سیمای کریه‌‌المنظر اعتیاد

«معصومه» با تیتراژی شروع می‌شود که چندان تناسبی با مضمون روایت نشان نمی‌دهد. آمیختگی تصاویری از معماری بناهای گوناگون و آژیرهای آمبولانس و یا وسایل نقلیه پلیسی، سنخیتی با آنچه این سریال به دنبال آن است، ندارد. عاملی که به این سریال، از نظر موضوع و مضمون، در موقعیت اثری روایی فروغ و جلوه می‌دهد، توجه داشتن آن به بلای خانمان‌سوزی بود که انبوهی از افراد کشورمان را در ورطه خود گرفتار نموده است.
کد خبر: ۲۲۷۹۲۲

گستردگی جمعیت معتادین و تنوع و پیشرفت آنها از جهت کیفیت موادی که مصرف می‌کنند، همچنین ترکیب‌شان با مواد شیمیایی و در کنار آنها، پایین آمدن میانگین سنی کسانی که در جرگه معتادان قرار می‌گیرند، به اعتیاد، سیمای کریه‌المنظرتر، پیچیدگی و عمق بیشتری داده است.

ایران، از دیرباز پلی میان شرق و غرب محسوب شده، در این میان، همسایگی کشوری نظیر افغانستان، به عنوان یکی از مهم‌ترین تولید‌کنندگان مواد مخدر، شرایطی را فراهم کرده است تا حاصل این مواد، از طریق کشورمان به ترکیه و از آنجا، به کشورهای اروپایی ارسال گردد. افزون بر دلایل و عوامل روانی به اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، این وضعیت را نیز می‌توان یکی از عوامل مهم دسترسی آسان به مواد مخدر و گستردگی معتادان، در کشورمان دانست.

موضوع سریال «معصومه» تکراری است، اما واقعیت اعتیاد که هر سال چهره بی‌رحمانه‌تری از خود نشان می‌دهد، ضرورت توجه مداوم به این مقوله را اجتناب ناپذیر می‌کند.

اعتیاد را از منظرهای گوناگون می‌توان مورد توجه قرار داد، با آن‌که درباره این پدیده، پژوهش و تحقیقات مختلفی از سوی صاحبنظران مراکز و سازمان‌های مسوول انجام گرفته، با این حال به نظر می‌آید در حوزه نظریه‌پردازی و شناخت ابعاد گوناگون اعتیاد در کشورمان، نیازمند تلاش‌های بیشتری هستیم.

برای مقابله با این آفت خانمان برانداز، روشنگری تمامی افراد جامعه، در سطوح گوناگون و از طبقات مختلف، بخصوص کودکان، نوجوانان و جوانان، نقشی اساسی دارد.

از همین روست که در مقایسه با فعالیت‌هایی که از سوی نیروهای انتظامی، مراکز درمانی و نظایر آنها انجام می‌گیرد، کوشش‌های فرهنگی بازتاب‌های اثرگذار و راهگشاتری دارند.

سریال «معصومه» را می‌توان در جرگه همین حرکت‌های فرهنگی قرار داد که می‌کوشد، با بضاعت و توانی که دارد، خطرات و زشتی‌های اعتیاد را بنمایاند.

تاکید بر لزوم تکرار موضوع اعتیاد، بدان معنا نیست که شیوه نگاه به آن با توجه به تغییر وضعیتش از نظر جنبه‌های مختلف، متفاوت نباشد، تنوع جمعیتی شیوه مصرف و افزایش و گسترش مواد مخدر با ترکیبات مخرب‌تر، همچنین یافته‌های نوین‌تر پژوهشگران در این زمینه، دلایل نیرومندی‌اند تا همواره به یادمان آورند تولیدات فرهنگی و هنری با در نظر گرفتن این دگرگونگی و اولویت‌هاست که باید صورت پذیرد.

این اثر، در قسمت‌های آغازین‌اش، نمایشگر آن است که نگاه نوآورانه به اعتیاد نداشته و از نظر محتوایی نیز رویکرد قوی و غنی‌ای را دنبال نمی‌کند.

سریال تاکنون بیشترین توجهش روی پیامدهای منفی اعتیاد در معصومه بوده است و در همین چارچوب است که نظاره‌گر بی‌توجهی همسر معتادش به وی یا پیگیری معصومه و وکیلش برای گرفتن طلاق از وی و حضانت فرزندش هستیم. با وجود آن که در حیطه نظریه‌پردازی، دیدگاه‌های تعریف و شناخته شده‌ای درباره مسائل مختلف مربوط به اعتیاد مطرح شده، لیکن، سریال تاکنون با ساخت و پرداخت چنین صحنه و سکانس‌هایی روشن نکرده است در پی طرح و بیان چه نگرشی بوده، می‌خواهد دید خود را بر مبنای کدام یک از آن نظریات سامان دهد.

سریال می‌تواند اطلاعات و اخبار به‌روز و عمیق‌تری را از وضعیت اعتیاد در کشورمان ارائه کند و بر این مبنا توصیف، تحلیل یا مواضعی را طراحی کند که بتواند به وسعت و عمق دانشمان برای شناخت و مقابله با آن مدد رساند. نبود چنین گرایشی حاصلی جز کاستن بیش از پیش جذابیت جنبه‌های محتوایی اثر، به همراه نخواهد داشت.

اگر سریال «معصومه» بخواهد خود را در این موضع بداند که سعی داشته نه در موقعیت آگاهی بخشیدن بلکه در وضعیت یادآوری کردن از طریق خلق صحنه‌های حسی و عاطفی قرار گیرد، در آن صورت نیز لازم می‌آمد برای دستیابی به این منظور، به جلوه‌های هنری‌اش، زیبایی و خلاقیت افزون‌‌تری بخشد.

یکی از عناصری که می‌تواند به طراوت و دلنشینی بعد هنری هر اثر نمایشی کمک شایانی کند، فیلمنامه است. در این ارتباط، با توجه به آن که روایت بیشتر شخصیت‌محور بوده، انتخاب معصومه برای نام سریال نیز بیانگر همین تاکید و توجه ساختاری متن محسوب می‌شود. انتظار آن است که نگرش اثر به فیلمنامه، عمیق‌تر باشد.

در سریال «معصومه» با وجود اهمیت و جایگاه والایی که در میان شخصیت‌های دیگر مجموعه دارد، چندان جذاب و موثر نمی‌نمایاند. شاید بتوان یکی از دلایل کاستی متن را در این ارتباط تاکید بیشتر روی تضادهای بیرونی او در مقایسه با درگیری‌های درونی‌ای دانست که وی می‌توانست داشته باشد.

در قسمت‌های پخش شده، معصومه از یک سو در موقعیت درگیری با همسر معتادش قرار گرفته، از طرفی دیگر با وقوع اتفاقاتی در خانواده فردی که مسوولیت پرستاری او را انجام می‌داده می‌رود تا شاهد چالش‌های دیگری گردد.

«معصومه» در موقعیت شخصیت اصلی، از طبقه متشخص و باسوادانی است که با توجه به شرایط شغلی‌اش، تقابل او با همسرش می‌تواند وی را صاحب تجربه‌ای عاطفی و رفتاری کند که بازتابش برای تماشاگران پرکشش و هشداردهنده باشد. برای تحقق این هدف، دوری از کلی‌نگری ضروری خواهد بود، به گونه‌ای که قرار دادن معصومه در مقابل رویدادهایی که هر یک به روشنایی جزییات کنش و واکنش‌های وی کمک می‌کنند، این مجال را فراهم می‌آورد تا این شخصیت، وضعیت حسی ملموس‌تری یابد.

با معصومه احساس همذات‌پنداری نمی‌کنیم به آن جهت که صورت و سیرتی که تاکنون از او دیده‌ایم افزون بر کلی‌گویی، تکراری می‌نمایاند.

تصاویر اگرچه از جهت وضوح به کادر و حرکت‌های دوربین مطلوب است، اما نورپردازی تختی دارد. این کاستی، در صحنه‌هایی که نشانگر تنش‌های عاطفی شخصیت‌هاست باعث شده تا اثر نتواند فضاسازی مطلوب را برای القای مضامین درام فراهم آورد. در این میان، به موازات ریتم کند توالی نماها، باید به وضعیت اجرای نقش‌ها نیز اشاره داشت. واقعی نبودن بازی‌ها و آمیختگی رفتار، حالت‌های چهره و به طور کلی فیزیک بازیگران، با اغراق از تعمیق ارتباط مخاطب و همذات‌پنداری‌شان با نقش‌ها کاسته است.

محمدرضا کریمی

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها