بازیکنان برگزیده لیگ برتر که سلولهای تشکیلدهنده تیم ملی هستند، در چنین حالتهایی، چارهای جز دور شدن از شرایط ایدهآل ندارند. در واقع ما با تشکیل اردوهای گاه و بیگاه از یک سو به آنها شوک وارد میکنیم و از طرف دیگر، آنها را به هماهنگی بیشتر دعوت میکنیم.
این دو نیروی مثبت و منفی ممکن است فرآیندی برابر صفر به وجود آورد که قطعا به زیان تیم ما خواهد بود.
پرسش خیلی از اهل فن و بویژه باشگاهدارها این است که در دیگر جاهای دنیا بویژه در آسیا، تیمهای ملی چگونه برای مسابقهها آماده میشوند.
تازه این در شرایطی است که حدود 40 درصد اعضای تیم ملی ما را بازیکنان خارجی تشکیل میدهند و آنها تحت هر شرایطی نمیتوانند در اردوهای کوتاهمدت و دراز مدت ما شرکت کنند. تیم ملی ما در شرایطی به مسابقهها میرود که با تعدادی از نفرات، بازیهای دوستانه و آمادگی برگزار میکند و با تعدادی دیگر مسابقه میدهد. ای کاش برای آماده ساختن یا بهتر است بگوییم هماهنگ کردن سه چهار بازیکن که کنار هم بازی نمیکنند، مجبور نمیشدیم گاه و بیگاه لیگ را تعطیل کنیم و بازیها را از سکه بیندازیم. تفاوت روزهای بعد از تعطیلی با روزهایی که تیمها چند هفته پشت سر هم بازی میکنند به ما میفهماند که این وقفهها چه ضربههایی به لیگ ما میزند، ضرباتی که به شکل ناپیدایی به پیکر لیگ هم وارد میشود. فدراسیون فوتبالی که عنوان نخست آن در آسیا، مجری تلویزیون ما را قلقلک میدهد، گاهی با این برخوردهای منفعلانه اسباب قلقلک کسانی دیگر را فراهم میکند.
لیگ برتر با این توقفها میتواند روند رو به رشد تیمهای باشگاهی ما را دچار اختلال کند. مثل همین پرسپولیس که نوع بازی آن نسبت به روزها و هفتههای اول از زمین تا آسمان فرق کرده و این هشدار را به ما میدهد که این اثرات مخرب مثل ویروسی بیماریزا به جان دیگر نمایندههای ما نیز سرایت میکند. راهیابی به جام جهانی البته از اعتباری ویژه برخوردار است و همین اهمیت، مانع میشود تا کسی جرات کند برنامههای تیم ملی را وتو کند. حال آنکه ممکن است این خویشتنداریها به زیان تیم ملی ما تمام شود و ما ناخواسته تیشه به ریشه درخت آرزوهای خود بزنیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر