در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چون حتی تلاش برای جلب قلوب و افکارشان فایدهای ندارد. باید به آنان یاد داد با زور وحشیانه و شدید به ما احترام بگذارند، تصوری که باید اعتراف کرد از موفقیت عملی قابل توجهی برخوردار بوده است. وضع در غرب متفاوت است و حوادث میتوانند احساسات اروپاییان را تغییر دهند همچنان که عملا چنین بوده است. اسرائیل و صهیونیسم زمانی در اروپا، حتی بین لیبرالهای چپگرا، بسیار بیشتر محبوب بودند تا جنگ 6 روزه 1967 و پس از آن.
از آن زمان، با حمله اسرائیل به لبنان در سال 1982 و دوباره در 2006 و سرکوبی انتفاضه در طول سالها، این محبوبیت مدام کاهش یافته است. با این حال ، اسرائیل هیچ توجهی به انتقادها و سرزنشها ندارد. هر انتقادی از سازمانهای امدادگر یا صلیب سرخ هم تفاوتی ایجاد نمیکند. از این مهمتر این که اسرائیل به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل برای آتشبس در غزه نیز هیچ توجهی نشان نداده است.
یک دلیل این امر این است که تنها کشور غربی که واقعا اهمیت دارد ایالات متحده است و اسرائیل سالهاست که توانسته به حمایت بیقید و شرط آمریکا متکی باشد. آمریکا پس از این که در چند فرصت قبلی تهدید کرد قطعنامههای شورای امنیت را وتو خواهد کرد، در تهیه پیشنویس قطعنامهای که خواهان آتشبس بود ، شرکت کرد و شواهد نشان میداد که به آن رای خواهد داد، اما بعد ناگهان آخر وقت روز پنجشنبه نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد با خودداری از رای دادن به قطعنامه سایر اعضای شورا را متحیر کرد.
این تغییر موضع 180 درجهای به دستور مستقیم کاخ سفید انجام شد. یعنی پس از این که جورج بوش با ایهود اولمرت نخستوزیر اسرائیل صحبت کرد و اسرائیلیها اقدام آمریکا را به عنوان اجازه ادامه اقدامات خود تعبیر کردند. تزیپی لیونی، وزیر خارجه اسرائیل روز گذشته به واشنگتنپست گفت: اسرائیل قصد خویشتنداری ندارد و این در شرایط کنونی کاملا قابل درک است.
اگرچه از اسرائیل گاهی به عنوان دولت اقماری آمریکا نام برده میشود که کمکهای مالی کلانی از آمریکا میگیرد اما از نظر یک دولت اقماری وضعی منحصر به فرد دارد: اسرائیل با علم به این که هرگز به طور جدی از طرف حامی خود تحت فشار قرار نخواهد گرفت ، میتواند دقیقا به آنچه میخواهد ، عمل کند. حتی وقتی کاخ سفید به طور خصوصی از اقدامات اسرائیل ناراحت است، کنگره آمریکا کاملا قابل اتکا است و هرگز از وفاداری بیچون و چرای خود نسبت به آن دست بر نمیدارد.
مجلس نمایندگان آمریکا در جریان بمباران لبنان به وسیله اسرائیل در تابستان 2006، قطعنامهای با 410 رای موافق در برابر 8 رای مخالف در همبستگی کامل با اسرائیل تصویب کرد و مجلس سنای آمریکا در روزهای اخیر در یک رایگیری شفاهی به حمایت از اسرائیل رای داد و حتی زحمت شمارش آرا را به خود نداد. هر کس که تصور میکرد پس از آخرین انتخابات آمریکا وضع فرق خواهد کرد ، معلوم است که خیال خام در سر میپرورانده است.
نمایندگان مجلس سنا، که اکثریت آن با نمایندگان دموکرات است تازه انتخاب شدهاند و این اولین جلسه آنان بود. باراک اوباما در جریان مبارزات انتخاباتی در تایید اسرائیل از عرف رایج فراتر رفت و با انتصاب هیلاری کلینتون به عنوان وزیر خارجه شاید قویترین حامی اسرائیل را برای مقام وزارت خارجه آمریکا، حتی دو آتشهتر از هنری کیسینجر، یهودی آواره از دست هیتلر، برگزیده است اگر چه هیلاری کلینتون از نظر حمایت از اسرائیل به پای «رام امانوئل» رئیس ستاد اوباما نمیرسد.
با این حال دلایل ناسازگاری و سرسختی یا بیتفاوتی اسرائیل نسبت به افکار عمومی جهانی را باید در زمان دیگری جستجو کرد در زمانی پیش از ایجاد آن. امانوئل وجه مشترکی با ایهود اولمرت و تزیپی لیونی دارد: پدران همه آنان در ایرگون خدمت میکردند.
این تشکیلات شبه نظامیان ناسازگار صهیونیستی بود که از نظر بسیاری از مردم از جمله آدمی مثل عیسی یام برلین، سازمانی تروریستی و از نظر عده بسیاری از جمله آلبرت اینشتین، سازمانی فاشیستی بود که علیه اعراب فلسطینی و حتی انگلیس ، در سالهای آخر قیمومت انگلیس در فلسطین در سالهای 48 ــ 1946 اقدامات تروریستی خشونتآمیز انجام میداد. از جمله اقدامات آن انفجار هتل داوودشاه در بیتالمقدس، با تلفات و کشتار سنگین، به دار آویختن دو گروهبان اسیر انگلیسی و قتل عام روستاییان در دیر باسین بود.
نویسنده: جفری ویتکرافت
منبع: ایندیپندنت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: