ما در این مقاله نمیتوانیم به شما بگوییم که چگونه میتوانید به آنها واقعیت ببخشید، ولی میتوانیم راهی را نشان دهیم که قبل از آنکه کار بر روی آنها را شروع کنید، بتوانید برروی موانعی که ممکن است کار شما را دچار مشکل کنند، بهتر فکر کنید.
هیچ مخاطبی نیست
شما حتی اگر چشمه اکسیر جوانی قابل حمل نیز بتوانید بسازید، مطمئن باشید در شروع کار، شما برای اینکه نظر بقیه را به کارتان جلب کنید، یک مبارزه سخت در پیش دارید!
جیبتان در حال خالی شدن است!
وقتی که روی یک پروژه در حال کار هستید، بعضی از اهداف میتوانند خیلی برانگیزاننده باشند. مثلا: «اگر ما نسخه بعدی را آماده کنیم، همه میبینند که چه نسخه خوبی است!». این تفکر مهمترین محرک شما برای ادامه کارتان است. روی دیگر قضیه این است که ممکن است ذهن شما را منحرف کند و باعث شود که تمام موجودی خود را هزینه کنید. در این حالت شما تمام مشتریان خود را برای مدتی از دست خواهید داد و مجبور هستید که آنها را متقاعد کنید که نسخه بعدی مطمئنا فوقالعاده خواهد بود. درصورتی که هنوز آماده نشده است.
فرق شرکتهای خصوصی با شرکتهای دولتی، این است که آنها وقتی روی یک پروژه کار میکنند و هزینه میکنند، قابلیت این را دارند که سرپا بایستند. درواقع این شرکتها میتوانند دوره رکود خود را کنترل کنند تا این دوران بگذرد. ولی شرکتهای خصوصی مجبورند برای اینکه درطول اجرای پروژههای نو بتوانند از پس هزینههای معمولی خود برآیند کارهای پیشپاافتاده انجام دهند. چون دراین شرایط دخل و خرج آنها یکی نخواهد بود.
این نکته را همیشه در ذهن داشته باشید که وقت طلاست! پس باید زمان بیشتری صرفهجویی کنید که بتوانید به همه کارهای خود دررابطه با پروژهها برسید!
ناامید میشوید
به سرعت رویا جای خود را به واقعیت میدهد و اگر کار خود را دوست داشته باشید، مجبورید که با شرایط کنار بیایید. مدتی باید صرف این موضوع کنید که به بلاگنویسان ایمیل بزنید و از آنها درخواست کنید تا از محصول یا وبسایتتان استفاده کنند تا ببینید چقدر بازگشت هزینه خواهید داشت. این کار مانند ساختن یک کوه از یک دانه شن است!
آزمایش واقعی بعد از ارائه اولیه محصولتان است. وقتی که مشتریهایتان میگویند که کارتان خیلی خوب است ولی سروکلهشان دیگر پیدا نمیشود! اینجاست که سؤالهای بدونجواب زیادی برای شما مطرح میشود. بهعنوان مثال: چرا دیگه پیداشون نشد؟ چیز عجیبی وجود داشت؟ آیا ایدهمان، ایده بدی بود؟ اگه منتظر بمانیم ممکن است برگردند؟ آیا لازم است وسیله دیگری بسازیم؟ آیا باید شکایت کنیم؟ آیا ایمیل هفتگی فکر خوبی بود یا فقط کار را بدتر کرد؟
وقتی کاری را شروع میکنید که قبلا هیچکس آنرا انجام نداده است، خیلی سخت است که تا قبل از اتمام کار بتوانید حدس بزنید چه مشکلی وجود دارد. درست است که بقیه به شما میگویند نظرشان چیست، ولی این نظرات به اندازه نظر شما برای کار مؤثر نیست.
ذهنتان درگیر افکار بههم پیچیده میشود
مطمئنا شما تنها کسی نیستید که درگیر افکار پیچیده خود میشوید، پس خیلی هم ناامید نباشید و خدا را شکر کنید.
وقتی که کارهای خود را بازنگری میکنید و در شلوغی کارهایی که دارید سردرگم میشوید، به این فکر میکنید که بالاخره کار شما به پایان رسیده است و دیگر نیازی به تلاش بیشتر ندارید. شما در قله موفقیت هستید ولی بالای سرتان هزینهای است که برای آن پروژه پرداخت کردهاید. ولی روز بعد خود را درجایی خواهید یافت که دوروز پیش قرارداشتید و مجبورید بازهم کار کنید و تلاش کنید؛ حتی بیش از پیش!
روز دیگر شخصی به بدترین شکل ممکن که حتی تصور آن را هم ندارید افکار شما را زیر سؤال میبرد، یا پولی که انتظار داشتهاید به شما برسد هنوز نرسیده است، یا یک مهره مؤثر از شرکت شما میرود، یا سرور شما خراب میشود، یا سقف شرکت چکه میکند، یا هزاران مشکل دیگری که ممکن است برای شما بوجود بیاید.
شروع یک کار بیشک سختترین قسمت آن است که با یک قولی که از روی احساسات داده و بهزودی فراموش میشود شکل میگیرد و اگر شما کمی از حالت عادی خارج شده باشید، بیشتر از این قولها خواهید داد!
تنها پیشنهاد مؤثر در این حالت این خواهد بود که با آرامش به سرکار بروید و سعی کنید هر انتقاد یا پیشنهاد را با آغوش باز بپذیرید. مطمئن باشید که تعداد زیادی از اطرافیان به شما خواهند گفت که شما یک بت یا یک نابغه در عرصه وب هستید؛ که البته معمولاً این حرفها خیلی درست نیست. و این به این معنی است که منتظر یک بازخورد موثر بمانید.
چیز دیگری شما را تحریک خواهد کرد
در هنگام شروع کار بهنظر میآید که چیزهای دیگری برای شما جذاب باشند، تحریک کنند، راحت باشند یا سودمند باشند که میتوانند شامل برنامههایی برای تلفنهای همراه باشند یا ابزار جدید، شاخه جدیدی از محصولات فعلی موجودتان، صحبت درباره فرصتها، مقالات، کتابهایی که ممکن است وجود داشته باشند یا افرادی که فکرشان با شما همجهت باشد، که شما همیشه میگویید کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد که به آن سختیای نیست که برای آن، خود را به زحمت بیندازید.
مشکل فکری شما اینها نیستند و درواقع درگیری اصلی شما بر روی این خواهد بود که تصمیم بگیرید که از بین اینهمه ایده، کدامیک ارزش بیشتری برای گذاشتن وقت و هزینهتان را دارد. اگر این تصمیم را قبل از شروع کار نگیرید، وقتی کاری را به پایان میرسانید، به این فکر میکنید: «در این مدت میتوانستیم کارهای مفیدتری را انجام دهیم.» چیزی که وجود دارد این است که ممکن است ایدههای زیادی داشته باشید، ولی اگر بخواهید همه آنها را عملی کنید دیگر چیزی برای عرضه در بازار ندارید.
پس به محض اینکه فکری به ذهنتان رسید، آنرا در لیستی که از قبل برای این منظور آماده کردهاید، بنویسید. ممکن است بعد از مدتی در این لیست، صدها ایده نوشته باشید که تا زمان بدست آوردن زمان یا منابع لازم، پرداختن به آنها به تعویق میافتد. این لیست را میتوانید برای ایدههایی که از ایدههای دیگر بهوجود میآیند یا برای مقالات نیز تهیه کنید.
مهم این است که شما همینکار را ادامه دهید تا زمانیکه انجام آن دیگر منطقی نباشد. درواقع ایدههای خود را همینطور به این لیست اضافه کنید. میبینید که ذخیرهای از کارهای ممکن دارید که در آینده میتوانید یکی از آنها را انتخاب کرده و مسیر خود را عوض کنید.
ذهن خود را ببندید
اگر شما برای انجام کاری تصمیم قطعی گرفتید، هیچکس یا هیچچیز نمیگوید که سرراه شما میایستد ولی شاید اینکار را انجام دهد. اگر برای ساخت چیزی دچار مشکل شدید، غیرممکن است که شما را دچار لرزش کند و در واقع شما یکی از بهترین آزمایشات زندگی را تجربه خواهید کرد!
هرماه مشتریهایتان اضافه میشود، ایمیلهای زیادی دریافت خواهید کرد، کارهایی که خیلی به پروژههای شما نزدیک است. تصمیم به ساخت چیزی میگیرید که واقعاً دوست دارید و آن را با چیزی عوض نمیکنید.
میلاد پیکانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم