درباره فیلم نافرمانی ساخته ادوارد زویک

روایت تازه از جنگ

«نافرمانی» محصول جدید سینمای آمریکا و چند کشور اروپایی، هفته قبل اکران عمومی خوب و موفقی در سینماهای جهان داشت و در فهرست 5 فیلم اول جدول فروش بین‌المللی قرار گرفت. این درام تاریخی جنگی را ادوارد زویک کارگردانی است که متخصص ساخت فیلم‌هایی با مضامین جنگی است. او 2 سال قبل درام سیاسی و دلهره‌آور «الماس خونین» را با بازی لئوناردو دی‌کاپریو روی پرده سینماها داشت و قبل از این فیلم‌هایی مثل «آخرین سامورایی»، «محاصره»، «دلیری زیر آتش» و «افتخار» را کارگردانی کرده است. فیلمنامه «نافرمانی» را زویک با همکاری کلاین فرومی نوشته و قصه آن برگرفته از یک ماجرای واقعی است. دانیل کریگ، جیمز باند جدید سینما در فیلم نقش اصلی را بازی می‌کند و دیگر بازیگران عبارتند از: لیو شرایبر، جمی بل، آلکس داوالوس و مارک فورستین.
کد خبر: ۲۲۸۹۱۳

قصه

توویا بیلسکی (با بازی کریگ)‌ دیدگاه‌های ضدفاشیستی دارد و مخالف حکومت هیتلری است. زمانی که ارتش نازی به کشور لهستان حمله و‌ آن را اشغال می‌کند، او همراه برادرانش زو و آسیل (شرایبر و بل)‌ از لهستان فرار کرده و به جنگل های بلاروس پناه می‌برند. در این مکان، آنها با پارتیزان‌های جنبش مقاومت روسیه برخورد می‌کنند که در حال جنگ با نیروهای آلمانی هستند. شعار این مبارزین «مرگ بر فاشیست‌ها» و «مرگ بر تجاوزگران» است.
توویا و برادرانش به این جبهه می‌پیوندند و آنها با کمک یکدیگر، حملات سازمان داده شده خوبی به نیروهای ارتش هیتلری می‌کنند. بزودی توویا و همراهانش با تعداد زیادی از مردم آواره و بی‌دفاع روبه‌رو می‌شوند که از چنگ آلمانی‌ها گریخته‌اند ولی جایی برای اقامت ندارند. توویا و همرزمانش با کمک اهالی بی‌دفاع خانه‌هایی چوبی در دل جنگل درست می‌کنند. بزودی یک دهکده کامل ساخته می‌شود که فراری‌ها در این محل، زندگی خودشان را شروع می‌کنند. هدف اصلی از احداث دهکده، ساخت پناهگاهی مطمئن برای مردم آواره است. زندگی عادی در این دهکده جریان خود را دارد؛ اما این آرامش مدت زمان زیادی پایدار نمی‌ماند. نیروهای ارتش هیتلری، این دهکده پنهانی را کشف و به آن حمله می‌کنند. در جریان این تهاجم قتل‌عامی صورت می‌گیرد که تقریبا تمام اعضای دهکده در آن به قتل می‌رسند. توویا و دوستانش هم دستگیر و تحت شکنجه قرار می‌گیرند.

نقد

ماجرای این دهکده پنهانی بلاروسی، یکی از آن حوادث تلخ تاریخی است که اظهارنظرهای متفاوتی درباره‌اش وجود دارد. برخی از بازماندگان حادثه مدعی هستند که در جریان قتل‌عام، حداقل 300 نفر کشته شدند ولی مورخان این رقم را قبول ندارند و می‌گویند در اعلام تعداد کشته‌شدگان اغراق شده است. آنها می‌گویند بین 30 تا 40 نفر در این حادثه به قتل رسیدند. به هر حال، تعداد رقم کشته‌شدگان هرچقدر که باشد، «نافرمانی»‌ با زبانی گرم و تاثیرگذار، قصه زندگی و قتل‌عام این آدم‌ها را به تصویر کشیده است.

منتقدان سینمایی، دیدگاه‌های متفاوتی درباره آن دارند. در شرایطی که برخی آن را اثری مقبول و تماشایی ارزیابی کرده‌اند ولی گروهی دیگر می‌گویند خشونت آن خیلی زیاد است و در بسیاری از صحنه‌ها، شبیه یک کار تلویزیونی است. در کل، ایده فرار گروهی از مردم بی‌دفاع به دل جنگل و تلاش برای بقا، ایده خوب و جذابی است. این مساله زمانی بیشتر به چشم می‌آید که بدانیم قصه فیلم واقعا در عالم واقعیت اتفاق افتاده است. با آن که فیلم با طول زمانی 137 دقیقه یک کار غیرمتعارف به شمار می‌رود، ولی سکانس‌های اکشن و درگیری‌های نظامی آن کاملا تجاری است. با وجودی که قصه فیلم واقعی است ولی در طول فیلم این نکته توضیح داده نمی‌شود که این تعداد آدم چگونه در یک مدت زمانی طولانی در داخل جنگل پناهنده شدند و کسی متوجه حضور آنها نشد. قصه فیلم در این ارتباط مجاب‌کننده نیست و تماشاچی خودش باید توجیهی برای آن بتراشد.

صنعت سینما تا به حال بیش از 300 فیلم سینمایی درباره قتل‌عام‌های دوران جنگ جهانی دوم تهیه و تولید کرده است. سوالی که منتقدان سینمایی مطرح می‌کنند این است که آیا این فیلم‌ها توانسته‌اند بهتر مصیبت‌های دوران جنگ را به تصویر بکشند یا مستندهایی که در این ارتباط پخش شده است؟ خیلی‌ها در این رابطه به فیلم‌های مستند رای می‌دهند و گروهی هم می‌گویند بستگی به خود فیلم دارد؛ این جواب دوم صحیح‌تر است. فیلمی مثل «فهرست شیندلر» استیون اسپیلبرگ که یک اثر هالیوودی است، حس خوبی به بیننده‌اش می‌دهد و او را همراه خود وارد دنیایی مستندگونه می‌کند که بسیاری از حوادث آن واقعی به نظر می رسند.

این نوع فیلم‌ها هر دو بخش نیروی قدرت و قربانی را به نمایش می‌گذارند و برای بیننده این فرصت را فراهم می‌کنند که قضاوتی بی‌طرفانه و تقریبا دقیق نسبت به موضوع داشته باشد. برعکس این فیلم، مستند «منشی هیتلر» تا به امروز خنثی‌ترین فیلمی است که درباره آن دوران تهیه و تولید شده است. گروهی از منتقدان سینمایی «نافرمانی» را در دسته اول جای می‌دهند و آن را یک «افسانه انتقامگیری»‌ (که خیلی شبیه «کوانتوم تسکین» دانیل کریگ است)‌ ارزیابی می‌کنند. ادوارد زویک در فیلم تازه‌اش، سرنوشت 3 برادر را پیگیری می‌کند که می‌خواهند انتقام خون والدینشان را بگیرند. هریک از آنها برای انتقامگیری، دیدگاه‌های متفاوتی دارند و بخش مهمی از قصه فیلم، اختصاص به این موضوع دارد؛ اما «نافرمانی» یک «فهرست شیندلر» جدید نیست، هرچند که صحنه‌های اکشن خیلی خوب و هیجان‌انگیزی دارد. در ابتدا قرار بود این فیلم در لهستان یا رومانی فیلمبرداری شود ولی مشکلاتی که به وجود آمد، گروه سازنده را راهی کشور لیتوانی کرد.

دانیل کریگ در این فیلم، خیلی از کاراکتر جیمزباندی‌اش دور است و این نشان می‌دهد که وی بازیگری خوب است که هنوز می‌تواند بخوبی وارد جلد کاراکتر‌های متفاوتی شود که بازی آنها را به عهده دارد.

کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها