در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در زمان مدرسه و کسب علم دانش هم همه چیز واضح و مبرهن بود. مدرسههای دو شیفته و هر شیفت چند کلاس اولی و دومی و... هر کلاس هم دستکم 40 تا دانشآموز که 3 نفری و بعضا 4نفری روی میزهای چوبی نشستهاند و مرتب به خانم معلم غر میزنند که این دستم را خط انداخت و آن یکی مدادپاککنام را برداشت و این هفته نوبت من بود سر میز بنشینم و داستان پشت داستان تا برسد به داستان غول کنکور و داغ دلی که حالا برای اکثر این جماعت تبدیل به زخم کهنهای شده و کمکم دارند تحویل نسل بعدی میدهند.
هر چه این جماعت بیشتر قد کشیدند، مشکلاتشان هم قدبلندتر شد تا جایی که حالا برای دیدن مشکلشان باید قد بلندی کنند، عینک ذرهبینی بزنند تا بتوانند مشکلات بعدی را خوب رصد کرده و برایش راه چارهای بیابند. گاه گاه هم آه سوزناکی بکشند و بگویند انگار بدهکار هم شدیم(!) ما رسما عذر میخواهیم که حالا جوان شدهایم و آنقدر با خودمان مشکل آوردیم. ما را ببخشید که یکباره وارد آدمبزرگها شدیم و خانه خواستیم و قیمت مسکن بالا رفت، کار خواستیم و لبوفروشی سرگذر با سرقفلی مقدور شد و... .
آهان دقیقا به اینجای ماجرا که میرسیم موضوع و معضل اصلی مطرح میشود؛ ازدواج، آن هم از نوع پردردسر آن.
نیمرو اما با تخم کفتر
ازدواج آن هم از نوع پرتجمل، سختپسندی و پرتوقعی نسل سومی و قس علی هذا. درست وقتی که برخی والدین از طرفی مرتب به فرزندان خودشان میگویند که ازدواج حالا حالاها برای تو زود است و تحصیل و مدرک و شغل و ماشین و خانه و از طرف دیگر هم یادشان رفته خودشان چقدر ساده زندگی کردند و وظیفه دارند این ساده زیستی را هم به فرزندان خودشان یاد بدهند، رفتند دنبال تجمل و برآورده کردن تمام رویاهایی که هیچ گاه برای خودشان محقق نشد.
فرزندان هم گرماگرم بازار داغ مدرک و یافتن شغل (چون سوزنی در انبار کاه) بودند و متوجه نشدند که سن ازدواجشان بالا رفته و کلی از همردهایهایشان هنوز مجردند و دارند تبدیل به نقطه بحران میشوند. حدود 14 میلیون جوان مجرد آماده به ازدواج وجود دارد و آمارهایی از این قبیل که طی ماههای گذشته محفل داغی برای رسانهها بود و خوراک تیترهای جنجالی.
بیشتر آمارها هم متعلق به سازمان ملی جوانان است که اولویت اول خودش را متاهل کردن مجردها گذاشته و تبلیغ ازدواج ساده و بهنگام و پایدار و مرتب تحقیق و پژوهش است که ارائه میکند و متعاقبا طرح و برنامه و ایده.
منجمله ایدههایی که بحث داغ رسانهای هم به وجود آورد طرح ازدواج نیمهمستقل بود. مطرح شدن این طرح در مرحله اول درست مثل نیمروی تخم کفتر عمل کرد و حسابی نطق همه را باز کرد. آنان که قبلا از باب ازدواج بحر طویل تحویل داده بودند، دوباره گفتند و آنان که نگفته بودند هم به گفتن تشویق شدند تا در مرحله اول کمی جامعه درباره موضوع ازدواج جوانان حساس شود و یادشان بیفتد که ازدواج برای جوانان تبدیل به موضوعی دستچندم شده است و این یعنی زنگ خطر.
در ادامه ماجرا برخی مسوولان و اساتید دانشگاه و کارشناسان مسائل خانواده و غیره و ذالک شروع کردند به بررسی طرحی که از اتاق فکر سازمان ملی جوانان بیرون آمده و این که چقدر کارایی دارد و ندارد و به قول خودشان نقاط قوت و ضعفش چیست؟
باید پختهتر شود
این که اصلا این طرح چه بوده است و قرار است چه شود، جای بحث زیاد دارد، فقط خیلی مختصر و مفید بدانید که رئیس سازمان ملی جوانان، حجت الاسلام محمدجواد حاجعلیاکبری، در بین جمعی از اصحاب رسانه گفتند که یکی از اهداف این طرح مبارزه با موانع توهمی ازدواج است. موانع توهمی ازدواج هم یعنی ترس از مهریه، جهیزیه، سربازی و... و جاانداختن این مساله که نسل سومی جان آدرس غلط به تو دادند و مشکلات اقتصادی اولین مانع ازدواج نیست و این فرهنگ توست که مشکل دارد و اصولا فرهنگ ازدواج کردنت پایین آمده است. یعنی فکر میکنی با تجملات فرهنگت بالا رفته، ولی در حقیقت پایین رفته که آمار ازدواجت سیر نزولی پیدا کرده است.
این طرح اهداف دیگری هم دارد؛ باید مساله انتخاب همسر از ازدواج کامل و تشکیل زندگی مشترک زیر یک سقف جدا دانسته شود. یعنی به گفته رئیس سازمان، مهم این است که افراد در مرحله اول یار خود را پیدا کنند و صیغه عقد جاری شود و شیرینیهای زندگی بهتر درک شود، تا بعد کمکم به کمک خانواده بقیه مشکلات هم حل شود.
داستان تشکیل خانواده نیمه مستقل هم چیز پیچیده و جدیدی نیست. همان طولانی شدن دوران عقد بین زوجین است و سنتی که در گذشتهای نهچندان دور بین خانوادهها وجود داشت. اینکه دختر و پسر به عقد هم در بیایند و تا زمان مهیا شدن شرایط هریک در خانه والدین خود بمانند. سازمان ملی جوانان هم فقط میخواهد این سنت را احیا کند. البته احیا شدن این سنت با واکنشهای متفاوتی هم روبهرو شد و برخی موافق بودند و طرح را موثر میدانستند و برخی هم نظر منفی دادند. البته عدهای هم طبق عادت همیشگی نظری دادند که خالی از لطف نیست؛ طرح باید پخته تر شود!
نیمه مستقل
کارشناسانی که موافق این طرح هستند، میگویند که جوانان با انتخاب همسر و تشکیل یک رابطه متعهد خیالشان راحت میشود و دیگر سراغ رابطههای غیرمتعهد و از آن نوعی که دختر و پسر عین آب خوردن همدیگر را رها میکنند، نمیروند. البته همین جا هشدار هم میدهند که خانواده نیمه مستقل با دوستی دختر و پسر فرق دارد و مبادا شیطنت جوانان گل کند و رابطه خودشان را تحت عنوان خانواده نیمه مستقل به خانوده تحمیل کنند. باید تمام مراحل تشکیل خانواده نیمه مستقل محکم و استوار چون تشکیل خانواده کامل پیش برود و همه چیز از جمله مدت زمان عقد از همان ابتدا مشخص شود. تا پسر از همان ابتدا احساس تعهد کند و فکر نکند که 10سال میتواند نیمه مستقل باشد و کم کم تن پرور شود و مزه این زندگی زیر زبانش برود. موافقان طرح، متاهل شدن جوانان را مهم ترین مزیت میدانند. آنها میگویند ازدواج دیگر معطل مراسم عروسی و... نمیشود.
در مقابل برخی کارشناسان هم معتقدند که طولانی شدن دوران عقد به اختلافات دامن میزند، نکات منفی را به اوج میرساند، 30درصد طلاقها در این دوران به وقوع میپیوندد، مهر دو طرف سرد میشود، افراد خصوصا پسران کمکم حسابگریشان گل میکند و یادشان میافتد که باید از نو دو دوتا چهارتا کنند. چون خودشان را هنوز در موقعیت انتخاب میدانند.
عرف این مساله را زیاد نمیپسندد و خانوادهها خوششان نمیآید دختر عقد کرده شان را زیاد نگه دارند. کودکی اگر متولد شد کجا زندگی کند؟ تحمل این شرایط برای دختران مشکل است و آسیبهایی به دنبال دارد. خانوادهها ممکن است چند جوان مجرد داشته باشند و این اصلا خوب نیست، رفت و آمدها ممکن است والدین را دچار دردسر کند، این نوع زندگی نیمه مستقل بیشتر به درد ازدواجهای فامیلی میخورد، بافت شهرها به خانههای آپارتمانی و کوچک تغییر پیدا کرده است و همین مانع میشود که مثل قبل دوران عقد طولانی شود و...
البته سازمان ملی جوانان هم در مقابل این خیل انتقادات جواب خودش را دارد که نباید نکات منفی خیلی پر رنگ و لاینحل جلوه داده شود و برخی از این مشکلات ممکن است بعد از تشکیل خانواده کامل هم بهوجود آید. قطعا تشکیل خانواده نیمه مستقل نیاز به آموزشهایی برای حفظ شدن و مصون ماندن از آفت را دارد و این مدل زندگی خیلی به درد دانشجوها میخورد، خانوادهها اگر از مزایا و برکات این طرح مطلع شوند از موضع خود کوتاه میآیند و غیره.
البته نظرهای دیگری را هم استادان و صاحبنظران مطرح میکنند که به جای ترویج این طرح بیایید ازدواج به دور از تجمل را ترویج کنید، ساده زیستی و رفتن زیر یک سقف با حداقل امکانات، استفاده از ظرفیت رسانه ملی، حل شدن مشکل کار و مسکن توسط دولت.
خانه دوست کجاست؟
البته مشکل هنوز باقی است. میگویند آمار ازدواج در سال گذشته و جاری رشد داشته و کارشناسان معتقدند سال بعد هم رشد خواهد داشت. میگویند جامعه آماده یک تلنگر است تا یک بسیج عمومی در زمینه ازدواج راه بیفتد و خوشبین هستند که خانوادهها در یک اقدام تمام غل و زنجیرهای سنتهای اشتباه و تجملات را از دست و پای خودشان و جوانشان باز کنند.
اما بازار داغ خرید جهیزیههای آنچنانی، مراسمهای آنچنانی تر، مهریههای بالا، بیکاری و بیمسکنی و رشد روابط بدون تعهد و تنوعطلب شدن جوانان و باز هم و غیره نیز حرف خودش را میزند.
راستی این نسل جوان کی عذرخواهی کردنهایش تمام میشود و به سر منزل مقصود میرسد؟
لیلاباقری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: