در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایرانیها از قرنها پیش تاکنون امروز به پاسداشت این واقعه آیینهای خاصی را در گوشه و کنار کشورمان برپا میکنند، آئینهایی که هر کدام رنگ و بوی خاصی دارند و زیبایی خاصی به روزها و شبهای محرم میبخشند.
در این بین جوانها از گذشته تا امروز نقش مهمیدر برپایی این آئینها داشتهاند.
جوانهای هر محله کنار هم جمع میشوند تا به یاری بزرگان هیاتهای عزاداری را سامان دهند. به زبان بهتر جوانها امورات اجرایی هیاتها را بر عهده میگیرند و بزرگان محل به برنامهریزی میپردازند. این تقسیم کار اگر چه زیاد به چشم نمیآید، اما انگار یک قانون نانوشته است که از گذشته تا امرزو پایدار مانده و بدون آن که کسی این نقشها را تقسیم کند، آنها خودبه خود خودشان را به فضای برپایی مراسم عزاداری تحمیل کردهاند. جوانها سرشار از شور و نشاط و انرژی هستند و این انرژی و توان در کنار قدرت برنامهریزی بزرگان که قرار میگیرد هیاتهایی را شکل میدهد که دیدهایم و میبینیم. طی این سالها طبق قانون نانوشته هیاتهای عزاداری برپا شده اند و محرمها را زنده نگه داشته اند تا باز هم محرم که از راه میرسد ایران سیاه بپوشد و پیر و جوان در کنار هم به عزای کسی بنشینند که از قرنها پیش ندای «هل من ناصر ینصرنی» اش در حافظه تاریخ باقی مانده است.
جایی برای خاطرههای خوب
محرم برای همه ما ایرانیها نوستالژی خاصی دارد ، این ایام ، ایام خاطره انگیزی است؛ چرا که آداب و رسوم برپایی آیینهایش با سایر آیینها متفاوت است و همین تفاوت باعث میشود تا نقش آن در طول یک سال برجسته شود. محرم ماه زیبایی است. اگرچه همه سیاه میپوشیم و به سوگ مینشینیم، اما زیباییهای این ماه بیشتر از سایر ایامیاست که طی سال میآیند و میروند.
آیینهای محرم باعث میشود تا اهالی هر محله، هر کوچه یا خیابان به هم نزدیکتر شوند. هیاتهای عزاداری همه محله را متحد میکند تا بتوانند امسال نیز مثل سالهای گذشته حق عزاداری برای امام حسین (ع) و یارانش را به جا بیاورند.
محرم ماه نزدیک شدن مردم به یکدیگر است. همه پیر و جوان، کوچک و بزرگ دست به دست هم میدهند، تکیهها را برپا میکنند، هیاتها را سامان میدهند و در کنار عزاداری برای برپایی مراسم نذری فامیل و اهل محل برنامهریزی میکنند و کارها را سر و سامان میدهند. همین که همه کنار هم جمع میشوند خودش یکی از بهترین زمینههایی خاطرهانگیز این ماه است، همه آنهایی که از شهر و دیار خود فاصله گرفتهاند، در این ماه به شهر و دیارشان باز میگردند تا خاطره گذشتهها را تجدید کنند.
مثل آنهایی که از یک محله به محله دیگری نقل مکان کردهاند، اما در محرم ترجیح میدهند ایام عزاداری را به همان محله قدیمی برگردند و در همان هیات قدیمی در کنار بچه محلهایی که حالا موهایشان سفید شده بنشینند و عزاداری کنند.
نمونهاش را بخواهید پیدا کنید کافی است به دور و برتان تماشا کنید، توی هیات که نشستهاید خیلیها هستند فقط سالی یک بار آنها را میبینید ، آنها هم در محرم و در تکیه، انگار به غیر از محرم سایر ایام سال اصلا وابدا آدم را به یاد محلهای که داشته نمیاندازد. به یاد شهری که بوده و خاطرههایی که جا گذاشته است.
خیلیها سالهاست که از محلههای جنوب شهر رفتهاند، اما هر سال محرم به هیات همیشگی بر میگردند و کنار جوانهایی مینشینند که حالا جای آنها را برای اجرای هر چه بهتر این آیینها گرفتهاند.
محرم نسلهای مختلف را کنار هم جمع میکند، تفاوتها و تمایزها را از بین میبرد، همه یکدست لباس سیاه میپوشند و انگار تفاوتها وتمایزهایشان را مثل لباسهای رنگارنگشان جایی میگذارند و یکرنگ با بقیه آستینها را بالا میزنند. امسال هم مثل هر سال همین اتفاق افتاد امسال هم مثل هر سال محرم از راه رسید. امسال هم مثل هر سال خاطره دیگری به خاطرات محرمی ما اضافه شد، امسال یک سال بزرگتر شدیم و بزرگان یک سال پیرتر، امسال دنیا بر مدار همیشه چرخید، مثل همیشه.
محرم آمد، همه را به هم نزدیک کرد و جوانها را در کنار پیرها نشاند، کاش این اتفاق همیشه رخ میداد.
رضا امیدوار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: