در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«گران تورینو» اولین فیلمی بود که پس از تصویب مقررات جدید مالیاتی در ایالت میشیگان فیلمبرداری شد و توانست از معافیتهای ویژه مالیاتی بهرهمند شود. فیلم از یکسری بازیگر بومی از قبیله «همونگ» استفاده کرد که در این ایالت زندگی میکنند. هیچیک از آنها تا قبل از این جلوی دوربین سینما ظاهر نشده بودند.
قصه
والت کووالسکی (با بازی ایستوود) پیرمردی است که مدتها قبل همسرش را از دست داده است و تنها زندگی میکند. با وجود آن که میشیگان و محیط اطراف آن تغییر خیلی زیادی کرده است؛ ولی والت در دنیای قدیمی و کهنه خودش زندگی میکند و کاری به اتفاقات دوروبر خود ندارد. او پیرمردی خشک، غمگین و تا حدودی سردمزاج است که دیدگاههای خاص خودش را دارد و براحتی حاضر به عوض کردن آنها نیست. والت نهفقط با همسایگانش که با بچههایش هم نمیتواند کنار بیاید و مدارا کند؛ اما او یک مشخصه دارد که وی را از دیگران جدا میکند. والت یکی از کهنهکاران جنگ کره در دهه 50 میلادی است. وی مدال لیاقت و شرکت در جنگ را دارد؛ ولی احساس میکند در کره بیهوده جنگیده است. یک روز والت متوجه میشود تائو، پسر نوجوان همسایه که از جامعه اقلیت همونگ است از سوی افراد گروه پسرعموی خود تحت فشار است. تائو باید جایزه ویژه والت به نام گران تورینو را بدزدد. والت که متوجه ماجرا شده، تصمیم میگیرد به این نوجوان کمک کند. برای این کار او مجبور میشود با خانواده تائو، طرح دوستی و رفتوآمد بریزد و این کاری است که وی با اکراه آن را انجام میدهد. انجام چنین کاری دقیقا در نقطه مقابل خواستهها و نیت والت قرار دارد. با نزدیک شدن به خانواده تائو، روحیات والت هم کمکم تغییر میکند. او بزودی تصمیم میگیرد از کل این خانواده در مقابل فشارهای گروههای گنگستری حمایت کند. بتدریج والت احساس میکند باید در سطح عمومیتری با این افراد مبارزه کند؛ مبارزهای که کل محدوده زندگی او را در منطقه دربر میگیرد.
نقد
جیمز براردینلی، منتقد سرشناس سینما «گران تورینو» را یک اثر ضد تبعیض نژادی گرم و دندانشکن میداند که البته با وجود قصه جذاب خود قدرت جذب صددرصد بینندهاش را ندارد و نمیتواند تاثیر لازم و مورد نظر فیلمساز را بر تماشاچی بگذارد. از قرار معلوم قصه فیلم کمی کهنه و از مد افتاده است و ایستوود نتوانسته عمق لازم را به آن بدهد. در عین حال، بازی او در نقش اصلی هم کمی سوالبرانگیز است. یعنی این که او نه تنها نتوانسته به عنوان کارگردان قصه فیلم را به صورتی عمیق تعریف کند، بلکه در مقام بازیگر هم نتوانسته این قصه را گرمی خاصی ببخشد. در عین حال، فیلمهای ایستوود همیشه پایانهایی خاص و شگفتانگیز داشته که ضربهای جانانه بر ذهنیت بینندگان خود وارد میکنند. ولی ظاهرا «گران تورینو» این یکی را هم ندارد و پایان آن کاملا قابل پیشبینی است. شاید یک دلیل این مساله این باشد که ایستوود خواسته با صدای بلند دیدگاه ضدتبعیض نژادی خود را مطرح کند و اصرار او برای بیان این مطلب باعث شده که یک سری نکات سینمایی را هنگام ساخت فیلمش به دست فراموشی بسپارد.
با این حال، «گران تورینو» هنوز فیلمی تماشایی است که خود را یک سروگردن بالاتر از خیلی فیلمهای دیگر نشان میدهد و لحظات ناب و تماشایی زیادی دارد. ولی منتقدین سرسخت و بهانهگیر سینما که توقع زیادی از این هنرمند کهنهکار دارند، «گران تورینو» را فیلمی در حد کارهای خوب و ناب چند سال اخیر وی نمیدانند. (هر چند که اکثر آنها میگویند، این فیلم از «بچه عوضی» او که چند ماه قبل اکران عمومی شد، خیلی بهتر است!) شاید یکی از دلایلی که باعث شده منتقدین چنین دیدگاهی را درباره «گران تورینو» داشته باشند، این است که ایستوود در آن نقش یک پیرمرد غرغروی غیردوستداشتنی را بازی میکند. کنار آمدن با چنین کاراکتری هنگام تماشای یک فیلم سینمایی البته یک کمی سخت است!
او تنها با سگ خانگیاش زندگی میکند و خیلی سخت حتی با فرزندانش صحبت میکند. طبیعی است که بیننده معمولی با چنین آدمی بسختی همذاتپنداری میکند. با وجود این، قصه فیلم برای تماشاچی خیلی آشناست: دوستی 2 آدم غریبه که یکی از آنها به دیگری درسهای خوبی از زندگی میدهد. خط اصلی قصه غلبه فردی بر مشکلات سخت و متعدد پیش روست که مضمون اصلی فیلمهای چند سال اخیر ایستوود (و از جمله «بچه میلیون دلاری» و «بچه عوضی») است. اینجا، فقط ظاهر و شکل ماجرا عوض شده است.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: