انقلابی که ریشه در تمام کشور داشت و فقط مربوط به تهران نبود. در آن سالها هر روز در دورترین نقطه کشور قهرمانی پیدا میشد که برای گرفتن حق ضایع شده خود و دیگران، رهبری قیامی کوچک را به عهده میگرفت؛ قیامهایی که به جریان انقلاب میپیوستند وسرعت آن را بیشتر میکردند.اکنون با گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب آن قهرمانان گمنام منتظر هستند تا خاطراتشان به ادبیات و آثار نمایشی و تصویری راه یابد. صحبت از سریال شب میگذرد بود،سریالی که انگار قرار بوده شخصیتهای اصلی آن همان قهرمانان گمنام باشند، اما این هدف در قسمت دوم سریال کاملا مخدوش شد، مخاطبانی که یکشنبه شب، سریال شب میگذرد را برای تماشا انتخاب کردند و پیش از این یک سریال معروف خارجی را دیدهاند در کمال تعجب دیدند که شخصیتهای فرید امینی و پدرش(سیروس گرجستانی) که از شخصیتهای محوری سریال نیز هستند از روی شخصیتهای جان لاک و پدرش که آنها هم از شخصیتهای کلیدی این سریال خارجی هستند کپیبرداری شدهاند و نویسنده سریال شب میگذرد حتی زحمت نکشیده تا فضا و دیالوگها را کمی تغییر دهد. در سریال لاست جان لاک براساس طرح و توطئه پدرش یکی از کلیههای خود را به پدری میدهد که از کودکی تا بزرگسالی هرگز او را ندیده است و در سریال شب میگذرد هم دقیقا همین اتفاق رخ میدهد اما نویسنده و کارگردان شب میگذرد به این نکته توجه نکردهاند که داستان سریال لاست در آمریکا و در سالهایی میگذرد که دیالیز بیمار کلیوی در خانهاش امر طبیعی است؛ اما داستان شب میگذرد در سال 52 میگذرد و در آن سالها دیالیز در کشور ما به شکل بسیار محدود و آن هم فقط در یک بیمارستان امکانپذیر بود.
میگویند کپیبرداری از سریالها و فیلمهای خارجی دارد کمکم به امری طبیعی تبدیل میشود اما بد نیست نویسندگان و کارگردانان به شعور مخاطبان خود اندکی احترام بگذارند و حداقل از سریالی بسیار معروف کپیبرداری نکنند. از طرفی آیا به راستی قهرمانان انقلاب ما شباهتی به قهرمانان سریالهای آمریکایی دارند؟
طاهره آشیانی