت اجتماعی از درون جان آدمها و از دل و لایههای ضمیر انسان آغاز نشود، اصلاحات ساختاری، بیپایه خواهد بود. اما از سوی دیگر نباید غفلت کرد که هماهنگ با اصلاح دل و اعتدال روح، توجه به واقعیات ملموس در محیط زندگی و مبارزه با هرگونه عاملی که توازن محیط اجتماع را بهم میزند نیز با همان اولویت و اهمیت باید مورد لحاظ قرار گیرد.
در تحلیل چیستی عدالت ضمن تاکید بر این معنا که دیدن و پذیرفتن جهان و خود آنچنان که هست و باور و اعتراف به اینکه یک اعتدال حکیمانه بر تمام روابط هستی حاکم است، هرگونه افراط و تفریط نشانه جهل و ناآگاهی از نظم عادلانه حاکم میباشد و هر گونه نابخردانه یا جابهجایی روابط عادلانه، در روند هماهنگ جهان اثر منفی خواهد گذاشت، این نکته را نیز باید افزود که باور کردن عدالت بدون اعتقاد به دادگاه عدل الهی در روز قیامت و بدون باور به قانون الهی، خود از نمودهای بارز بیعدالتی است.
با توجه به آنچه بیان شد:
الف: اولین گام در تحقق عدالت رهایی از ناهماهنگیهای درون است. حضرت علی (ع) در توصیف بندگان پرهیزکار خدا میفرماید: «اولین گام او در عدالتخواهی زدودن هواهای نفسانی خویش است(.»4)
ب: حضرت امیر در تبیین مبانی ایمان، آن را بر چهار پایه استوار کرده است، دو پایه صبر و یقین و دو پایه عدل و جهاد و به هنگام تحلیل مبانی عدل بر دو ملاک علمی «فهم» و «جزم» و دو ملاک عملی «حکم» و «حلم» تاکید میفرماید.
ج: احساس تعهد و مسوولیت بار تحقق عدالت اجتماعی و دردمندی و حساسیت در برابر بیعدالتیها از عوامل مهم در تحقق عدالت است.
موانع اجرای عدالت
در آغاز به نکته دیگری در چیستی عدالت باید تاکید کرد و آن اینکه تا انگیزه اصلی رفتارهای ستمگرانه و حرکت در جهت افراط و تفریط و نرفتن بر خط صراط مستقیم و انکار دادگاه عدل الهی تبیین نگردد، مقابله با آن میسر نخواهد بود، خودبرتربینی و امتیازجویی، جهل و انکار، استثمار کردن و... از نمونههای بارز بیعدالتی نشات میگیرد. در اینجا ما به ذکر مواردی از موانع تحقق عدالت میپردازیم:
الف: سودجویی
یکی از بیماریهای بزرگی که گریبانگیر انسان میشود، سودجویی است.
همواره و در همه جوامع افرادی بوده و هستند که پدیدههای گوناگون و حوادث روزمره طبیعی و اجتماعی را از منظر منافع مادی خود مورد ارزیابی قرار میدهند، ارزش و اهمیت حوادث سیاسی ، فرهنگی، اقتصادی و... برای آنان متناسب با منافع و درآمدی است که برای آنان حاصل میشود.
بعد دیگر این سودجویی در روابط اقتصادی متعارف بین مردم جریان یافته و از موانع مهم در راه تحقق عدالت اجتماعی میشود.
ب: تبعیض
انسان در اثر استیثار و انحصارطلبی و حق ویژه قائل شدن برای خود و آنچه به خود وابسته است، به مرزبندی بین اشخاص و اشیاء میپردازد، در میان آنها تفاوت مینهد، تبعیض قائل میشود و بدینسان قویترین و فراگیرترین مانع اجرای عدالت شکل میگیرد و به همین دلیل مراعات انصاف و نصف بین خود و دیگران و رعایت حقوق آنان از موکدترین تذکرات اخلاقی معصومان در روابط اجتماعی است. علی (ع) میفرماید: «وقتی خواستهها و علاقهمندیهای والی، گوناگون و متفاوت باشد او را از بسیاری عدالت باز میدارد(.»5)
زیرا وقتی که انسان با مقیاسهای خود به ارزیابی دیگران میپردازد. بسیاری از بایستهها را نمیبیند و یا ضرورتی در مراعات آنها نمیبیند. گاهی این نگرش باطل نهتنها عدالتخواهی را از میدان عمل انسان دور میکند، بلکه ملاکی برای مرزبندیهای سیاسی قرار میگیرد و سمتگیری سیاسی شخص را در جهتی قرار میدهد که تامینکننده استیثار و امتیازخواهی او باشد.
تبعیض، رابطهها را به جای ضابطه مینهد و احساسات را به جای معرفت و تعقل به کار میگیرد و جدای از مرزبندیهای معقول و قانونمند جامعه به مرزبندیهای مبهم و ناشناخته میپردازد.
ج: ضعف نفس
از دیگر موانع اجرای عدالت یا مهمترین عوامل اجرای عدالت، ضعف نفس و سستی اراده، خودباختگی و دونهمتی است.
اگر اعضای هیات حاکمه و دیگر تصمیمگیران و مشاوران و مجریان فرامین و مقررات حکومتی و... با تاثیرپذیری از آنان مردمی که حامی عدل و عدالت باشند و به پشتیبانی از حق و عدل برخیزند، سستی کنند و در مقابله با ستمگران که تلاش میکنند نظام متعادل جامعه را به هم زنند و منافع خود را تامین نمایند، با قاطعیت و اتکای به نفس و اراده قوی برخورد نکنند، اهداف عدالتخواهانه زمینه ظهور و بروز نخواهد یافت.
د: امتیازطلبی
مانع دیگری که بر سر راه اجرای عدالت وجود داشته و تا زمانی که قدرت جاذبه دارد وجود خواهد داشت و در انحراف حکومتها اولین عامل بوده است امتیازجویی خواص و حواشی قدرت است. آنان که تنها به دلیل نزدیکی با مرکز قدرت، خود را برتر از دیگران پنداشته و همواره نوبر منابع و منافع و امکانات را به خود اختصاص دادهاند. از مهمترین موانع اجرای عدالتند. علی (ع) با شناخت دقیق از این زائده شوم عدالتسوز در منشور حکومتی خود مینویسد: «برای والی، نزدیکان و خلوتنشینانی است که خوی برتریجویی دارند و در معاملت با مردم کمانصافند، ریشه آنان را با بریدن اسباب آن برآور و به هیچ یک از آنان قطعه زمینی واگذار مکن و مبادا در تو طمع کنند. با بستن پیمانهایی که به دیگران زیان رسانند و بار بر دوش دیگران نهند، که گوارایی و رفاه برای آنان باشد و عیب آن به نام تو رقم خورد.( »6)
شاخصهای عدالت، بویژه عدالت اجتماعی
منظور از شاخصها و معیارهای عدالت، بویژه عدالت اجتماعی مواردی است که با مشاهده یا دریافت آنها در درون جامعه میتوان پی به وجود عدالت در آن جامعه برد، زیرا مفاهیم عدالت بخصوص عدالت اجتماعی در اسلام آرمانی و انتزاعی نیستند بلکه مفاهیمی هستند که از ویژگی برجسته قابلیت اجرا برخوردارند.
پس در واقع، در مکتب الهی در بعد عدالت بویژه عدالت اجتماعی و اقتصادی ابتدا شاخصها و مقیاسهای عدل و ظلم وضع میگردد. آنگاه به اجرای عدالت و مقابله با ظلم و ستم دستور داده میشود.
به طور کلی میتوان برخی از مقیاسها یا شاخصهای عدالت و بویژه عدالت اجتماعی را بیان کرد.
1 - شاخصهای فردی، در حوزه فردی و شخصیتی افراد یک جامعه، با مشاهده این گونه شاخصها یا مقیاسها، میتوان نشانی از وجود عدالت در فرد و توجه او به ارکان عدالت اجتماعی چون تکافل عمومی و توازن اجتماعی دریافت.
برخی از شاخصها عبارتند از:
ایمان به مثابه بنیان نگرشی و اعتقادی برای اجرای عدالت
تقوای فردی به مثابه ملکهای انسانی که حالت ثابت و پایدار در وجود فرد داشته باشد
- پرهیز از محرمات، بویژه محرمات اجتماعی نظیر رشوه، ربا، دزدی، سرقت، خیانت، دروغگویی، نفاق و...
- عمل به واجبات، بویژه واجبات اجتماعی چون نماز جماعت، نماز جمعه، حج، پرداخت خمس و زکات، دستگیری از ضعیفان جامعه، تکافل عمومی، انفاق و...
- اشتهار به نیکی و عدالت و احسان
- بیرغبتی و وابستگی نداشتن به مظاهر مادی و تعلقات محض دنیایی
-خصلتهای انسانی برتر چون ایثار، تضحیه، دیگرخواهی، خیرخواهی.
2 - فقدان دوگانهنگری حاصل از وجود تبعیضهای اجتماعی به رغم برخی از شکافهای اجتماعی چون شکاف قومی یا دینی که در جامعه امری بدیهی است اما مهم آن است که موجب احساس دوگونهبینی در حقوق اجتماعی نشود.
3 - فقدان شکاف اقتصادی یا شکاف در سطح معیشت در جامعه و وجود مساوات و برابری از این حیث در درون جامعه.
4 - پیشرفت و رفاه اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و تامین نیازهای اولیه و نیازهای ثانویه یا درجه دو تمام افراد جامعه بر اساس توازن اجتماعی.
5 - رشد همهجانبه استعدادهای تمام افراد جامعه و ضایع نشدن آنها.
6 - قرار گرفتن هر فرد در مسوولیت و مقام در خور او.
7 - نبودن فقر و فاقه و بیچارگی و عقبماندگی در جامعه.
8 - شاخصهای سیاسی نظیر مشروعیت حکومت، مردمی بودن حکومت، مشارکت مردم در حکومت، همگامی و همراهی مردم و حکومت، آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی احزاب و جناحبندیها، ثبات سیاسی، امنیت عمومی و همهجانبه بویژه امنیت بیان، شغل، مسکن، و جز آن.
نتایج و پیامدهای عدالت
یکی از مهمترین راههای پی بردن به اهمیت عدالت و وجود آن در جامعه، شناسایی نتایج و آثار آن در وجود فرد و جامعه است. برخی از مهمترین آثار و نتایج عدالت، بویژه عدالت اجتماعی، که میتوان آنها را به صورت بارز در جامعه دریافت عبارتند از:
1 - ایجاد امنیت، امنیت به معنای آرامش و فراغ بال از همهجوانب در پیشبرد مسیر زندگی است و دارای ابعاد گوناگون شغلی، عقیدتی، تامین معاش، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و بویژه فقدان احساس ترس، فقدان تهدید و مانند اینها است.
2 - وجود رفاه عمومی و وسعت سطح متوسط در جامعه و فقرزدایی و فقدان فقر اعم از فقر مادی و معنوی از نتایج تحقق عدالت در جامعه است.
3 - نبود احساس تبعیض میان افراد جامعه به گونهای که هیچ یک از افراد جامعه احساس نکند که نسبت به او تبعیض روا داشته میشود.
4 - سلامت جسمانی، بهداشتی و روانی جامعه و آرامش روحی و سکون قلبی.
5 - فقدان جهل، بیسوادی و ناآگاهی و رشد علمی و فرهنگی در جامعه و آموزش و پرورش صحیح و مبتنی بر استعدادها و تواناییها و امکانات جامعه.
6 - بسامانی و اصلاح امور اجتماعی و عمران و آبادانی جامعه.
7 - عزت و اقتدار ملی و عمومی.
8 - بقا و ثبات نظام سیاسی جامعه.
9 - مشارکت و دخالت مردم در امور عمومی و اجتماعی و بویژه امور حکومتی.
10 - اعتماد متقابل مردم و دستگاههای حکومتی و نهادهای اجتماعی و اقتصادی در جامعه.
11- استقلال جامعه از نفوذ و سلطه بیگانگان.
12 - توزیع مناسب خیرات و ثروتهای عمومی.
پینوشتها:
1- لسانالعرب، ابنمنظور، ج 9، ص 83
2- اقتصادنا، باقر صدر، ص 303
3- رابطه عدالت با عقل و دین، محسن موسوی گرگانی، ص 273
4- نهجالبلاغه، خطبه 87
5- نهجالبلاغه، نامه 59
6- نهجالبلاغه، نامه 53، فراز 126
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: