جنبه‌های درمانی موسیقی

حالات مختلف در مغز انسان را می‌توان از طریق امواج مغزی تغییر داد و به وضعیتی جدید تبدیل کرد. برای مثال می‌توان مغز را از یک حالت اضطراب و گوش به زنگ بودن، به طور تدریجی به یک حالت آرامش تغییر داد. یک راه مفید برای تغییر امواج مغزی تحریک صوتی یا موسیقی‌درمانی است.
کد خبر: ۲۳۰۱۴۲

از این‌رو می‌توان گفت که موسیقی، به روش‌های مختلف، بر حالات انسان تاثیر می‌گذارد و می‌تواند روی آرامش او نیز موثر واقع شود. امروزه خاصیت التیام‌بخش موسیقی به اثبات رسیده است و موسیقی‌درمانی نام گرفته ‌است. موسیقی‌درمانی را می‌توان توانایی تجربه کردن حالتی تغییریافته از انگیختگی جسمانی و روحی، به کمک نواها، ضرباهنگ‌ها و لحن‌های ناشی از ادوات موسیقی تعریف کرد.

سیر تاریخی موسیقی‌درمانی

یونانیان باستان، از جمله افلاطون، ارسطو و فیثاغورث، به قدرت التیام‌بخش موسیقی معتقد بودند و این که اگر اشخاص همه روزه به موسیقی گوش بدهند، به سلامت خود کمک می‌کنند. ارسطو معتقد بود نوای فلوت بر احساسات انسان تاثیر می‌گذارد. افلاطون نیز می‌گفت که موسیقی موجب هماهنگی و رضایت روح ‌شده، اخلاقیات مردم را افزایش می‌دهد و بالاخره اعتقاد فیثاغورث این بود که موسیقی به انسان هماهنگی می‌دهد. به باور او، از دست رفتن هماهنگی در انسان، موجب بیماری می‌شود.

پادشاهان قرون وسطی، برای رهایی از احساس تکدر خاطر و افسردگی و تب، در قصرهای خود موسیقی پخش می‌کردند. بعد از آن، بسیاری از موسیقیدانان کلاسیک و از جمله باخ، پاشل بل و موزارت، با کمک اشراف و سلاطین، به تصنیف آهنگ‌هایی به این منظور تشویق شدند. اما تنها طبقات بالای جامعه نبودند که از موسیقی استفاده و از آن لذت می‌بردند. مدت‌ها پیش از آن که نوار کاست و سی‌دی و رادیو و ویدئو وجود خارجی داشته باشند، دسته‌‌های مختلف مردم دور هم جمع می‌شدند تا به نوای موسیقی و آواز گوش فرا دهند.

تا پیش از سال 1926،‌ موسیقی هنوز به‌عنوان ابزاری علمی برای درمان بسیاری از اختلالات بالینی شناخته نشده بود، ولی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم موسیقی به‌عنوان وسیله‌ای درمانی برای اختلالات ذهنی مورد استفاده قرار گرفت. با آن که ملل مختلف در گذشت سال‌های متمادی، از موسیقی برای رسیدن به آرامش استفاده کرده‌‌اند، اما تا سال 1946 طول کشید که آن را ابزاری التیام‌بخش به حساب آورند و درباره آن بررسی‌های بیشتری کنند. اواخر دهه ‌1970 و اوایل دهه ‌1980 که موضوع استرس برای مردم اهمیتی خاص پیدا کرد، موسیقی جدیدی برای التیام استرس مورد استفاده قرار گرفت تا بر میزان آرامش اشخاص بیفزاید.

تردیدی نیست که موسیقی، روی احساسات در سطح هشیار و ناهشیار تاثیر فراوان دارد. انواع مختلف موسیقی می‌تواند روی برافروختگی و نیز آرامش انسان تاثیر بگذارد. در جریان یک بررسی و به منظور ارزیابی رابطه میان انتخاب انواع موسیقی و لذت و شادی و حالات آرامش، دانشمندان در سال 1984 به این نتیجه رسیدند که یک موسیقی خاص روی همه اشخاص تولید آرامش نمی‌کند، بلکه میزان علاقه ‌‌ اشخاص به موسیقی انتخاب‌شده، در ایجاد آرامش موثر است. در جریان یک بررسی دیگر، ویلیام دیویس و میشل توت (1989) بر آن شدند که ببینند در نظر اشخاص مختلف کدام موسیقی آرامش‌بخش ارزیابی می‌شود. در این بررسی مشخص شد که نواهای مختلف روی اشخاص مختلف، اثرات متفاوت بر جای می‌گذارد.

امروزه موسیقی‌درمانی روشی پرطرفدار برای رسیدن به آرامش است. در جریان یک بررسی که در سال 1991 انجام شد، 75 درصد کسانی که مورد پرسش قرار گرفتند، گوش دادن به موسیقی را اقدامی برای کاستن از استرس بیان کردند. علاوه بر این موسیقی‌درمانی، از توانایی یک اقدام مقابله‌‌ای نیز برخوردار است. گوش دادن به برخی از انواع موسیقی، به قدرت پذیرندگی ذهن می‌‌افزاید. از آن گذشته، این‌گونه بیان می‌شود که موسیقی، بر خلاقیت اشخاص می‌افزاید و تصورات ذهنی را تقویت می‌کند.

موسیقی‌درمانی در درمان افرادی که دچار ناتوانی‌های مختلفی از جمله عقب‌ماندگی ذهنی، تاخیریافتگی رشدی، معلولیت جسمی، بیماری روانی و دیگر مشکلات بوده‌اند، نتیجه موفقیت‌آمیزی داشته است.

موسیقی‌درمانگر، اهداف و مقاصد را بر اساس نیازهای خاص درمانجو دنبال و برای پیشبرد این اهداف از شیوه‌های گوناگونی استفاده می‌‌کند. برای مثال، آواز خواندن می‌‌تواند به افراد مبتلا به بیماری آلزایمر کمک کند تا حافظه درازمدت خود را به کار اندازند.

نواختن آلات موسیقی با همسالان یا فرد یا افراد درمانگر، می‌‌تواند مهارت‌های میان فردی یا قدرت برقراری ارتباط با دیگران را افزایش دهد و کارکردهای اجتماعی را بهبود بخشد. از همه مهم‌تر این‌که افراد احساساتشان را در روشی مطمئن و لذت‌بخش به‌وسیله نواختن موسیقی، گوش کردن به موسیقی و حرکات موزون و هماهنگ با موسیقی بیان می‌‌کنند.

موسیقی می‌‌تواند استرس را کاهش دهد. به‌عنوان مثال، برای مقابله با هراس از صحبت در مقابل دیگران و ترس از روبه‌رو شدن با شخصیت‌های بانفوذ می‌‌توان از واکنش‌هایی که با موسیقی راک تهییج شده است استفاده کرد.

هرچند استفاده از موسیقی آرامبخش یا محرک می‌‌تواند در موارد مختلف مفید باشد، اما در عین حال موسیقی ظرایفی دارد که عکس‌العمل‌های پیش‌بینی‌‌نشده‌ای را در بعضی افراد بیدار می‌‌کند.

به عنوان مثال موسیقی ریتمیک آرام که در موارد عادی نوعی موسیقی آرامبخش محسوب می‌‌شود، می‌‌تواند در بعضی شنونده‌ها احساسی غریب یا ترس‌آور ایجاد کند.

در 50 سال گذشته تحقیقات بسیار زیادی انجام شده است که نشان می‌‌دهد موسیقی روی بسیاری از بیماری‌‌ها ازجمله ناراحتی‌‌های تنفسی‌، بیماری‌‌های قلبی‌، دردهای کلیوی‌، بیماری‌‌های کودکان، ناراحتی‌‌های قبل و بعد از جراحی‌، دردهای زایمان، کما، سوختگی و عوارض سرطان اثر دارد.

زمانی که انسان درد دارد، آستانه تحمل او پایین می‌‌آید و به عبارتی حساس‌تر می‌شود. در اینجا موسیقی و تمرین تن‌آرامی می‌‌تواند منجر به ایجاد آرامش در فرد شود.

از نظر پزشکی یک بیمار وقتی در بیهوشی کامل به سر می‌‌برد و علائم حیاتی او به کمترین حد می‌‌رسد، در بدترین شرایط (اغماء) قرار دارد. در چنین حالتی موسیقی‌درمانی توانسته است در حد هرچند اندک، ارتباط و حیات روانی و جسمانی را به بیمار بازگرداند.

وقتی برنامه‌های موسیقی‌درمانی می‌‌تواند بر بیمارانی که در حالت بیهوشی کامل به سر می‌‌برند اثر بگذارد، طبیعی است که تاثیر آن بر بیماری‌‌های ساده بیشتر است.

مدرسان موسیقی بر این باورند که فراگیری موسیقی اثر مثبتی در پیشرفت دانش‌آموزان دارد. آنها معتقدند شرکت در کلاس‌های موسیقی باعث پیشرفت در انضباط، تیزهوشی، عزت‌نفس، مهارت‌های فکری، مهارت‌های شنیداری و توانایی‌های سازنده افراد می‌شود. طبق تحقیقات انجام‌شده، موسیقی اثرات تعلیم و تربیتی فراوانی دارد و جنبه‌های آموزشی آن خیلی بیشتر از کلاس‌های فوق‌برنامه دیگر است. شرکت در گروه‌های موسیقی باعث افزایش اعتماد به نفس، عزت‌نفس و موفقیت می‌شود. شواهد دیگر بیانگر آن است که موسیقی برای تمام افراد مفید است. صدا و موسیقی روح را جلا می‌دهد و در شیوه برخورد انسان با زندگی و دیگر موجودات زنده تاثیر مستقیم دارد. پژوهش انجام‌شده نشان می‌دهد دانش‌آموزان فعال در زمینه موسیقی بیشتر از سایر دانش‌آموزان امتیاز کسب می‌کنند و قادر به کسب صفات و مهارت‌های خوب هستند.

مطالعات دیگر نشان می‌دهد فعالیت در زمینه موسیقی، ضریب هوشی را بالا می‌برد.

یک پژوهشگر در این زمینه می‌گوید: اگر فردی درباره موسیقی صحبت کند، در واقع از سمت چپ مغز خود استفاده کرده است و زمانی که در این زمینه فعالیت می‌کند، از نیمکره راست خود استفاده می‌کند. به اعتقاد او، موسیقی مستقل از هوش است؛ فرمی از شناخت که از طریق آن فرد می‌تواند به طور مستقیم با درون خود ارتباط برقرار کند. وی همچنین می‌گوید: یک انسان کامل باید توانایی دسترسی به هر دو نیمکره مغز را به طور یکسان داشته باشد که این امکان تنها از طریق فعالیت‌های سازنده مانند موسیقی حاصل می‌شود. ترویج فرهنگ استفاده از هنر موسیقی نقش مهمی در پیشرفت دانش‌آموزان در سیستم آموزشی دارد.

موسیقی روی احساس و اندیشه ‌ انسان تاثیراتی بر جای می‌گذارد که بیان آن از عهده ‌ زبان و کلام ساخته نیست. موسیقی می‌تواند سیستم تدافعی احساس را درهم فرو ریخته و ابراز احساسات را میسر سازد. به همین سبب، روان‌شناسان و روانپزشکان برای تخلیه بسیاری از هیجانات پنهان همچون خشم، از موسیقی استفاده می‌کنند.


مریم سمیعی افشار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها