در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
توجه بفرمایید؛ طنز و شوخی در جدیترین حالتها و رخدادها به اضافه تحمل معیشت از سویی و بیپروایی ولاقیدی نسبت به گذران روزگار و آنچه که در اطراف و برای اطرافیان میگذرد از سوی دیگر. به اینها بیفزایید خردورزی خشک، دقت، متانت، وقار و کمالات و فضایل را در کنار خشکمغزی، یکسونگری، بیتعهدی به کار یا...
همه اینها ملودرام خانوادگی متشکرم را به وجود نیاورده بلکه گوشههایی از این مجموعهاند که در شکلی ویژه متشکرم (که در سریالهای دیگر کمتر دیدهایم) پدیدار شده است.
از سویی پیشداوریهای آدمهای کهنه و فرسوده سریال بیداد میکند دو قدم آنطرفتر در جهان نسل نوینی که برآیند جهان معاصر هستند و ادامه پیشینیان چشمبادامی خود، به وضوح از بین رفتن مرزبندیها به خاطر رسانههای جدیدی به تماشا گذاشته شده چه ارتباط و فاصله و چه اساس دوستیها، همکاریها، بازیها، همسایگی و همدلیها در متشکرم بسیار ظریف است همه اینها میآیند و میروند و هر قسمت از سریال را با لبخند تبسم یا اندوه و حتی در مواقع خاصی با احساسهای ناشناخته و تازهای برای بیننده به پایان میبرد.
جالب است کودکی که در سایه مرگ راه میرود و آفتاب زندگیش در «کسوف» ایدز در حال تیره شدن است و مادر جوانی که پدربزرگی که... دکتر و همه افراد سریال که بهتر است معرفی نکنم چون شما بهتر میشناسیدشان واقعا یک در هم تنیدگی بزرگ احساسات را به تماشای ما گذاشتهاند که این هرج و مرج واقعا با قطعاتاش، لحظاتاش و... خوب کنار آمده و شکل پردازش روایت و پیش بردن سریال را در مسیری جذاب پیش میبرد به همین خاطر از «چندگانگی» این سریال که بعد مثبتی دارد صحبت شد، نه هرج و مرج.
سریال یکنواخت نیست اما رویدادها را در بستری روان و نرم به پیش میبرد. سریال متشکرم پازل سنتها، تناقضها، تعارضها، رویدادهای معاصرانه، اتفاقات و پیشامدهای هر روز را [که هیچکدام به هم نمیآیند و هماهنگ نیست] اتفاقا با هماهنگی و سیالی در فضایی میچیند که رنگهای عاطفیاش شکیلتر و پرمایه و قوام یافتهترند.
متشکرم سرشار از بیمنطقیها، باورنکردنیها و پیشبینی ناشدنیهاست و همینهاست که درکنار یکدیگر، دیدگاه متشکرم را منطقی و باورپذیر جلوه داده.
متشکرم آشتی فرهنگها و ذهنیتها و سنتهای غیر را با داشتههای معنوی کره پیوند میدهد و با همان ترفندها و شیوههای سریال یعنی از طنز تا جد، از اغراق و غلو تا بیمبالاتی و سادگی و بسیاری «از... تا...» سریال اگرچه در مواردی به نظر میرسد اسرافکاری کرده است و عادت یا رفتارهای معمول برخی آدمها بیش از اندازهشان غیرمعمول نشان داده شده و گویا غلوی در آنها صورت گرفته ولی درباره چهره معصوم، باهوش، دوستداشتنی، زیرک و کودک قهرمان یا به عبارتی روشنبینانهتر، کودکمحور روایتها و هسته اصلی بحرانها و اتفاقات و کانون این همه متشکرم! جوری عمل کرده و تمهیداتی اندیشیده و به کار برده که مخصوصا در ابعاد مذهبی اثر، مخاطبش را به «انتظار» داشتن یک معجزه دعوت / همراه میکند. حتی مخاطبان اگرچه ایدز قطعیت درمانی ندارد، ولی دوست دارند به گونهای این کودک که مو را از ماست بیرون میکشد و خوشبویی و دلنشینی سریال، بسیار وامدار اوست، نجات یا بهتر بگوییم شفا یابد.
جهان مشرقزمین، جهان رویاها و خیالها و احساسهای آفتابی، معطر، رنگین و روشن و گواراست و همین در مواجهه با عصر مدرن و مدرنیته، تناقضات، پرسشها و... زیادی را پدید میآورد که در سریال دیدگاهها و نظریههای مختلف را همراه با واکنش انسانها به جهان مدرن شده اطراف با نگاهی انسانی به تصویر کشیده شده است ارتباطات انسانی، روابط بین فردی و... را نشان میدهد. سریال سعی میکند با نشان دادن محتوای رفتارها و زوایای کنشها و واکنشهای آدمهایش به نوعی خودآگاهی فرهنگی و هویتی فراملیتی دست یابد، به نوعی به بینش همراه با بینندگانش برسد که چونان ارمغان یگانهای تلقی شود: این بینش که ما میتوانیم در وحدتی یگانه و یکپارچه زیر فقط یک آسمان آبی بدون حذف تفاوتها یا غلیظترکردنشان زندگی کنیم و لبخند بزنیم. لبخندی واقعی که آرامش اساسی انسان در آن با رنگهای مختلفی درخشان است. متشکرم نشانههای مطمئنی از عاطفه، احساس دوستی، محبت و عشق بین آدمیان چه به مخاطبان چه به خود کاراکترهایش هدیه میکند و این نکته خوبی است تا ما بسیاری از تعارضاتی را که ناشناختهاند بشناسیم. ناهماهنگیها و ناهمگنیها را شناسایی کرده سپس به کناری بگذاریم و زیر درخت زندگی بنشینیم و برای تنفس دیگران هم در هوای یکرنگی جا باز کنیم. متشکرم.
علی مظاهری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: