سینما در هفته‌ای که گذشت

محاکمه و جوابیه در خیابان

هفته گذشته مسعود کیمیایی بیست و هشتمین فیلم خود با نام محاکمه در خیابان را در تهران کلید زد. خبر خوبی که برای علاقه‌مندان سینمای ایران و طرفداران سینمای کیمیایی یک سورپریز حسابی به شمار می‌آید. نکته جالب در این فیلم این است که فیلمنامه محاکمه در خیابان را کیمیایی بر اساس سیناپس اصغر فرهادی نوشته است. فضاسازی‌ها و شرح داستان را فرهادی نوشته و دیالوگ‌های فیلمنامه و بازنویسی آن را خود کیمیایی انجام داده است. برخی معتقدند که سینمای فرهادی متاثر از سینمای اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 است.دهه‌ای که کیمیایی با فیلم‌های اجتماعی‌اش در اوج بود و مهم‌ترین دغدغه‌های اجتماعی آن زمان را در آثارش مطرح می‌کرد.
کد خبر: ۲۲۸۹۰۵

اما با نگاهی به آثار تلویزیونی و سینمایی اصغر فرهادی می‌توان او را کارگردانی دانست که خیلی ظریف به اتفاقات جامعه و روابط انسانی حاکم بر طبقات مختلف نگاه می‌کند اما زاویه دید فرهادی با زاویه نگاه کیمیایی به این اتفاقات کاملا تفاوت دارد.شخصیت‌های عاصی فیلم‌های کیمیایی معمولا خود دست به کار می‌شوند و بدون کمک قانون و دیگر عوامل اجتماعی به خواسته خود می‌رسند اما شخصیت‌های فیلم‌های فرهادی، عاصی نیستند و هنگامی که در تنگنا قرار می‌گیرند ابتدا تمام راه‌های منطقی که به ذهنشان می‌رسد را طی می‌کنند و اگر سرانجام به نتیجه نرسیدند دست به اقدامات دیگری می‌زنند. شخصیت‌های فیلم‌های کیمیایی هرچند تنها هستند اما همیشه رفیقی هست که در آخرین لحظات به کمک آنها می‌آید یا در بالین آنها حاضر می‌شود تا آنها حداقل مرگ را در تنهایی تجربه نکنند اما شخصیت‌های فرهادی همگی تنهایی‌های خاص خود را دارند حتی اگر در میان جمع باشند. البته در این مطلب قصد بر آن نیست که سینمای فرهادی و سینمای کیمیایی با هم قیاس شود اما آنچه مهم است این است که فرهادی و کیمیایی در یک اثر سینمایی با یکدیگر همکاری کرده‌اند. 2 فیلمسازی که بین عموم مخاطبان سینما علاقه‌مندان خاص خود را دارند و همه آنهایی که به سینما علاقه‌مند هستند می‌دانند که این دو فیلمساز سبک منحصر به فرد خود را در سینما دارند. قصه فیلم محاکمه در خیابان در یک بعدازظهر اتفاق می‌افتد، طراحی این‌گونه داستان‌پردازی را فرهادی در فیلم چهارشنبه سوری تجربه کرده است و اکنون باید منتظر ماند و دید کیمیایی با این داستان چه می‌کند و برداشت او از اتفاقات یک زمان معین چگونه خواهد بود. طبق برنامه‌ریزی قرار است فیلمبرداری محاکمه در خیابان یک ماه طول بکشد اما کیمیایی هنوز هیچ تصمیمی نگرفته است که این فیلم را به جشنواره فیلم فجر برساند. هر چند تا جشنواره فیلم فجر حدود 20 روز بیشتر وقت نیست و به احتمال زیاد این فیلم به جشنواره امسال نخواهد رسید.

پولاد کیمیایی در فیلم محاکمه در خیابان بازی دارد. پس از فیلم‌های حکم و رئیس، محاکمه در خیابان سومین فیلم از مسعود کیمیایی است که پسرش در آن یکی از نقش‌های اصلی را بازی می‌کند.پیش از این پولاد کیمیایی در گفتگوهایی عنوان کرده بود که هرچند بازی در فیلم‌های مسعود کیمیایی برایش افتخار بزرگی است اما او دوست ندارد که همیشه در زیر سایه نام کیمیایی بماند و تمایل دارد با کارگردانان دیگر هم کار کند.اما انگار تقدیر چنین است که پولاد بهترین نقش‌هایش را در فیلم‌های پدرش تجربه کند.درمحاکمه در خیابان پولاد کیمیایی، نیکی کریمی و حامد بهداد نقش‌های اصلی را بازی می‌کنند. نیکی کریمی پیش از این در فیلم رد پای گرگ با کیمیایی همکاری کرده است اما حامد بهداد اولین باری است که درفیلمی به کارگردانی کیمیایی بازی می‌کند. با استعدادی که در بهداد دیده می‌شود و علاقه‌ای که او به ایفای نقش‌های خاص دارد چنین پیش‌بینی می‌شود که حضورش در فیلم محاکمه درخیابان و درکنار مسعود کیمیایی بتواند باب جدیدی را در پرونده بازیگری بهداد باز کند.

عاقبت جوابیه دادن به سبک سینمایی

چند هفته پیش در همین صفحه نوشتیم که آخردر افتادن سینماگران ایرانی با یکدیگر و جواب و جوابیه دادن به یکدیگر خوبیت ندارد و آخرش کار به جاهای باریک خواهد کشید. اما چه کنیم که برای سینماگران ایرانی مرغ یک پا دارد و آنها چندان تمایل ندارند که به حرف روزنامه‌نگاران توجه کنند. جواب و جوابیه دادن سینماگران آخرش به جایی رسید که هفته گذشته جوابیه بهروز افخمی به مجید مجیدی روی خروجی اکثر سایت‌های رسمی و غیررسمی سینمایی و غیرسینمایی قرار گیرد و گوش به گوش بچرخد و سینه به سینه نقل شود که بله، بهروز افخمی از مجید مجیدی دلخور است چون مجیدی معتقد است سینمای ایران مبتذل شده است و ریشه این ابتذال را باید در بعد از دوم خرداد 76 پیدا کرد.افخمی هم که چند ماهی است صاحب مجله‌ای شده است در آخرین شماره مجله خود، دوستی، رفاقت و این جور چیزها را نادیده گرفته است و چون خواسته به بحث ابتذال در سینمای ایران خاتمه بدهد به پرچمدار شروع این بحث یعنی مجیدی پاسخ داده است.

ازاین که بگذریم بازهم می‌توانیم نوشته‌های هفته‌های گذشته همین صفحه را مرور کنیم و بار دیگر یادآور شویم که دعوای زن و شوهری را وسط خیابان آوردن کار شایسته‌ای نیست. اگر سیف‌الله داد با آرامش به مجیدی پاسخ داد و به او گوشزد کرد که نباید سینمای بعد از دوم خرداد 76 را سینمای مبتذل لقب داد یکی هم مثل افخمی پیدا می‌شود که با قلمی گزنده و برای کارگردانی چون مجیدی به او هشدار می‌دهد که در کشور ما مدتی است واژه‌ای به نام روشنگری و شفافیت‌سازی رونق یافته که نمی‌گذارد ماه پشت ابر بماند و در کنار کسانی که با مصالحه پیش می‌روند افرادی هم هستند که با شفافیت‌سازی همه ابهامات را به اصطلاح در سه سوت روشن می‌کنند.

عاشقی از نوع دیگر

سریال شیخ بهایی با بازی خسرو شکیبایی مدتی است از شبکه 2 سیما پخش می‌شود، این سریال باعث شد تا طرفداران صدای شکیبایی بار دیگر به یاد بازیگری بیفتند که صدایش هم مثل بازی‌های بی‌بدیلش به دل می‌نشست. در سریال شیخ بهایی صدای زنده یاد شکیبایی پیش از بازی او در کل اثر حرکت می‌کند و بیننده این سریال و علاقه‌مندان شکیبایی را به یاد کاست «ریرا» می‌اندازد. کاستی که در آن شکیبایی شعرهای صالحی را دکلمه کرد و با صدای جادویی خود این شعرها را جاودانه نمود. علاقه‌مندان زنده‌یاد شکیبایی طیف‌های مختلفی دارند. گروهی او را برای بازی در سریال روزی روزگاری دوست دارند و گروهی هنوز دیالوگ‌های هامون را زمزمه می‌کنند و گروهی هم در خلوت از ریرا می‌گویند.

هفته گذشته در خبرها آمد که یکی از همین علاقه‌مندان اصرار دارد که سنگ دلخواهش را روی مزار زنده یاد خسرو شکیبایی نصب کند! علاقه این فرد بعد از فوت شکیبایی آن‌قدر ادامه یافته است که او می‌خواهد به هر ترتیبی که شده سنگی را که خودش دوست دارد روی مزار بازیگر محبوبش بگذارد. این اصرار باعث شده که او سنگ گران قیمت و گرانیتی را که یکی از اساتید بزرگ مجسمه‌سازی برای مزار شکیبایی طراحی کرده است، نادیده بگیرد و سنگ مورد نظر خود را روی این سنگ گرانقیمت بچسباند و فریاد وا اسفا‌هایی همه را بلند کند! تا جایی که حافظه یاری می‌کند و سایت‌های خبری کمک می‌کنند تا به حال در هیچ کجای دنیا چنین اتفاقی برای هیچ بازیگری رخ نداده است و چنین به نظر می‌رسد که فقط یک عاشق ایرانی می‌تواند چنین شیفته بازیگری باشد که سال‌ها با صدا و نقش‌هایش زندگی را برای او رنگ دیگری زده است.

بازهم جشنواره بازهم به رنگ ارغوان

حدود 5 سال پیش در همین شب و روزها بود که همه منتظر آخرین خبرها از روند آماده‌سازی فیلم به رنگ ارغوان به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و نمایش آن در جشنواره فیلم فجر بودند. عکس‌های زیادی از این فیلم در اختیار روزنامه‌ها و مجله‌ها قرار گرفت و عکسهای این فیلم حداقل یک بار هم که شده در صفحه اول روزنامه‌ها چاپ شد. همه منتظر بودند تا اثری متفاوت ازحاتمی‌کیا را به تماشا بنشینند که حمید فرخ‌نژاد نقش اصلی آن را بازی می‌کرد اما در آخرین روزهای مانده به آغاز جشنواره خبر توقیف این فیلم در همه جا منتشر شد و جالب اینجا بود که حاتمی‌کیا این‌بار بر خلاف همیشه سکوت کرد و این توقیف را پذیرفت و آرام و بدون جنجال حل این قضیه را به گذشت زمان سپرد هرچند روزنامه‌نگاران درآن زمان تلاش زیادی کردند تا مسوولان را متقاعد کنند حداقل این فیلم را برای روزنامه‌نگاران و منتقدان به نمایش بگذارند اما این اصرارها فایده‌ای نداشت و به مرور زمان و گذشت سال‌ها تبدیل به یک سنت شد حالا چندین سال است با نزدیک شدن به جشنواره فیلم فجر برخی از خبرنگاران سراغ تهیه‌کننده این فیلم می‌روند و از او می‌خواهند درباره تکلیف فیلم به رنگ ارغوان توضیحاتی را بدهد و این تهیه‌کننده هم هر سال می‌گوید منتظر تصمیم مسوولان است.امسال البته حاتمی‌کیا درگفتگویی به نکته خوبی اشاره کرده بود. او یادآور شده بود که با گذشت زمان زهر فیلم به رنگ ارغوان گرفته شده است و در شرایط فعلی شاید نمایش این فیلم دیگر مشکل ساز نباشد! با این گفته می‌توان به این نتیجه رسید که به رنگ ارغوان بنا به داستانی که داشته است زمان مصرف و نمایش خاصی داشته و اکنون به اثری تا حدودی خنثی تبدیل شده است که به احتمال زیاد دیدنش برای مخاطب امروزی لطفی نخواهد داشت. در این‌گونه مواقع کارکرد سینما برای برخی از آثار از بین می‌رود و فیلمی که براساس واقعیت‌های زمانی خاص ساخته می‌شود آن‌قدر در بایگانی می‌ماند تا خاصیت خود را از دست می‌دهد و نمایش آن بعد از گذشت سال‌ها برای کارگردان آن فیلم مانند نمک روی زخم ریختن می‌شود. کارگردانی که با هزار زحمت و آرمان فیلمی را ساخته اما از اکران آن فیلم و لذت روبه‌رو شدن مخاطب با آن و واکنش‌های تماشاچیان محروم شده است و اکنون که فیلمش خاصیت خود را از دست داده کجاست حال و حوصله‌ای که کارگردان بنده خدا بیاید و درباره مسائلی که در اثر خود 5 سال پیش مطرح کرده است به منتقدان و مردم پاسخ بدهد. پس شاید بهتر باشد روزنامه‌نگاران هم از سنت پیگیری تکلیف فیلم به رنگ ارغوان دست بکشند و هر سال داغ کارگردان، تهیه‌کننده و بازیگران این فیلم را تازه نکنند. چون 5 سال پیش شنیده می‌شد که فرخ‌نژاد یکی از بهترین بازی‌های خود را در فیلم به رنگ ارغوان اجرا کرده است. آن سال‌ها می‌گفتند که خزر معصومی که اولین تجربه بازیگری خود در سینما را در فیلم به رنگ ارغوان به نمایش گذاشته است بعد از این فیلم آینده روشنی خواهد داشت. اما توقیف این فیلم باعث شد تا کسی بازی خوب معصومی را نبیند و علاقه‌مندان فیلم‌های خاص سینمایی او را در فیلم باغ‌های کندلوس ببینند و عموم مردم با او در سریال یک مشت پرعقاب آشنا شوند و بعد از آن دیگر معصومی دیده نشود. به هر حال تقدیر چنین است و سینمایی و غیرسینمایی نمی‌شناسد. تقدیر است و سنت گاهی غم گاهی شادی.

سارا بختیاری

 

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها