در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آتش سبز افسانه سنگ صبور را دستمایه کار خود قرار میدهد و اصلانی معتقد است که این یک داستان مادر بزرگی است. او به نکتهای اشاره میکند که اتفاقا مهمترین کانون نقد بر آتش سبز است: داستانپردازی! شاید نقطه ضعف اساسی فیلم در همین شیوه داستانی و نوع روایت پردازی آن باشد که علیرغم زحمت فراوانی که در ساخت آن کشیده شده تماشای آن را دشوار و پرمشقت ساخته است و به تحمل طولانی نیاز دارد. فیلم از هفت پرده تشکیل شده است که هر کدام حکایتی را روایت میکند. روایتی که ترکیبی از اسطوره و واقعیتهای تاریخی است اما بیان این داستانها منسجم و مشخص نیست و به همین دلیل مخاطب به سختی با آن ارتباط برقرار میکند در واقع بین حکایتهای هفتگانه آتش سبز نوعی خلا‡ و عدم به هم پیوستگی احساس میشود که ساختار و کلیت آن را مخدوش کرده و پاره پاره به نظر میرسد. در نهایت همه این عوامل پرطمطراق و مینیاتوری جز کسالت مخاطب حاصلی ندارد و آتش سبز را بیشتر به تئاتر و مستند نزدیک میسازد.
آتش سبز بیش از آنکه به داستان و مضمون درونی قصه بپردازد به فرم وساختار بصری فیلم توجه کرده است؛ استفاده از لباسها و نقوش ایرانی و رنگ و لعابی که بویی ایرانی دارد. در واقع صورت بیرونی داستان و نمادها و نشانهها و آیینهای کهن بر قصهگویی و روایت داستانی فیلم میچربد که بدون شک تجربیات مستندسازی کارگردان نقش پررنگی در پرداخت آن داشته است.
آتش سبز فیلمی است که عناصری از اسطورهها و افسانهها را در یک ساختاری آیینی و روایتی غیرمتعارف به تصویر میکشد و این غیر متعارف بودن به حیطه موسیقایی فیلم نیز بسط یافته است. درواقع درهم تنیدگی موسیقی آتش سبز تناسبی ساختاری با شیوه روایت فیلم مییابد و در امتداد آن شکل میگیرد.
یکی از نکات برجستهای که در آتش سبز حضوری پررنگ دارد معماری و فضای جغرافیایی فیلم است که در کنار دکوراسیون و طراحی صحنه اثر یک کمپوزسیونی تئاتری خلق کرده است و تا حد زیادی فیلم را از فضای سینمایی خود دور ساخته است. اصلانی تلاش کرده تا برای دکور و ترکیب معماری فیلمش از امکانات و شرایط طبیعی استفاده کند که این سبک ریشه در عقاید وی راجع به صحنهآرایی دارد. او اساسا با دکور ساختن در سینمای ایران مخالف است. وی در فیلمهای تاریخی به استفاده از فضاها و آثار معماری واقعی و برجای مانده برای صحنهآرایی استفاده میکند. به نظر او کاربرد معماری واقعی در آثار تاریخی به جذابیت اثر در کنار رئالیستی شدن فیلم کمک میکند و به تناسب متن و زمینه میانجامد؛ این نگرش درباره نوع پوشش و لباس کاراکترهای قصه نیز بسط مییابد.
آتش سبز را بیش از آن که یک فیلم تاریخی بدانیم باید یک اثر اسطورهای افسانهای درک کنیم. خود اصلانی هم معتقد است سینما هیچ وقت به تاریخ وفادار نیست و تنها رویایی از تاریخ را به تصویر میکشد، چنین دیدگاهی را در علی حاتمی نیز سراغ داشتیم. وی نیز معتقد بود فیلمهای او تاریخی نیستند بلکه روایت کارگردان از تاریخ است. بنابراین منطق میبینیم که آتش سبز مصداق دریافت درونی و ذهنی کارگردان از تاریخ و اسطورههای کهن است که با فضایی انتزاعی، رمانتیک و زیباییشناسی مولف سنخیت بیشتری دارد تا واقعیت تاریخی. از سوی دیگر بهرهگیری اصلانی از طبیعت و معماری واقعی در آتش سبز آن را به یک ناتورالیسم تاریخی بدل کرده که موجب شده است زیبایی شناسی بصری فیلم بیش از روایت داستانی آن به چشم بیاید.
نوع بازیگری در آتش سبز نیز متناسب با همین منطق شکل میگیرد، لذا شیوه بازیگری در آن که حرکات دوربین هم به کمک آن میآید به خلق بازی تئاتری در فیلم منجر میشود. حرکات و نمایشهایی از کنشهای بدنی و رقص گونهای که در فیلم شاهد هستیم در همین راستا حرکت میکند.
ساخت آتش سبز آن هم از سوی کارگردان صاحبنامی در سینمای مستند جدای از مضمون اثر و نقدهایی که بر آن شد یک مساله مهم را در سینمای ایران مطرح کرد و در واقع بر اهمیت آن افزود و آنهم مساله مخاطب است. به هرحال هر نوع ایده متعالی، فرهنگی و روشنفکرانهای که قرار است در مدیوم سینما به تصویر کشیده شود نمیتواند آن سوی پرده را نادیده بگیرد و برای دل خودش فیلم بسازد. تمام زحمات و تلاشهایی که برای چنین آثاری کشیده میشود بدون جذب مخاطب عقیم میماند و کارگردان نیز چه بخواهد و چه نخواهد از این خلا‡ زیان میبیند. مشکل عمده آتش سبز در جذب مخاطب است و این مساله را نه میتوان دست کم گرفت و نه میتوان یکسویه به ضعف مخاطب نسبت داد. هر گونه اندیشه و باور و ایده ارزشمندی در سینما باید در درجه اول بتواند مخاطب پیدا کند تا بعد از آن بتواند تاثیرگذار باشد. اتفاقا هنر کارگردانی سینما به همین توانایی بر میگردد که فیلمساز در عین اینکه مضمونی فاخر و عمیق را به تصویر میکشد بتواند در جذب مخاطب نیز موفق باشد، لذا میبینیم با همه انرژی و گرما و شوری که در ساخت آتش سبز صرف شده است وقتی به مرحله نمایش و عرصه عمومی میرسد سرد شده و شکست میخورد.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: