در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
واقعه عاشورا را تاریخنگاران اهل سنت مانند طبری، بلاذری و ابناثیر نیز نوشتهاند و بیان آنها که عمدتا براساس روایت اولین مقتل، یعنی مقتل ابومخنف است، اشتراکات زیادی دارد با آنچه مورخان و مقتلنویسان شیعه نوشته و روایت کردهاند.
عاشورا حتی اختصاص به مسلمانان ندارد و در برخی کشورها از جمله ایران، حتی ارامنه، دستجات عزاداری دارند و در سوگ غمبارترین و بزرگترین مصیبت تاریخ بشر، سوگواری و عزاداری میکنند.
واقعه عاشورا از منظرهای مختلف مورد توجه بسیار قرار گرفته است. عرفا، مورخین، مفسران قرآن، هنرمندان، سیاستمداران و... هریک از نگاه خود این رخداد را مورد کنکاش قرار داده و درباره آن گفتهاند و نوشتهاند و هنرنمایی کردهاند و البته هنوز ابعاد بسیاری از آن، ناگفته و ناپیدا مانده است و خواهد ماند.
به عاشورا، استراتژیستها نیز توجه بسیار کردهاند، خصوصا از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران که در سرزمینی حساس، حکومتی شیعی با مبنای اسلام سیاسی و اسلام حکومتی شکل گرفت و در زمانهای که میرفت «دین» به کلی فراموش شود، «جمهوری اسلامی ایران» در ردیف نظامهای سیاسی جهان قرار گرفت.
دشمنان اسلام برای مبارزه آگاهانه و عمیق با اسلام، ابتدا «اسلامشناسی» سپس «شیعهشناسی» و آنگاه «عاشوراشناسی» را در دستور کار جدی خود قرار دادند.
«مهدویت» و «روحانیت و اجتهاد» نیز از دیگر مقولههایی است که پژوهشهای زیادی را به خصوص در غرب متوجه خود کرد.
از جمله کسانی که با نگاه راهبردی، تشیع را مورد کنکاش قرار داده است، فرانسوا نوال، استراتژیست فرانسوی است.
وی در کتاب «ژئوپلتیک تشیع» به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است که «چرا شیعیان بهرغم در اقلیت بودن و تحمل فشارها و محدودیتهای زیاد در طول تاریخ، نهتنها از بین نرفتهاند، بلکه بر عمق تاثیرگذاری آنان بر تحولات جهان اسلام و حتی دیگر جوامع هر روز افزوده شده است؟»
نویسنده این کتاب، اگرچه از سویی به دنبال افزایش حساسیت بر روی شیعیان و دامن زدن به اختلافات میان مسلمانان و از سوی دیگر هشدار به غرب برای مقابله جدیتر با شیعیان است، اما ناگزیر شده حقایقی را نیز بفهمد و بازگو کند.
از جمله عواملی که وی برای پرسش خود به آن توجه کرده است «عاشورا»ست.
او در واقعه عاشورا به این نکته مهم اشاره کرده است که شیعیان پس از عاشورا و در قیاس با این واقعه، هیچ مصیبتی را غیرقابل تحمل نمیدانند و به عبارت دیگر مکتب عاشورا تحمل هر مشکل و ناملایمی را برای آنان ممکن میسازد.
آری، عاشورا یک «نیم روز» بیشتر نبود. نیم روزی که حسین بن علی(ع) 57 ساله با یارانش، از علیاصغر شش ماهه تا حبیب بن مظاهر 75 ساله و زنانی چون زینب (س) آن را خلق کردند تا «همه تاریخ» را حتی پیش از وقوع! متوجه خود کنند.
و سخن آخر، سخن مسلم بن عوسجه در شب عاشوراست که در محضر اباعبدالله حسین (ع) مطرح شد. «ما شما را به کدامین عذر و بهانه رها کنیم؟ به خدا قسم، من از شما جدا نخواهم شد تا نیزهام را به سینه دشمن فرو کنم و تا هنگامی که دسته شمشیرم به دستم است آنها را میکشم و زمانی که سلاح با خود ندارم نیز با سنگ ستیزه میکنم تا با شما کشته شوم.» انشاءالله.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: