امروز نمایش هفتخوان رستم با کارگردانی پری صابری در بخش موضوعی جشنواره تئاتر فجر در تالار وحدت روی صحنه میرود.
آیا میتوان تئاتری ایرانی را براساس ادبیات فارسی بنیان نهاد؟
من که این کار را کردهام! ادبیات فارسی، آیینه صادق روحیه و خلق و خوی ایرانی است. اشعار فارسی، در واقع جلوهای از تمام اتفاقاتی است که در طول تاریخ بر ملت ما گذشته است. بیشک میتوان تئاتری ایرانی و مدرن بر مبنای ادبیات فارسی ساخت.
در میان شاعران پارسیگوی هم بیشتر سراغ فردوسی رفتهاید. چرا؟
آنقدر قصه در شاهنامه هست که عمر هیچ کس کفاف نمیدهد به همه آنها برسد. البته قصههای فردوسی ساختار نمایشی ندارد که من در کارهایم این ساختار را به آنها دادهام.
در اجراهایتان هم از عناصر نمایشهای ایرانی بسیار بهره میبرید.
بله، من در همه کارهایم از عناصر نمایشهای ایرانی چون تعزیه، پردهخوانی و نقالی بهره میگیرم. حتی تراژدی آنتیگونه را هم با الهام از عناصر نمایشهای ایرانی روی صحنه بردم.
که متاسفانه در تئاتر ما این رویکرد کمتر دیده میشود.
با این که نمایشی چون تعزیه بشدت مدرن است و قدرت اجرایی فوقالعادهای دارد، ما کمتر سراغ آن رفتهایم. وقتی جوان بودم و تلاش پیتر بروک را میدیدم که به هر گوشه کشور سر میزد تا در روستاها تعزیه ببیند، از خودم میپرسیدم او به دنبال چیست. اما وقتی آثار او را در پاریس دیدم، تازه متوجه شدم که او در پی چه بوده است. خلاصهگویی، استفاده از رنگ و موسیقی از تعزیه، ابزار بیانی پرقدرتی میسازد.
با این پیشینه و رویکرد هماینک سراغ هفتخوان رستم رفتهاید. دراینباره بگویید.
هفتخوان رستم سالها دلمشغولی من بوده است. رستم در این قصه هنوز جهان پهلوان نشده و با اصرار زال برای نجات ایرانیان دربند، گام در این راه میگذارد و پس از طی تمام مراحل عرفان، جهان پهلوان میشود. این قصه به دلیل معانی پنهانی که دارد، همیشه مرا مجذوب خود کرده است.