به نظرتان تجربه چقدر در گویندگی رادیو اهمیت دارد؟
تجربه در هر کاری بر اثر گذشت زمان بدست میآید. یعنی تجربه چیزی نیست که بشود یکشبه به دست آورد و عامل بسیار مهمی است که به گوینده در اجرای برنامه خصوصا برنامههای زنده رادیو کمک میکند. گوینده به تدریج و به مرور زمان میآموزد که چگونه با مخاطب ارتباط برقرار کند و چه لحن مناسبی را برای اجرای برنامه در نظر بگیرد. اینکه ریتم اجرا در برنامههای صبحگاهی چگونه باشد و برنامه شبانگاهی را با چه حالتی اجرا کند. چون تمامی این برنامهها تعاریف خاصی دارند یعنی برنامه صبح با توجه به اینکه ریتم و ضرباهنگ زندگی تند است طبیعی است که گوینده، برنامه را با شور و نشاط بیشتری شروع میکند. برنامههای نیمروزی و عصرگاهی حالتهای دیگری دارد و در برنامه شبانگاهی با توجه به اینکه مردم از کار روزانه برگشتهاند و در حال استراحت هستند موضوع و مطالب فرق میکند و نوع اجرا و لحن گوینده هم طبیعی است که متفاوت است.
از نظر شما ویژگیهای یک گوینده خوب چیست؟
چند عامل وجود دارد که باید دستبهدست هم دهند تا بگوییم این شخص گوینده خوب و متبحری است. در وهله اول صداست. به نظر من مهمترین ابزار یک گوینده میزان آگاهی، سواد و اطلاعاتش است یعنی در اجرای برنامه خیلی کمکش میکند و عامل سوم استعداد بالقوه است که این را باید به فعل در بیاورد. عامل چهارم هنر گویندگی است. اگر گویندهای بتواند به این هنر دست پیدا کند و از اندامهای گفتاری، ریهها، تارهای صوتی و اندامهای گفتاریاش به نحو مطلوبی کار بکشد و آنها را به خوبی به کار گیرد و در واقع هنر گویندگی را به کارش اضافه کرده است من فکر میکنم گوینده موفقی است. یعنی صرف داشتن صدای خوب نمیتوان گفت این شخص گوینده است صرف داشتن اطلاعات اگر صدا نباشد نمیتوان گفت این شخص گوینده است. اگر شخصی استعداد نداشته باشد، نمیتواند گوینده خوبی باشد یعنی عوامل باید مثل حلقههای یک زنجیر دستبهدست هم دهند تا بگوییم این شخص گوینده موفقی است. این عواملی که گفتم تاثیرگذار است بخصوص آگاهی، سواد و به روز بودن اطلاعات گوینده.
یعنی اگر گویندهای صدای متوسطی داشته باشد و قابلیتهای گویندگی را داشته باشد گوینده خوبی است؟
منظورم از هنر گویندگی این بود که ما گویندههایی داریم که نوع گفتار و بیانشان حالت خاصی است ولی گویندههایی هم داریم که متون حماسی و سیاسی میخوانند، میتوانند محاورهای حرف بزنند و مطالب عرفانی اجرا کنند و تیزرهای تبلیغاتی میخوانند یعنی متناسب با هر مطلبی یک لحن مناسب با به کارگیری از اندامهای صوتی دارند. این اندامهای صوتی را که گفتم از ریهها تا زبان، فک، دهان و دندان و تمامی اینها را شامل میشود. منظورم این بود که تمامی این عوامل صدای خوب، آگاهی در حدعالی و استعداد عالی و هنر گویندگی را هم اگر اضافه کنید یک گوینده کامل میشود و این گوینده در حد استانداردهای رادیویی است.
حس و تکنیک را چقدر در گویندگی دخیل میدانید؟
خیلی دخیل میدانم. ببینید گویندهای که حرفهای است و حرفهای کار میکند به محض این که مطلبی را دستش میگیرد و میخواند متوجه میشود که این چه نوع متنی است در واقع کار گوینده انتقال یکسری مفاهیمی از طرف نویسنده یا شاعر به مخاطب یا شنونده است. من اگر نتوانم حس آن نویسنده یا شاعر را هنگام سرودن شعر یا نوشتن پیدا کنم طبیعی است که در انتقال مطلب دچار مشکل میشوم. گوینده متنی را که میخواند باید حس کند و در آن صورت میتواند به شنونده انتقال دهد. بنابراین در مرحله اول فهم مطلب، بعد بیان مطلب برای مخاطب است. گویندههایی موفقاند که مطلب را بفهمند و بتوانند آن را به دیگران القا کنند.
شما چگونه در کارتان تفاوت ایجاد میکنید؟
اجرای من در راهشب متفاوت با بخش عصرگاهی و نیمروزی است یا اگر برنامه جهان سیاست را گوش کنید لحن متفاوت است تقریبا نیم پردهای ارتفاع صدا بالاتر است و جدیتر هم هست چون مطلب سیاسی میخوانم.
زمانی که در رادیو پیام شعر میخوانم طبیعی است که احساس در آن بیشتر دخالت دارد و متن هم لطیفتر است. نوع زمان، مخاطب و نوع مطالب به گوینده میگوید که چگونه برنامه را اجرا کند.
به نظر شما شیوه درست انتقال تجربیات گویندگان با تجربه به گویندههای جوانتر چیست؟
ببینید تجربیات را به نظر من خود گویندهها باید در اثر زمان دست بیاورند. دقیقا مثل یک رانندهای که تمامی مسائل رانندگی را به صورت تئوریک در یک شب به او بگوییم و بگوییم که شما میتوانید راننده بسیار خوبی شوید. این راننده تا پشت ماشین قرار نگیرد و با جادههای پر مخاطره مواجه نشود و سر بالاییها و فراز و نشیبهای پی در پی را طی نکند تا با یخبندانها و جادههای لغزنده مواجه نشود و خودش تجربه کسب نکند به نظر من راننده موفقی نخواهد بود. گوینده هم همین است گوینده باید برنامههای تولیدی و زنده اجرا کند با متون مختلف سر و کار داشته باشد و باید زمان بگذرد تا گوینده در این گذر زمان آبدیده شود؛ یعنی گویندهای بشود که بداند در مواقع بحرانی چه کار کند، وقتی در پخش زنده دچار مشکل شد چه کار کند و چه واکنشی از خود نشان دهد.
شما در تلویزیون هم گفتار و متن میخوانید. نحوه اجرای این نریشنها چگونه است؟
نریشن گفتاری است که در واقع تصویر در تلویزیون ندارید و نحوه خواندن آن مثل رادیو است. متن را میخوانید و میبینید که چه محتوایی دارد و چه لحنی را باید برایش انتخاب کنید. عمده فعالیت من در زمینه برنامههای سیاسی، علمی و عرفانی است.
به عنوان یک گوینده باتجربه چه توصیهای به کسانی که مایلند وارد این حرفه شوند دارید؟
خیلیها ممکن است دوست داشته باشند کار گویندگی انجام دهند، اما اولین ویژگی برای گویندگی داشتن صدایی در حد استانداردهای رادیویی است. بنابراین این حرفه گزینشی است و افراد انتخاب میشوند. یعنی افراد تست صدا میدهند و کمیتهای تخصصی متشکل از افراد باتجربهای که سالهاست کار میکنند که اگر آنها تشخیص دهند که این صدا مناسب است در وهله اول گزینش میشوند و بعد میزان آگاهی و سواد و مدرک تحصیلی مهم است. این کار حرفه قشنگ و عاشقانهای است. ما ممکن است شب تا صبح برنامه زنده داشته باشیم. رادیو اصلا تعطیلی ندارد نه در ایام شهادت و نه در ایام جشن و عید. من چندین سال لحظه تحویل سال را از خانواده دور بودم و در رادیو بودم و اینها هیچ نیست غیر از آن عشقی که افراد به کارشان دارند و احترامی که برای مردم قائلند و عشقی که به مردم دارد. من در راه شب از 30/12 تا 3 صبح واقعا با عشق و انرژی برگرفته از مردم پشت میکروفن میروم و سرحال تا پایان ادامه میدهم. کار گویندگی ممکن است از نظر برخی کار سادهای باشد، اما در عین حال سهل ممتنع است یعنی هم آسان است هم دشوار. ممکن است عدهای فکر کنند گوینده فقط حرف میزند، اما وقتی کسی بخواهد به عنوان یک گوینده حرفهای پشت میکروفن بنشیند و با مردم صحبت کند باید خیلی از ریزهکاریها و شگردها را یاد بگیرد و دورههای خاصی بگذراند و با فنون گویندگی آشنایی کامل داشته باشد تا مردم او را بپذیرند در غیر این صورت شاید آن شخص را به عنوان گوینده قبول نداشته باشند.
مصاحبه را شما تمام کنید.
من خودم را به عنوان خادم مردم خدمتگزار در رسانهای مردمی مثل رادیو میبینم و از این بابت بسیار خوشحالم که با مردم ارتباط نزدیک دارم و امیدوارم که خداوند به من توفیق این را بدهد که بتوانم سالهای سال برای مردم کار کنم.
مریم رضا زاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم