در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همین است که تقریبا اغلب بازیگران سیاهپوست سینمای آمریکا برای جبران این تصویر، همیشه سعی کردهاند پرسونایی مثبت از خود به نمایش بگذارند تا تصویر منفی که پیش از آنها در سینمای آمریکا وجود داشته، جبران و تعدیل شود. به طوری که مثلا سیدنی پواتیه که شاید اولین ستاره سیاهپوست سینمای آمریکا بود، همطراز ستارگان سفیدپوست محبوبیت داشت و حتی او بود که زمینه را برای ظهور بازیگرانی مثل ادی مورفی و کارگردانانی مثل اسپایک لی آماده کرد. اگر سیدنی پواتیه نخستین بازیگر سیاهپوستی بود که در تاریخ سینما به شهرت رسید، بازیگرانی مثل دنزل واشنگتن و ویل اسمیت در واقع دنبالهرو راه این ستاره بودند. البته پیش از سیدنی پواتیه نیز بازیگران سیاهپوست در تاریخ سینما وجود داشتند و حتی مثل هتی مک دانل در بر باد رفته جایزه اسکار هم گرفته بودند. اما آن راهی که با ظهور بازیگرانی مثل ویل اسمیت و دنزل واشنگتن طی شد، ادامه مسیری بود که سیدنی پواتیه بنیان گذاشته بود.
ویل اسمیت با نام اصلی ویلارد کریستوفر اسمیت جونیر در فیلادلفیلای پنسیلوانیا به دنیا آمد. کارش را با موسیقی آغاز کرد و در خوانندگی مورد توجه قرار گرفت. در تلویزیون برای نخستین بار در یک مجموعه تلویزیونی با نام شاهزاده گستاخ بل ار (1990 1996) که بر مبنای زندگی خودش ساخته شده بود ظاهر شد و در سینما با بازی در شش درجه جدایی به شهرت رسید. البته پیش از آن در یکی دو فیلم دیگر هم بازی کرده بود. مثل جایی که روز تو را میبرد (1992) و ساخت آمریکا (1993).
در ساخت آمریکا یک نقش مکمل را بازی کرد. ساخت آمریکا فیلمی کمدی است که بازی چشمگیر ویل اسمیت و جنیفر تیلی در آن جلب نظر میکرد. در شش درجه جدایی که ویل اسمیت را به شهرت رساند، او نقش یک جوان سیاهپوست خوشپوش را بازی میکند که مدعی است پسر سیدنی پواتیه است و نقش شخصیتی کلاهبردار را بازی میکند. این کمدی سیاه البته بر مبنای حضور استوکارد چانینگ شکل میگیرد، اما ویل اسمیت هم در نخستین کار مهماش هیچگاه به پسزمینه رانده نمیشود.
به جز این دو، گفتگوهای هوشمندانه فیلم کار را پیش میبرند و به طور مداوم یادآوری میکنند که با اقتباسی از یک نمایشنامه موفق طرف هستیم. نام فیلم اشاره به یک مثل قدیمی دارد که: بیش از 6 نفر، هر مرد یا هر زن را از هر مرد یا هر زن دیگر جدا نمیکند. پس از حضور موفق و درخشان در 6 درجه جدایی، اسمیت در پسران بد (مایکل بی) بازی کرد: دو پلیس سیاهپوست اداره مبارزه با مواد مخدر شهر میامی، 6 سال است که باهم کار میکنند: مارکوس برنت که متاهل است و زندگی خوبی دارد و مایک لاوری (ویل اسمیت) که مجرد است. طی سرقتی از انبار مواد مخدر پلیس، تمامی هروئینهای توقیف شده توسط پلیس ربوده میشود، در حالی که هیچ ردی از سارقان بر جای نمانده است. پلیس مواد مخدر تا دخالتFBI و سیا، تنها 72 ساعت وقت دارد تا ماجرا را کشف کند. مارکوس و مایک از طریق یکی از دوستان مایک، دختری به نام ماکس، خبردار میشوند که ممکن است یک پلیس سابق دستش در کار باشد. ماکس با دوستش جولی به دیدار پلیس میروند و در همان جا ماکس به دست فوشه رئیس باند کشته میشود و جولی فرار میکند. تعقیب و گریزها شروع میشود و سرانجام در مبارزهای که درمیگیرد، فوشه به قتل میرسد.
بدل شدن زوج پلیس به دو پلیس سیاهپوست، فیلم را به یک کمدی دلپذیر از رشته کمدیهای سینمایی سیاهپوستان آمریکا بدل کرده است و ترکیب کمدی پلیس (با چاشنی سرعت و خشونت که دو مشخصه این روزهای هالیوود هستند) و حضور همه کلیشههای اکشن هالیوود معاصر مثل اتومبیلهای آخرین مدل، موسیقی رپ، تعقیب و گریز، بدلکاریهای فراوان، زبان محاورهای بیپرده، شوخی با خود فیلم و ترکیب پلیسهای سیاه پوست خوب در مقابله با سفیدپوستهای بد و دزد، از فیلم اثری قابل قبول ساخته است. ویل اسمیت با حضور در این فیلم جایگاه خود را به عنوان یک ستاره تثبیت کرد و از این فیلم به بعد بود که او در ردیف ستارگان سینمای آمریکا قرار گرفت. اسمیت در سال 1996 در فیلم علمی تخیلی روز استقلال (رولند امریش) بازی کرد. در روز سوم ژوئیه، موجودات فضایی با وسایل و تجهیزات فوق پیشرفته به زمین حمله میکنند. یک نابغه کامپیوتر در روز چهارم ژوئیه، روز استقلال آمریکا، با همراه خلبانی شجاع با بازی ویل اسمیت و گروهانی به رهبری رئیسجمهور آمریکا با نوعی ویروس به جنگ آنها میروند و در نهایت شکستشان میدهند. فیلم البته اثری قابل قبول و پذیرفتنی در این ژانر به حساب نمیآمد و نگاه ارتجاعیاش به مقوله موجودات فضایی بسیار کهنه به نظر میرسید. اما اسمیت توانست با بازی در نقش یک خلبان قهرمان، آن وجه ستارهگون خود را تثبیت کند و به دسته طرفداران خود بیفزاید. مردان سیاهپوش (1997) فیلم بعدی اسمیت بود: اسمیت در نقش یک پلیس نیویورکی در این فیلم، سر و شکلی ورزشکارانه و رفتاری بیتوجه نسبت به اجرای قانون دارد. یک شب پس از تعقیب بزهکار مرموزی که یک موجود فضایی از آب درمیآید، توسط یکی از ماموران کهنهکار سازمان دولتی که سالها است مخفیانه رفت و آمد موجودات فضایی را زیرنظر دارد، استخدام میشود. ماموران این سازمان که به خاطر نوع پوشششان به مردان سیاهپوش شهرت دارند، مسوول یافتن یک شئی قیمتی شدهاند که توسط تروریستی میان کهکشانی ربوده شده است. بعدتر معلوم می شود که شئی ربوده شده خود کهکشان است. بازی اسمیت در این فیلم پر از شوخی و طنز قابل توجه بود و جدا از کیفیت خود فیلم به چشم میآمد. ضمن این که او با بازی در این فیلم نقش خود را به عنوان ستاره سینمای هالیوود تثبیت کرد.
دشمن ملت (1998) فیلم بعدی اسمیت بود. او در نقش یک وکیل دادگستری که پدری مهربان و همسری فداکار نیز هست، در مخمصهای گیر میکند که ناشی از وجود نواری در کیفاش است که قتل یک سناتور توسط یکی از ماموران فاسد سازمان امنیت را نشان میدهد. از آنجایی که او در جریان یک بازی نابرابر گیر کرده از یکی از ماموران سابق سازمان جاسوسی کمک میگیرد تا او را از این مخمصه برهاند. فیلم در قالب آثار «تئوری توطئه»ای میگنجد که در دهه 1970 باب شدند. ویل اسمیت با بازی خوب و با چهره کودکانهاش لحنی تازه به فیلم بخشیده است که آن را از خیل آثار و نمونههای مشابه جدا میکند. ضمن این که دشمن ملت یکی از بهترین آثار کارنامه اسمیت است که شهرت و جایگاه او را باز تثبیت کرد و اعتماد کارگردانها و تهیهکنندهها را برای استفاده از او در نقشهای مشابه جلب کرد. غرب وحشی وحشی (1999) فیلم بعدی اسمیت بود. داستان فیلم در دهه 1860 اتفاق میافتد که در آن اسمیت در نقش یک مامور فدرال خوشزبان و بذلهگو ظاهر شده است. فیلم جزو آثار موفق کارنامه اسمیت محسوب نمیشود و اثری میان مایه و سرگردان است. اما در نهایت بازی ویل اسمیت یکی از معدود نقاط قوت آن محسوب میشود. افسانه باگرونس (ردفورد) از دیگر آثار اوست که در آن ورزش گلف به نوعی تبدیل به استعارهای از زندگی شده است. بازی اسمیت در فیلم پذیرفتنی است و ثابت میکند که اسمیت از جمله بازیگرانی است که تقریبا در هر نوع فیلمی که بازی کرده، توانسته گلیم خود را از آب بیرون بکشد و موفق جلوه کند. شاید مهمترین نقش کارنامه او بازی در نقش مشتزن افسانهای محمدعلی کلی در فیلم علی (مایکل مان) باشد که در آن اسمیت کاملا در قالب این شخصیت فرورفته و توانسته به خوبی تجسم کننده این شخصیت باشد. اسمیت در سال 1998 از سوی مجله مردم به عنوان یکی از پنجاه خوبروی دنیا انتخاب شد.
مسعود ثابتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: