با پرویز فلاحی‌پور ، بازیگر سریال‌‌ گلهای گرمسیری و حضرت یوسف (ع)‌

تولد هنری من با شب دهم بود

می‌گوید با بازی در نقش یاور در سریال شب دهم به مخاطبان تلویزیون شناسانده شده است. هرچند پیش از بازی در این نقش کارهای زیادی در تئاتر انجام داده است. پرویز فلاحی‌پور از هنرمندانی است که در عصر بازیگری همواره آهسته و پیوسته قدم برداشته است.
کد خبر: ۲۲۸۶۳۳
او در کارهای زیادی ازجمله ملاصدرا، فردا دیر است و اگه بابام زنده بود ایفای نقش کرده است، اما بهانه گفتگوی ما با وی حضورش در سریال حضرت یوسفع‌ و گلهای گرمسیری است. فلاحی‌پور این روزها حساس‌تر از همیشه کارهایش را انتخاب می‌کند.

ظاهرا «شب دهم» برای شما شروع خوبی بود؟

به نظرم تولد هنری من با سریال شب دهم بود؛ چون پیش از پخش این مجموعه خیلی‌ها من را نمی‌شناختند و حتی خیلی از منتقدان نمی‌دانستند که من کارهای تصویری دیگری هم داشته‌ام. بنابراین تولد هنری‌ام با سریال شب دهم بوده است.

غیر از آن هم کار تصویری کرده بودید؟

اولین کار تصویری من با آقای شاه‌محمدلو بود که یک کار قهوه‌خانه‌ای بود به نویسندگی فرهاد توحیدی و پس از آن با حسن فتحی سریال‌های فردا دیر است و ملاصدرا را کار کردیم و بعد هم که شب دهم.

پس بیشتر در حوزه تئاتر مشغول بوده‌اید؟

بله. پیش از انقلاب با مرحوم شهید قشقایی کار می‌کردم و پس از ایشان با آقای فنائیان نمایش‌هایی را روی صحنه بردیم که معروف‌ترین آن تاجر ونیزی بود. پس از آن هم که به عرصه تصویر کشیده شدم. به هر حال تئاترهای زیادی را کار کرده‌ام که در پرونده هنری‌ام به یادگار مانده است.

چه شد که به عرصه تصویر کشیده شدید؟

سال‌ها پیش، قبل از این که حسن فتحی به سمت کارگردانی برود، در مجله سروش به همراه همسرشان خانم بروجردی منتقد تئاتر بودند. بعدها که ایشان به سمت کارگردانی رفتند، خیلی از بازیگران تئاتر را برای کارهایشان انتخاب می‌کردند و با هنرمندان تئاتر در رابطه بودند. به هر حال به نظرم ایشان بدعت خوبی از این جهت گذاشتند. یکی از افرادی که در این مورد شانس آورد، من بودم و به کمک ایشان به تلویزیون آمدم.

بازی مقابل دوربین برایتان سخت نبود؟

طبیعتا سخت بود. چون با دوربین آشنا نبودم. ولی خیلی زود توانستم با کار تصویر خو بگیرم و یاد گرفتم چگونه باید مقابل دوربین بازی کنم. حتی آن یادگیری برایم بسیار جذاب بود. یادم می‌آید در آن مقطع هم زندگینامه بازیگران خوب را می‌خواندم و هم خیلی‌هایشان را زیاد می‌دیدم.

مهم‌ترین فرق بازی روی صحنه با بازی در مقابل دوربین چیست؟

بازی روی صحنه تئاتر بسیار اغراق شده‌تر از بازی مقابل دوربین است. ضمن این که بازی تصویری بسیار مهار شده‌تر از بازی روی صحنه است.

ناراحت نیستید که اینقدر دیر شناخته شده‌اید؟

چرا، ولی در آن مقطع جو طوری بود که فکر می‌کردند اگر کسی از تئاتر به سمت سینما یا تلویزیون برود، خودش را خراب کرده است. در صورتی که به نظر من این مدیوم‌ها تفاوتی با یکدیگر ندارند. بازیگر باید بلد باشد بازی کند. به هر حال این افسوس را همیشه می‌خورم.

پس از بازی در سریال‌های شب دهم، احساس می‌کنم حساسیت‌تان برای انتخاب نقش‌ها بالا رفت.

صددرصد. حتی برای این که هر نقشی را بازی نکنم، بیکاری‌های زیادی کشیدم. من معتقدم هرکس به هر جایی که می‌رسد، حتما ریاضت کشیده است. برای همین هم سعی می‌کند موقعیت به دست آمده راحفظ کند.

پس معتقدید که توانسته‌اید آن ماندگاری را حفظ کنید؟

حداقل سعی خودم را کرده‌ام. شاید بعضی موقع‌ها این را فراموش کنم، اما خیلی زود متوجه آن می‌شوم. حتی خود مردم جلوی این کار را می‌گیرند. وقتی شما می‌بینید محبوبیت‌تان دارد به هم می‌خورد، قطعا مانع آن خواهید شد. سعی می‌کنم ارزش این محبوبیت و این خاطره را بدانم.

برویم سراغ مجموعه یوسف پیامبرع‌. چه شد که در این نقش خاص ظاهر شدید؟

من در این سریال نقش «کیدامن» رئیس زندان را داشتم. از ابتدا آشنایی‌ای با آقای سلحشور داشتم و حتی به جرات می‌توانم بگویم پیشنهاد ساخت این سریال از طرف من بود. ایشان می‌خواستند زندگی حضرت یونسع‌ را کار کنند و همه مراحل ساخت آن را هم طی کرده بودند، ولی من پیشنهاد کردم یوسف را کار کنند؛ چرا که قصه آن عناصر دراماتیکی زیادی داشت. تا این که برای سریال آقای سیدباقری انتخاب شدم، اما از طرف دستیار آقای سلحشور برای این کار دعوت شدم و نقش کیدامن را به من سپردند. البته به دلیل بیماری که داشتم، نتوانستم این نقش را تا آخر ادامه بدهم و در همان مقطع زندان تمام شد.

نقش کیدامن با وجود منفی بودن بارقه‌های مثبتی هم داشت. در این باره توضیح دهید.

میوه ممنوعه و مدار صفر‌درجه جزو بهترین کارهای تلویزیونبودند که هر دو توانستند مخاطبان زیادی را با خود همراه کنند

بله. با حرف شما موافق هستم. کیدامن تنها کسی بود که در بین زندانبان‌ها با یوسفع‌ همراه بود و اندیشه‌های مثبتی هم داشت.

حاشیه‌های زیادی در خصوص این سریال وجود دارد. شما چه نظری در خصوص این حاشیه‌ها دارید؟

انتقادهایی درخصوص این کار وجود دارد که من هم بعضی از آنها را قبول دارم. برای مثال، خیلی جاها بازیگران خوب انتخاب نشده بودند که این مساله لطمه زیادی به کار زده است یا حتی بسیاری از صحنه‌ها و قصه با روایت موجود در قرآن مجید هماهنگ نیست. همین که مردم این کار را می‌بینند و دنبال می‌کنند، یعنی موفق بوده است.

شما در گلهای گرمسیری هم حضور داشتید. نقش حبیب در این مجموعه هم بسیار خاص بود. از این نقش بیشتر بگویید.

من خودم نقش‌های خاص را دوست دارم. به هر حال آقای عسگرپور جسارت به خرج دادند و این نقش را به من که نه جنوبی بودم و نه لهجه جنوبی را می‌دانستم، سپردند. البته من هم زحمت زیادی برای درآوردن این نقش کشیدم. با ماشین خودم به خوزستان رفتم تا بیشتر با این محیط و لهجه‌ها آشنا شوم.

نقش حبیب را چطور دیدید؟

حبیب اصلا آدم بدی نیست، بلکه فرهنگ اوست که عجیب به نظر می‌رسد. همه آدم‌ها یک مشخصه دارند و هیچ‌کس بد نیست. ما با فرهنگ آدم‌ها مشکل داریم و نه با خود آنها. در فرهنگ مرد عرب داشتن 4 زن افتخار است به هر حال اولین تجربه‌ام در نقش یک عرب بسیار برایم دلنشین بود و هنوز هم با اینها در ارتباط هستم.

شما بازی در سریال‌های مناسبتی زیادی را تجربه کرده‌اید. درباره این نوع کارها چه نظری دارید؟

برایم کار مناسبتی و غیرمناسبتی فرق چندانی ندارد، من برای مردم کار می‌کنم ضمن این‌که به نظرم در محرم یا ماه‌ رمضان مردم بیشتر پای تلویزیون هستند و بیشتر این ایام را گرامی می‌دارند. البته این را هم بگویم که هر کار مناسبتی‌ای را قبول نمی‌کنم؛ چون نمی‌خواهم یاور شب دهم سخیف شود.

مساله‌ای که وجود دارد این است که سوژه‌های زیادی در ارتباط با محرم و قیام عاشورا وجود دارد، ولی آن ‌طور که باید این قیام و پیام‌های آن به تصویر کشیده نشده است. چرا؟

چون برنامه‌ریزی خوب و دقیقی در این خصوص صورت نمی‌گیرد و همه چیز ساده و بدون هیچ‌گونه حساسیتی انجام می‌شود. به همین دلیل هم دیگر اتفاق خاصی در این زمینه نمی‌‌افتد. برای مثال، هر سال منتظر شب دهم دیگری هستیم.

کدام یک از کارهای فتحی را جز شب دهم بیشتر می‌پسندید؟

به نظرم میوه ممنوعه و مدار صفر‌درجه جزو بهترین کارهای تلویزیون بودند که هر دو توانستند مخاطبان زیادی را با خود همراه کنند.

از ایام محرم خاطره خاصی دارید؟

در سال‌های کودکی‌ام در روستایی که پدربزرگم زندگی می‌کرد در ایام محرم تعزیه خوانی‌های خوبی اجرا می‌شد. با این که سنی نداشتم، اما لحظه‌شماری می‌کردم که محرم شروع شود و برای دیدن تعزیه به روستا بروم. تعزیه خروج مختار همیشه جزو بهترین تعزیه‌ها برایم بوده است.

سکانس‌ تعزیه‌خوانی در شب‌دهم را هم بخوبی اجرا کردید. شاید به این دلیل بوده است که از تعزیه‌خوانی خاطره خوبی داشته‌اید.

بله. این سکانس آخر که شمر می‌خواهد سر مبارک امام را ببرد و با امام حسین ع گفتگو می‌کند و به او لگد می‌زند، برایم بسیار خاطره‌انگیز است. در این سکانس‌ من و حسین یاری جلوی دوربین گریه می‌کردیم.

تا امروز از انتخاب‌هایتان راضی هستید؟

از همه کار‌هایم خیر. کارهایی هم بوده که دوست نداشته‌ام.

محبوبه ریاستی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها