در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فقط خدا میداند چه تعداد ایرانی بعضی شبهایشان را اینطور پشت سر گذاشتهاند. حتما آنهایی که جوان در خانه دارند هنوز آن شبهایی را که وحشتزده از خواب پریدهاند و به دنبال منبع صدا گشتهاند به خاطر دارند. داستان این است: عدهای جوان بیخواب که در خانه کاری برای انجام دادن ندارند گوشیهای تلفن همراه را به دست میگیرند و شروع به تایپ میکنند. محتوا هر چیزی میتواند باشد؛ جوک، عکس یا پیامی بدون متن. انگار بعضیها در این سن و سال می خواهند با هم کل بیندازند و آن دیگری را غافلگیر کنند ولی اصلا شوخی بامزهای نیست. حالا اوضاع در روز بدتر میشود چرا که مرز تاریکی و تابوی مزاحمت شبانه هم شکسته میشود. فقط کافی است در جمع عدهای نوجوان بالای 13 سال بنشینی تا انواع ریتمها برایت پخش شود از صدای حیوانات گرفته تا موسیقی های شلوغ و گفتارهای ناسزاگونه آن هم تنها برای اعلام اینکه اس ام اس از راه رسیده است. ولی چه میشود کرد عشق است دیگر، این هم یک شیوه است. البته تا در کوچه و خیابانی آزارت به کسی نمیرسد چرا که صدای بوقهای ممتد اس ام اس و خندههای تو در شلوغی گم میشود ولی در خانه طور دیگری است.
لیلا . س زن 43 سالهای است که دختر 14 سالهاش به محض برگشتن از مدرسه بدون آنکه به غذا لب بزند گوشی موبایل را به دست میگیرد و شروع به اس ام اس بازی میکند. مادر میگوید که هفتهای یکبار برای دخترش کارت شارژ میخرد، اما باز هم کفاف هزینههای او را نمیدهد. ولی عاطفه خیلی خوشحال است از اینکه حتی وقتی در خانه است میتواند با دوستانش با اس ام اس حرف بزند. رضا . ش هم 50 ساله است و میگوید چند روز پیش برای خلاص شدن از صدای موبایل پسرش آن را یواشکی سر به نیست کرده است و با دست پیش گرفتن، از پسرش طلبکار شده که تو حتی نمیتوانی از موبایلت مراقبت کنی. شاید این داستان زندگی خیلی از آدمهایی باشد که گرفتار تکنولوژی شدهاند، البته اصل تکنولوژی چیز بدی نیست، اما رفتار آدمها آن را کشنده میکند. هنوز بعض ذهنها روزی را که در رسانهها خبری تکاندهنده که بازیگر اصلیاش اس ام اسها بودند را به یاد دارند. ماجرا این بود که دختری 15 ساله اس ام اسی را که حاوی شوخیهای دوستانه بود برای همکلاسیاش فرستاد، اما این پیام به جای آنکه به دست دوستش برسد گوشی موبایل پیرمردی 65 ساله را به صدا درآورده بود. این پیرمرد نیز که انحراف اخلاقی داشته است از این پیام برای خواهشهای نفسانیاش استفاده کرد و با تهدید دخترک به این که اس ام اس را نشان پدر و مادرت خواهم داد او را به دام انداخته و چند روزی نیز در گوشهای از خانهاش زندانی کرده بود.
زیاد دور نیست زمانی هم که یک زن و شوهر جوان به خاطر یک پیامک به دادگاه خانواده رفتند. متن پیام زن این بود: <اگر میخواستم مجازاتت کنم از تو میخواستم به اندازهای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی.> آنگونه که در مراحل دادرسی مشخص شد این متن پیامی بود که زن قصد ارسال به همسرش را داشت ولی به اشتباه برای دوست شوهرش فرستاده شده بود. البته این رویدادی نیست که تنها منحصر به ایرانیان باشد چرا که در طول نزدیک به دو دهه که از راهاندازی سرویس ارسال پیام کوتاه در اروپا میگذرد غربیها هم با بعضی مشکلات دست و پنجه نرم کردهاند. بررسیها نشان میدهد که کاربران آمریکایی از قابلیت ارسال و دریافت پیام متنی تلفن همراه بیشتر از مکالمه استفاده میکنند که این یعنی جایگزین شدن اساماس با ارتباطات چهره به چهره و شنیداری.
شرکت نیلسون در پژوهشی نشان داده است که کاربران آمریکایی تلفن همراه به مراتب دیرتر از کاربران اروپایی و آسیایی به ارسال و دریافت پیامهای متنی گرایش پیدا کردهاند ولی با این حال در فصل دوم سال 2008 میلادی آنها به طور متوسط هر ماه در مقابل 204 مکالمه تلفنی 357 پیام متنی دریافت یا ارسال کردهاند. این پژوهشها همچنین بیان میکند که بیشترین اساماسها میان نوجوانان رده 13 تا 17 سال با رکورد 1742 پیام در ماه رد و بدل شده و گروههای سنی 18 تا 24 سال، 45 تا 54 سال، 55 تا 64 سال و 65 ساله به بالا در رتبههای بعدی قرار دارند. البته نحوه استفاده از پیام کوتاه در کشورهای پیشرفته دنیا اوضاع بسیار بهتری نسبت به جهان سومیها دارد چرا که در این کشورها از این فناوری برای آسان و بهینه کردن کارها استفاده میشود. گفته میشود در تعدادی از کشورهای بسیار پیشرفته جهان سرویس پیام کوتاه به خدمت پلیس درآمده و در کشوری چون فنلاند از اساماس برای اطلاعرسانی ترافیکی بزرگراهها استفاده میشود. اما در ایران وضع به کلی فرق دارد. اساماس در این مرز و بوم بیشتر وسیلهای برای تفریح و ارسال آخرین جوکهای ساخته شده است. این کاربرد البته به آنجا نیز رسیده که جمعی از دانشجویان را در سر کلاس درس به وجد بیاورد و گروههایی چند نفره را به دور گوشیهای موبایل جمع کند. در این میان دانشآموزان کم سن و سال هم به محض ورود به خانه یا مرخص شدن از مدرسه دست به کار ارسال پیام میشوند و در لاک خودساخته خویش فرو میروند. کم نیستند پدر و مادرهایی که از گوشهگیر شدن فرزندانشان و دوری گرفتن آنها از اعضای خانواده گله دارند. این بچهها ساعتها وقت صرف میکنند تا جالبترین پاسخ را به اساماسهای دریافتی بدهند، همان لحظاتی که باید صرف گفتگو با اعضای خانواده و درس خواندن شود. البته این را هم نباید فراموش کرد که مدتهاست پیامهای کوتاه، حریم خصوصی زندگی آدمها را نیز درنوردیده و به شخصیترین امور آنها هم سرک کشیده است. ولی هیچ کدام از اینها تقصیر تکنولوژی نیست، اینک اساماس نسبت به نامه، فکس، ایمیل و تلفن دوست داشتنیتر است و این که پیام کوتاه همچنان محبوبترین سرویس برای مشترکان تلفن همراه در آسیا و اقیانوسیه است نهتنها عیب نیست که حسن است. البته با وجود تمام اشکالهایی که از این سرویس گرفته میشود هستند کسانی که در جبهه موافق با آن ایستادهاند. به گفته برخی روانشناسان اجتماعی، پیامهای کوتاه هر عیبی داشته باشند اما به سبب کاربرد گسترده آنها در استفاده از زبان طنز و شوخی میتواند برخی خلاءهای عاطفی و روابط میان والدین با فرزندان هنگامی که دور از هم هستند را پر کند. به باور این کارشناسان خلاء کاهش فرهنگ گفتگو در خانواده و حضور کمرنگ والدین در کنار فرزندان با توجه به رشد روز افزون زندگی شهری به سرعت در حال گسترش است که این مشکل میتواند با دنیای ارتباط از طریق پیام کوتاه کاهش یابد. اما این تنها یک طرف قضیه است چرا که اعضای بسیاری از خانوادهها میکوشند تا محتوای اساماسهای ارسالی یا دریافتی را تا حد ممکن پنهان نگه دارند و آنها را هنگامی که در جمع دوستان و همسالان قرار میگیرند افشا کنند. البته علیرضا عراقیه دکترای فلسفه تعلیم و تربیت نیز با ما در این مساله که فرهنگ اساماس امروزه برای تمام جهانیان جای سوال است، همعقیده است. او اما این مساله را توجیهکننده تفاوت موجود میان ما و دیگر کشورهای جهان نمیداند چراکه میگوید پیامهای کوتاه امروزه در بسیاری از نقاط دنیا به عنوان ابزاری خدماتی به کمک اقتصاد، بانکداری، تعلیم و تربیت و آموزش عالی درآمده است. او زمانی که شروع به کالبدشکافی فرهنگ استفاده از پیام کوتاه میکند روی چند مشکل دست میگذارد چراکه به باور او این روزها ارسال این پیامها وقت زیادی را از افراد بویژه دانشآموزان و دانشجویان میگیرد و به ناچار آنان را به افراد غوطهخورده در تنهایی خویش با ارتباطاتی محدود مبدل میکند. به گفته عراقیه این پیامهای کوتاه کار را به آنجا نیز رساندهاند که اختلاف میان اعضای خانواده بخصوص پدر و مادرها با فرزندان را ایجاد کردهاند، اما او هرچند که بر تحمیل بار مالی غیرضروری بر خانوادهها و زیانهای فیزیکی به افراد به عنوان دیگر مضرات استفاده مداوم از پیام کوتاه نیز اشاره میکند ولی جان کلامش به کمرنگ شدن ارتباطات میان فردی اشاره دارد. او میگوید: <تا پیش از ورود سرویس ارسال پیام کوتاه به ایران ارتباطات دیداری میان مردم ما کاهش یافته بود که امروزه به واسطه وجود این تکنولوژی ارتباطات شنیداری نیز در حال کمرنگ شدن است. پژوهشهای انجام شده نشان میدهد که دانشآموزان دختر ایرانی در مقاطع راهنمایی و دبیرستان از فقر ارتباطی با پدر و مادرهایشان رنج میبرند که این فاصلهها میتواند با تشدید استفاده از پیامهای کوتاه عمیقتر شود. عراقیه با این مقدمه بر مشکل بزرگی دست میگذارد که شاید کمتر کسی به آن توجه میکند. او معتقد است: «به هر حال نمیتوان جامعه را از فناوریهای روز محروم کرد ولی مهمتر از خود فناوری ترویج فرهنگ استفاده از آن است. ما باید به خانوادههایمان بیاموزیم که لزوما همه پیامهای کوتاه حریم زندگی را تهدید نمیکنند و از سویی دیگر باید این مطلب را آموزش دهیم که اگر پیامی نامناسب به دستمان رسید چگونه با آن برخورد کنیم.» به باور او ارسال یا دریافت اشتباه یک اساماس نباید باعث سست شدن بنیانهای خانواده شود بلکه افراد باید بیاموزند که چطور سطح اعتماد و اطمینان را در خانواده بالا ببرند چراکه تنها در این صورت است که بچهها جرات مطرح کردن محتوای پیامهای کوتاه دریافتی خود را به پدر و مادر و زن و شوهرها به یکدیگر پیدا خواهند کرد. البته آنچه مسلم است خانواده هرگز به تنهایی نمیتواند به چنین بلوغی برسد و نیاز است تا رسانهها در کنار متن جامعه به آنها خوراک فکری بدهند. ولی با این وجود این نکته نیز انکارناپذیر است که هیچ مخاطبی را نمیتوان به زور متقاعد به انجام کاری کرد، اما این وظیفه همه ماست تا حرف درست را هرچند که گوش شنوایی برای آن نباشد مطرح کنیم.
مریم خباز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: