در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او مردی است که خواهان اشغال مجدد خشونتآمیز غزه برای «نابود کردن» دولت منتخب آن است،میگوید اجازه خواهد داد شهرکهای یهودینشین در کرانه باختری «به طور طبیعی رشد کنند» ، «هرگز» برسربیتالمقدس، یا ارتفاعات جولان یا کنترل ذخایر آب کرانه باختری مذاکره نخواهد کرد و ایجاد کشوری فلسطینی را تهدیدی برای موجودیت اسرائیل و یادآور کابوس 1938 چکسلواکی میداند.
نتانیاهو همچنین مردی است که بیوه اسحاق رابین گفت که او به ایجاد فضایی از نفرت کمک کرد تا منجر به ترور و قتل رابین شود.
منتفع شوندگان جنگ اخیر در غزه، راستهای افراطی اسرائیل بودهاند. نظرسنجیها حاکی از گرایش افکار عمومی اسرائیل به حزب لیکود تحت رهبری نتانیاهو و حتی اویگدر لیبرمن، شخصیت افراطیتر است.
آنها میگویند تنها مشکل اسرائیل در حمله 23 روزه به غزه که به کشتن 1300 نفر از شهروندان فلسطینی از جمله 410 کودک و افزایش شدید حمایت از حماس منجر شد این بود که به قدر کافی ادامه نیافت.
لازم است مردم جهان این افراد را به دقت زیرنظر داشته باشند و بپرسند چرا چنین وضعی پیش آمده است؟ کلید شناختن نتانیاهو شناختن پدر او، بنزیون، است. او پژوهشگر برجسته تاریخ قرون وسطی و معتقد است جهان برای همیشه و به حدی پاک نشدنی پر از افراد ضدیهودی است که خواهان قتل عام آنها هستند. بنزیون هنگامی که به فلسطین تحت قیمومت انگلیس رسید اعلام کرد بیشتر یهودیان آنجا افرادی ناشی و آرمانگرا هستند.
او عقیده داشت که آنها باید بلافاصله تمام سرزمین اسرائیل بزرگ، آن گونه که در کتاب مقدس یهودیان گفته شده، یعنی کرانه غربی و کل اردن امروزی را بگیرند و هرگز با هیچ عربی، که به نظر او فقط زبان زور را میفهمند، سازش نکنند. مردی که وی خود را مرید او میدانست با افتخار خود را «فاشیست» مینامید.
امروز پسر بنزیون معمولا برخورد با فلسطینیان را با برخورد با نازیها مقایسه میکند. او خشم مردم فلسطین را فقط به عنوان ظهور مجدد نفرت غیرمنطقی و جنایتکارانه مردم اروپا نسبت به یهودیان، میتواند درک کند و تاکید میکند مردم فلسطین حقی بر این سرزمین ندارند چون آن را در سال 636 میلادی (1373 سال پیش) «دزدیدند».
به این دلیل، نتانیاهو هیچ ابتکار صلح پیشنهادی اسرائیل را قبول ندارد. واکنش او نسبت به تصمیم اسحاق رابین برای امضای قراردادهای ملایم و آبکی اسلو با یاسر عرفات عمق مخالفت او را با هرگونه سازش نشان میدهد. او در نطقی پرشور برای کسانی که شعار میدادند «رابین نازی است» و «رابین باید با خون و آتش اخراج شود»، علیه رابین سخن گفت و اندکی پیش از قتل رابین به وسیله یک یهودی افراطی که موافق نظر نتانیاهو بود، نخست وزیر سابق اسرائیل را «خائن» دانست.
شخص دیگری که در نظرسنجیهاپیش افتاده، و احتمال دارد شریک ائتلافی نتانیاهو باشد، اویگدر لیبرمن است. او که سابقا گردن کلفت یک کلوب شبانه در روسیه بود، میگوید الگوی برخورد با مردم فلسطین باید بمباران چچن در دهه 1990 باشد که باعث مرگ یک سوم مردم آن شد. او میخواهد با احزاب سیاسی منتخب اعراب ساکن اسرائیل مانند سازمانهای جنایتکار و تروریست برخورد شود.
اما شاید وحشتناکتر از ظهور این دو نفر واکنش سایر احزاب اسرائیل است. کادیما و حزب کارگر سرسختانه از محاصره و بمباران غزه حمایت میکنند آنهم نه فقط برای این که رهبران آنها، تزیپی لیونی و ایهود باراک، در کابینه اولمرت با آن موافق بودند.
چگونه چنین وضعی پیش آمد؟ ضروری است به یاد داشته باشیم که علت آمدن اسرائیلیها به فلسطین نیت شرورانه استعمار و کشتن فلسطینیان نبود، که بعضیها این روزها ادعا میکنند. آنها به این دلیل به فلسطین آمدند که میخواستند از قتل عام یهودیان به علت نفرت اروپاییان فرار کنند. این امر حتی یک جنایت علیه یک فلسطینی را توجیه نمیکند ولی اگر این موضوع، و رنج و دردهای فراوانی را که در ورای آن قرار دارد، فراموش کنیم، آنچه را که امروز رخ میدهد نمیتوانیم درک کنیم.
آموس اوز داستاننویس بزرگ یهودی در سال 1982 هنگامی که مناخم بگین نخست وزیر اسرائیل از حزب لیکود، رهبری فلسطین را با آدولف هیتلر مقایسه کرد، خطاب به بگین نوشت: «شما علاقه دارید هیتلر را از دنیای مردگان برگردانید تا هر روز او را بارها بکشید... مانند بسیاری از یهودیان متاسفم که چرا هیتلر را با دستهایم نکشتم، زیرا برای هیچ زخم بازی هیچ درمانی وجود ندارد و هرگز نخواهد بود و کشتن دهها هزار عرب هم آن زخم را درمان نخواهد کرد زیرا آقای بگین، هیتلر مرده است. او در نبطیه، صیدا، یا در بیروت پنهان نشده است. او مرده و جسدش را سوزانده و خاکستر کردهاند.» وی نوشت جامعه اسرائیل از مشتی آواره و بازمانده (از جنگ جهانی دوم) نیمه دیوانه تشکیل شده است.
زخم 2 هزارساله از خون و بدنامی، استنطاق و تفتیش عقاید، قتلعامها، آشویتس و چلمنو، و مجمعالجزایر گولاگ، دیدگاهی منحرف در یهودیان به وجود آورده، که هر فریاد در دو نگاه خشمگین به سمت اسرائیل را میتوانند به حساب تکرار ظلمی بگذارند که در اروپا بر سرشان آوردند. این یعنی این که اسرائیل فرصتها را برای صلح از دست میدهد. حتی بیشتر رهبری حماس، با آتش بس طولانی در مرز 1967 موافق است. این نظر من نیست. بلکه سخن یووال دیسکین رئیس کنونی شین بت سرویس امنیت اسرائیل است.
او پیش از بمباران غزه به کابینه اسرائیل گفت اگر اسرائیل فقط به محاصره نوار غزه خاتمه دهد و در کرانه غربی اعلام آتش بس کند، حماس هم آتش بس را خواهد پذیرفت. به جای این کار اسرائیل اقدام به بمباران غزه کرد و این پیشنهاد از بین رفت. افرائیم هالوی، رئیس سابق موساد، میگوید: «اگر اسرائیل فقط مسیر سازش را در پیش گیرد حماس نیز خود را با شرایط تطبیق خواهد داد. این کار باعث خواهد شد حمایت افراطیهایی مانند بن لادن کم شود و ایجاد ائتلاف بینالمللی را راحتتر خواهد کرد.»
در عوض، بسیاری از اسرائیلیها، که زندانی تاریخ خود هستند، به نظر میرسد مصمم به انتخاب مسیر مخالف آرامش در منطقه و سازش با حماس هستند و مسیر نتانیاهو و لیبرمن و تنگ کردن هر چه بیشتر عرصه به مردم فلسطین را میخواهند. در حالی که ضرورتی ندارد وضع چنین باشد. ما میتوانیم مانند اوز،و با تاکید فراوان به آنان بگوییم: آدولف هیتلر در غزه، بیت هانون، یا الخلیل پنهان نشده است. آدولف هیتلر مرده است.
جاناتان هری
ایندپندیت
علی کسمایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: