در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این سریال دیدیم کشور ایران با پیشینه فرهنگی و تمدنی پربار چگونه در مقطعی دستاویز مکر استعمارگر امپراتوری انگلیس قرار میگیرد، به گونهای که بسهولت و بیهیچ مانعی قزاقی که هیچ پایگاه و موقعیت متشخصی از نظر تحصیلات یا اجتماعی و اقتصادی ندارد، با پشتیبانی عواملی داخلی آن ابرقدرت، پادشاه چنین مرز و بومی میشود.
در عمارت فرنگی حوادث از دید محمدعلی فروغی روایت شد؛ فردی که ریشه در واقعیت تاریخی آن هنگام داشته و با نقشآفرینی موثرش در 3 مقطع بسیار حساس سیاسی توانست به حیات، قوام و دوام سیطره خاندان پهلوی کمک شایانی کند.
محمدعلی فروغی، روشنفکری تعریف میشود که با مدد رساندن به رضاخان بیش از آنکه دل در گرو استقلال و تعالی کشور داشته باشد، تلاش دارد به اهداف استعماری انگلیس در این خطه و همچنین منطقه و جهان جامه عمل بپوشاند. حضور فعال او در لژ فراماسونری و تعیین خطمشیهایی که در این ارتباط در آن محافل صورت میگرفت، جلوه روشنی از همین خصلت و جهتگیریهاست.
صورتگیری هر پدیده تاریخی، زمینه و دلایل متعدد و تودرتویی دارد. این ویژگی درخصوص موضوعهای دینی و سیاسی به علت حساسیت، تعصب و اختلافات آرایی که میان گروههای مردم و نخبگان وجود دارد، پیچیدگی افزونتری مییابد.
در واقع از آنجا که براساس شواهد، از همان آغاز نقش انگلستان در اضمحلال خاندان قاجار و به سلطنت رسانیدن سلسله پهلوی آشکار بوده است، لیکن عمارت فرنگی هنگامی که به زمینه و عوامل این تغییر(هرچند به صورتی غیرمستقیم) میپردازد، به جهت همان حساسیتهایی که اشاره شد، دچار گرایش و مواضعی میشود که میتواند برای برخی اصالت و صداقتش را با چالش و پرسشهایی مواجه کند.
رضاخان افزون بر آن که با انجام اقداماتی نظیر حاکمیت امنیت در سراسر کشور توانسته بود به همراهان خود بیفزاید، با ظاهرسازی مذهبی مانند حضور در مراسم عزاداری سیدالشهدا (که صحنههایی از آن نشان داده شد) این امکان را فراهم کرد که نهتنها نظر تودههای متدین، بلکه بخشی از عالمان برجسته دینی در ایران و نجف را برای حاکمیت خاندانش جلب کند.
این جهتگیری وی را میتوان در سکانس مخالفتهای مدرس و سپس ضرب و شتم او به وسیله ماموران و تبعیدش دید. در چنین فضایی تنهایی این عالم مبارز دینی، در مقابله با رفتارهای غیرقانونی، ضد اسلامی و دیکتاتورانه رضاخان و همدلی و همراهی نکردن عالمان بزرگ با آن شهید راه دین و استقلال محسوس است؛ همگامیهای که اگر عینیت مییافت، رضاخان مجال آن را پیدا نمیکرد که روز به روز بر سلطه ظالمانهاش بیفزاید. این معضل به گونهای در طیف روشنفکری آن زمان با شدت بیشتری وجود داشت؛ همچنان که سریال نیز به این مقوله پرداخت گستردهتری دارد.
در عمارت فرنگی با ذات حکومتهای مستبد، بیشتر آشنا شدیم. قرار دادن اسلحه زیر بالش به هنگامی که رضاخان در بستر خواب قرار میگیرد، حاکی از ترس و واهمه همیشگی همه دیکتاتورهایی است که از جنس اویند.
عمارت فرنگی را باید از نخستین آثاری دانست که نگاهی توضیحی و مستندگونه به حکومت رضاخان از آغازتا پایان در قالب سریال نمایشی دارد
مواضعی همچون کشف حجاب و واقعه مشهد و رفتارهای وحشیانهای که از سوی عمالش برای این منظور صورت میگیرد، یا برخوردهای بشدت غیراخلاقی و توطئهگرایانه سرپاس مختاری، رئیس شهربانی کشور بیانگر آن است که در صورتی که حکومتی بنیادش بر استبداد و دیکتاتوری باشد چه فرجام و عواقب هولناکی به همراه خواهد داشت.
فیلمنامه روایتی خطی و ساده دارد و در این میان بیشتر به مضمون توجه دارد تا درام و ساختار و عناصر خلاقه آن. شهرت و گستردگی حجم اطلاعات ارائهشده درباره این وقایع به گونهای است که به صحنه و سکانسها، ضرباهنگ مطلوبی میدهد. به سخنی دیگر، عمارت فرنگی در حوزه فیلمنامه ویژگی خاص و نوآورانهای ندارد. به نظر میآید بیشتر داستانمحور است تا کند و کاو شخصیتها. از این رو در قسمتهایی که تاکنون دیدیم، شخصیتها چندان جذاب به چشم نمیآیند و یا نمیتوانند این میل را در ما برانگیزانند که با آنها همذاتپنداری کنیم.
شخصیتهای اصلی با وجود آن که صورت و سیرتی روشن دارند، اما از منظر دیگری مبهم جلوه میکنند. مثلا درخصوص فروغی برایمان مشخص نمیشود فردی با آن زبدگی در فرهنگ و حکمت و احساس و عواطف انسانی که نسبت به خانوادهاش دارد، چرا و براساس کدام انگیزه، تمامی مساعی خود را بر برقراری و تداوم حکومت رضاخان به کار میگیرد. این وضعیت در مورد شخصیت رضاخان نیز میتواند تعمیم یابد. به عنوان نمونه، با در نظر گرفتن آن که او میداند حکومتش مرهون تلاشهای افرادی امثال فروغی است، برخورد بسیار تندی با وی در مورد واقعه مشهد (اعدام پدر و مادر فروغی) دارد که غریب و سوالبرانگیز و بیانگر روحیاتی است که با دیگر خصال مشهور او متناقض نشان میدهد.
حکومت رضاخان اساس باطلی داشت و ثمره استعمار انگلیس محسوب میشد. جهتگیریهای سیاسی و فرهنگیاش مایههایی از وابستگی، ضدتعالیم اسلامی و ناسیونالیسمی افراطی داشته است. با این وجود، تاریخ به دگرگونیهایی اشاره دارد که در زمینههای اداری، آبادانی، امنیت، آموزش، بهداشت و درمان و مانند آنها در دوران سیطره 16 ساله او به عنوان پادشاه انجام گرفته است. ارتباط دادن این گونه موارد، با در نظر گرفتن ماهیت استعماری و استبدادی حکومت رضاخانی، خواهد توانست مخاطب را در موقعیت شفافتر نسبت به موضوع قرار دهد.
عمارت فرنگی را باید از نخستین آثاری دانست که شیوه نگاهی توضیحی و تا حدود قابل توجهی مستند به حکومت رضاخان از آغاز تا پایان در قالب سریالی نمایش داشته باشد. توجه بیشتر و واقعیتر این سریال به عوامل و دلایل این سلطه در جامعه و درامپردازی خلاقهتر میتوانست به اثر مانایی و جذابیت عمیقتری بخشد.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: