در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این اصطلاح بیشتر درباره داستانهایی به کار میرود که حوادث آن از روی حوادث واقعی شکل گرفته شده است. البته این اصطلاح تا حدودی مبهم است چرا که ممکن است رمانهای تاریخی را که بسیاری از وقایع زمان را با داستان میآمیزد نیز دربرمیگیرد. این گونه ادبی ظاهرا میخواهد میانجی دو حوزه متفاوت تاریخ و داستان قرار گیرد. دو گونهای که هر کدام ساختاری متفاوت دارند. جیلین بیر میگوید: نوعی تردستی ادبی لازم دارد که بتوان اثری را ما بین تاریخ و داستان معلق نگه داشت.
رابرت مک کی اعتقاد دارد که این گونه آثار دارای خلوص ادبی نیست و بعد خلوص را این گونه تفسیر میکند؛ اثری که استقلال نسبی خودش را از واقعیت حفظ کرده است. در این گونه آثار نویسنده هر چند تلاش خلاقانهای داشته باشد اما مجبور است که به روح حوادث اصلی وفادار بماند و تاریخ را با ریتم داستان باز گوید. بسیاری از نویسندگان این گونه آثار مجبورند حوادث را براساس سیر تاریخی رویدادهای آن تنظیم کنند و براساس آن الگوی پیرنگی بریزند و هر جا که رویدادها به نظرنویسنده مفید فایده واقع شد از آن سود جوید اما همواره دست خود را برای حذف و یا در صورت لزوم افزودن صحنههایی باز بگذارد.
نخستن دشواری برای تعریف زندگینامه داستانی ترکیب دو گونه ادبی زندگینامه و داستان است.
جهان زندگی فرد از آنکه به قالب پیرنگ داستانی تبدیل شود در جهان خارج از متن وجود داشته است. نویسنده زندگینامه داستانی حوادث واقعی زندگی را به مثابه یک کل پشت سر هم میچیند و بعد آن را دو باره باز میگوید. در این دوباره گویی به چنین حوادث دست میزند. برخی را حذف و برخی را عمده میکند و گاهی حتی مجبور میشود با ریزه روایتهایی خلاء پیش آمده در متن را پوشش دهد، اما ظاهرا هرگز تکیه عمده اش را از استناد حوادث رها نمیکند.
زندگینامه یک گزارش تاریخی است. در گزارش تاریخی همه رخدادهای متن در گذشته رخ داده است و ممکن نیست روایتی از حال یا آینده را باز گوید در حالی که گزارش داستانی این فرصت را دارد که در صورت لزوم در زمانهای دیگر سیر کند.
فیلیپ لوژون در کتاب میثاق زندگینامه بر تفاوتهای عمده رمان و زندگینامه تاکید میکند: یک میثاق نامکتوب بین نویسنده و خواننده در زندگینامه وجود داردبر طبق آن میثاق خواننده باید بپذیرد وهمه حوادث روایت شده واقعیت دارد. اما در رمان این گونه نیست هرگز خواننده چنین فرضی را نمیگذارد اما رماننویس طوری مینویسد که خواننده آن را باور میکند.
لارنس لانگر از زندگینامه به عنوان شهادت مکتوب از دورهای از تاریخ یاد میکند. در بادی امر به نظر میرسد که این گونه فروپاشی مرز میان داستان و زندگینامه و به تعبیر دیگر مخدوش شدن امر تخیلی و امر واقعی منجرمی شده است.
اگر چه داستان نویس آزاد است جهان را آنگونه که دوست میدارد بازبیافریند، زندگینامهنویس مجبور است جهان را آنگونه که واقعا بوده، تعریف کند. شرح زندگی هر چقدر هم بر حوادث واقعی تکیه داشته باشد ، از آنجا که متضمن نوعی گزینش و ترتیب حوادث است و در نهایت پیکرهبندی، نمیتواند حاوی همه واقعیت باشد.
زندگینامه با استفاده از تمهیدات داستانی شرح زندگی فردی را باز میگوید اما سوال مهم بیپاسخ این است که مرز داستان و تاریخ کجاست . ریچارد کرنی به تفاوتهای تاریخ و داستان تاکید میکند و برای اثبات این تفاوت به کتاب (میشله) درباره ناپلئون و جنگ و صلح تولستوی اشاره میکند و تاکید میکند هر دو این آثار درباره ناپلئون است؛ اولی تاریخ و دیگری رمان است. او درباره این دوگونه میگوید: تاریخ و داستان هر دو به کنش انسان اشاره دارند. اما هریک باادعاهای ارجاعی متمایزی این کار را میکنند. آنجا که داستان جهانیهای اجتماعی کنش را آشکار میسازد. تاریخ در پی استناد گواههاست.
یل ریکور، نویسنده فرانسوی در فصل سوم کتاب «زمان و گزارش» به تحلیل تمایز گزارش تاریخی «روایت واقعگرایانه از زندگی» و گزارشات داستانی میپردازد. او تاکید میکند که گزارش داستانی از گزارش تاریخی برتر است ، زیرا در گونه متنی ،ارتباط کلامی عنصر اصلی است و از انجا که زبان در گزارش داستانی کاملتر است، گزارش تاریخی صرفا شرح است به یک رخداد زمانی که بینشی عینیگرا و استوار به مدارک و اسناد تاریخی به دست آوریم که هدف نهایی و اصلی گزارش تاریخی است. این گزارش یکسر شرح رخداد خواهد بود، اما در گزارش داستانی مناسبت با زمان اهمیت مییابد.
تودوروف با هدف شناخت مناسبات اثر ادبی با واقعیت پرسش بارت را تکرار میکند که مناسبت اثر ادبی با واقعیت چیست؟ و چنان مینمایاند که انگار هیچ نویسندهای از دست و پنچه نرم کردن با آن گریز ندارد.
تودوروف در این مورد از اصطلاح راست نمایی ادبی استفاده میکند و میپرسد حد راستنمایی یا همخوانی روایت هنری با واقعیت عینی کجاست؟ تودوروف در مقاله «درآمدی به راستنمایی » تحلیل میکند که راستنمایی لزوما به معنای همخوانی با واقعیت نیست بلکه همراهی با برداشت همگان از واقعیت است.
این آثار اغلب یک بعدی است. روشن است که جنگ تاثیرات متفاوت دارد. یک روی آن صدمات انسانی، آوارگی و ویرانیهاست و روی دیگر آن جلوههایی از مقاومت و ایثار. در زندگینامه داستانی همواره به توصیف جلوههای مقاومت دوران جنگ پرداخته میشود. در این گونه آثار ویرانیها و عدم حضور او را در خانه نمیبینیم. انگار همه مخلصانه در خدمت جنگاند. گاهی همین عدم نگاه چند بعدی آثار را یکدست و تکراری میکند. موقعیتها شبیه هم میشود. در بسیاری از این آثار شخصیت محوری همه هستی خانواده و... خود را رها میکند تا در جبهه حضور پیدا کند و اصلا خانواده، دردها و مشکلات آنها نمایش داده نمیشود و یا بندرت این موقعیتها دیده میشود. این گونه آثار اغلب دارای ساختاری بستهای هستند. از تولد شروع و توصیفی از نوجوانی، انقلاب، جنگ و در نهایت با شهادت شخصیتمحوری داستان به پایان میرسد. درونمایه اصلی تجلی روح فداکاری و ایثار به عنوان مضمون محوری طرح را به جلو میبرد. اگر چه ممکن است سلسله حوادثی هم این پارههای طرح را به پیش ببرد امامنطق روایی هم الگوی گسترش درونمایه مرکزی است.
تودورف میگوید: در این گونه آثار در آغاز گونهای پیشنهاد یا نقطه نتیجه وجود دارد که در پایان داستان آشکار میشود (تحقق مییابد) و در واقع داستان گذر از این پیشنهاد آغازین به آن تحقق واپسین است.
در زندگینامه طرح و الگوی حوادث قبل از نگارش شکل گرفته است. اما در داستان نویسنده در سامان دادن طرح مختار است. تنها اوست که الگوی حوادث را سامان میدهد. ریکور میگوید در اینگونه از آثار امنیت ادبی از خواننده گرفته میشود. چون او هر لحظه دچار تردید است که کدام بخش از حوادث و یا چه سهم از رویدادها واقعی است. بارها این عبارت از قول ارسطو باز گفته شده که تاریخ نگار از حوادث رخ داده یاد میکند و داستاننویس از حوادثی که میتواند رخ بدهد.
با هجوم ارتش عراق به مرزهای جنوبی ایران در شهریور 1359 جنگی آغاز شد که هشت سال به طول انجامید. این جنگ در تاریخ 200 ساله ایران بیسابقه بود. جنگی نسبتا طولانی و گسترده که خسارتهای گستردهای برجای گذاشت. این جنگ تاثیرات فراوانی در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و ادبی داشت.
در طول جنگ تحمیلی رزمندگان در میدان نبرد، تنها یک جنگاور کارزار محسوب نمیشدند. برای آنها جنگ و میدان نبرد وسیلهای بود برای مبارزه و ستیز با نفس. آنها به جنگ نمیرفتند که از طریق آن به گسترش جغرافیای طبیعی و یا برتری نظامی برسند، بلکه از طریق جنگ به جهاد اکبر میرفتند. از همان سالهای ابتدای جنگ نوشتن زندگینامههای این شهیدان و ثبت انگیزهها، رشادتها وخاطران آنها آغاز شد. از همت خانواده و دوستان شهید تا تلاشهای رسمی نهادها سندمکتوب دست اولی را بوجود آورده است. اگر چه سطح کیفی آنها بسیار متفاوت است. حتی در این میان نویسندگان بسیاری هم کوشیدند تا با نگارش نوع ادبی زندگینامه داستانی بخشی از حماسهها و رشادتهای شهیدان را باز گویند، متاسفانه تا به حال هیچ پژوهشی در این زمینه برای ثبت و جمع آوری و تحلیل آنها انجام نشده است.
نخستین کتاب زندگی نامه در سال 1359 منتشر شده است. در طول سالهای 1359تا1381 جمعا 248289عنوان کتاب منتشر شده است که در این میان تنها 3297 عنوان مربوط به دفاع مقدس است. مقایسه سهم نسبی کتابهای منتشر شده جنگ تحمیلی به کتابهای منتشر شده با موضوع دفاع مقدس نشان میدهد که به طور میانگین هر ساله با رشدی در حدود 22/26 درصد همراه بوده است.
در حالی که رشد کتابهای جنگ تحمیلی به کل کتابهای چاپ شده در سال به مراتب بیشتر از آن است، تنوع محتوای کتابهای منتشر شده درباره جنگ تحمیلی بسیار گسترده است. اگر چه تا به حال تقسیم بندیهای گوناگونی از آثار نوشته شده درباره جنگ ارائه شده است اما بسیاری از آنها از جامعیت تام علمی برخوردار نبوده است و البته روشن است که فهرست استاندارد علمی و طبقه بندی محتوایی گستردهای به این وسیعی مستلزم پژوهشهای عمیق است،با این حال آثار چاپ شده در زمینه جنگ را میتوان به گروههای مشخصی تقسیم کرد.
از میان گروههای محتوایی، خاطرات با 609 عنوان 47/18، از کل کتابهای مربوط به جنگ تحمیلی را شامل میشود. تحقیقات و پژوهشهای جنگ با 615 عنوان 55/18درصد، کتابهای کودک و نوجوان با 445عنوان 49 /13 درصد و مجموعه داستانها با 228عنوان 91/6 درصد، زندگینامه های داستانی با 496 عنوان 04/ 15درصد وداستانهای بلند و رمان با 139عنوان 21/ 4درصد به ترتیب بیشترین بسامد را در فهرست کتابهای جنگ بدست آوردهاند.
آمارها نشان میدهد که گونه زندگینامه داستانی با وجود تازگیهایش روندی رو به رشد دارد. این رشد را هم میتوان در افزایش آمار این گونه آثار دید و هم در تمایل نهادهای انتخاب کننده کتابهای برگزیده دفاع مقدس چرا که در سالهای اخیر نهادهایی مثل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، بنیاد شهید، دوسالانه ادبیات ایثار و... کتاب برگزیده زندگینامه داستانی انتخاب و معرفی میکند.
محمد جواد جزینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: