سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت

معاونت سینمایی، خانه سینما، بنیاد فارابی، حرکت ...

تقریبا 2 ماه و نیم دیگر نوروز می‌آید. البته بهتر است بگوییم 2 ماه و نیم دیگر مهران مدیری با نوروز می‌آید. حالا چرا از میان همه نشانه‌های نوروز ما یاد مهران مدیری افتادیم‌؟ به یک دلیل ساده. چون مدیری برای نوروز امسال سریالی چنان جذاب ساخت که بعد از گذشت 9 ماه اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، سریال مرد هزار چهره را دلیلی بر رفراندوم در نیروی انتظامی ذکر می‌کند. سایت سینمای ما با مخابره سخنان احمدی‌مقدم درباره سریال مرد هزار چهره این اصل را قوت تمام بخشید که در عصری که ما زندگی می‌کنیم رسانه حرف اول و آخر را می‌زند و اگر فرد یا گروهی از این قدرت باخبر باشند و آن را در خدمت بگیرند خیلی راحت و بی‌دردسر می‌توانند به اهداف خود برسند.
کد خبر: ۲۲۷۹۲۱

احمدی مقدم درباره سریال مرد هزار چهره به این نکته اشاره کرده که این سریال با نمایش پلیس مهربان و مقتدر باعث شده تا پلیس‌ها یاد بگیرند که مهربانی، اقتدار آنها را مخدوش نخواهد کرد. البته احمدی‌مقدم درباره رسانه و فیلم‌هایی که به کار پلیس کشور ما می‌خورد به نکته جالب دیگری هم اشاره کرده است. او گفته که برای همراهی رسانه و تلویزیون با نیروی انتظامی لازم نیست که فیلم‌ها و سریال‌هایی مانند هشدار برای کبری 11 ساخته شود چون این‌گونه آثار که اکشن و دروغی هستند به کار ما نمی‌آید و کارگردانان بهتر است برای نشان اقتدار پلیس فیلم‌ها و سریال‌هایی بسازند که این اقتدار در آنها حل شده باشد نه این‌که به مخاطب دیکته شده باشد.

همه ما می‌دانیم که جشنواره فیلم پلیس چند سالی است که برای نمایش همین اقتداری که فرمانده نیروی انتظامی آن را ذکر کرده است طراحی و راه‌اندازی شده است و کار این جشنواره ساخت و نمایش فیلم‌های پلیسی است.اکنون کارگردانانی که تاکنون در ذهن خود تعریف مشخصی از فیلم‌های پلیسی داشتند و چون امکانات سینمای ایران محدود است سراغ ساخت این‌گونه آثار نمی‌رفتند بعد از این با فراغ خاطر می‌توانند فیلم‌های داستانی و بدون اکشن پلیسی بسازند و به نمایش در آورند چون اکشن در کار پلیس ما جایی ندارد و قرار نیست بیننده با دیدن صحنه‌های اکشن در یک اثر پلیسی مبهوت شود او باید با دیدن آثار پلیسی درس اخلاق بگیرد. بنابراین یک نتیجه دیگر هم می‌توانیم بگیریم؛ فیلم‌های پلیسی می‌توانند معناگرا هم باشند. با این تیر می‌توان دو نشان زد، اگر فیلم‌های پلیسی معناگرا هم باشند؛ هم کارگردانانی که از سینمای معناگرا نان می‌خورند می‌توانند به سوژه‌های جدید دست پیدا کنند و هم کارگردانانی که علاقه‌مند ساخت آثار پلیسی هستند می‌توانند گونه‌ای جدید از این فیلم‌ها را در سطح دنیا به نمایش بسازند و مدعی شوند که در این ژانر حرف جدیدی برای گفتن دارند.
فرمانده نیروی انتظامی البته از سریال زیر تیغ به عنوان سریالی اثرگذار یاد کرده و گفته این سریال اجتماعی درون آدم‌ها را متحول کرد.جالب اینجاست که سریال زیر تیغ را سازمان فرهنگی و هنری شهرداری با مشارکت شبکه یک تهیه کرد. حال با این تجربه موفق می‌توان به این نتیجه رسید که ای کاش سازمان‌های مختلفی که در کشور ما تولید فیلم می‌کنند، یک نهاد مشترک فیلمسازی طراحی کنند و با مشارکت هم فیلم و سریال تولید کنند چون دراین شرایط فیلم و سریال‌های کاملی خواهند ساخت چون نگاه آنها به همه مسائل جامع‌تر خواهد بود.

آقای قائم مقام و طرح‌های قدیمی برای سینما

بنیاد سینمایی فارابی هم پس از گذشت چند سال، قائم مقام دار شد. تاکنون بیشترسینماگران این بنیاد را با مدیر عامل و مدیر اداری و مالی می‌شناختند و آنهایی که گذرشان به فارابی افتاده بود می‌دانستند که بعد از مدیر عامل باید ملاحظه مدیر اداری و مالی را نیز داشته باشند. اما اکنون اکبر نبوی به بنیاد سینمایی آمده تا شاید در آستانه برگزاری جشنواره فیلم فجر به این بنیاد سرو سامانی بدهد و شرایطی را فراهم کند تا سینماگران نگاه خیلی بدبینانه به فارابی نداشته باشند و بر این باور باشند که این بنیاد کار اصلی‌اش حمایت از فیلمسازان است.
شاید اکبر نبوی که مدت‌ها در شورای تصویب فیلمنامه، معاونت سینمایی بوده، بتواند برای ارتباط بیشتر فیلمسازان و فارابی راهکاری پیدا کند. نبوی در روز معارفه‌اش برنامه‌های خود را برشمرد؛ برنامه‌هایی که سال‌هاست به زبان بسیاری می‌آید اما شکل اجرایی به خود نمی‌گیرد. هسته مشاوره فیلمنامه، بودجه میلیاردی و...

گروهی از سینماگران معتقدند که خانه سینما به عنوان خانه‌ای صنفی نباید هیچ کمک مالی از دولت و معاونت سینمایی دریافت کند چون در این شرایط دیگر نمی‌تواند ادعای استقلال نماید

از همه صحبت‌های نبوی که بگذریم نمی‌توان از این نکته گذشت که او در جلسه معارفه خود گفته است که سینمای ایران در بخش بین‌الملل خیلی خوب عمل کرده است و سینمای کشور ما در برخی از کشورها از وزارت امور خارجه هم تاثیرگذارتر بوده است.

اکبر نبوی برای سینماگران چهره‌ای آشنا است حال باید منتظر ماند و دید که او در قائم مقامی یکی از مهم‌ترین نهادهای سینمایی چگونه برای سینمای ایران برنامه‌ریزی می‌کند تا حمایت‌های فارابی بیشتر به چشم بیاید وآشتی بین سینماگران و فارابی زود تر به سرانجام برسد.

سینما حالش بهتر نشده

هفته گذشته نظر سنجی جشنواره فیلم پروین اعتصامی  اعلام شد در این نظر سنجی 130 نفر از اندیشمندان و فرهیختگان بهترین فیلم‌هایی که با موضوع زن در کشور ما ساخته شده بودند را انتخاب کردند. در این نظرسنجی فیلم‌های مادر (زنده یاد علی حاتمی)، باشو غریبه کوچک (بهرام بیضایی) و زیر پوست شهر (رخشان بنی‌اعتماد) توانستند اول تا سوم شوند. فیلم‌هایی که همه می‌دانند جزو بهترین‌های تاریخ سینمای ایران هستند و در خوب بودن و تاثیر‌گذاری آنها شکی نیست. اما در این گونه مواقع این پرسش به وجود می‌آید که چرا طبق یک سنت هزاران ساله در کشور ما آنچه خوب و برترین است متعلق به گذشته است؟ و کمتر اتفاق می‌افتد که آنچه در اکنون در جریان است هم در ردیف خوبان قرار گیرد؟ این انتخاب البته نشانگر این موضوع هم هست که سینمای ایران با گذشت زمان حالش بهتر نشده که بدتر هم شده و بر همگان روشن است که در دهه اخیر فیلم‌هایی چون مادر، باشو و زیر پوست شهر ساخته نشده است. فیلم‌هایی که به روابط بین انسان‌ها بپردازد و در خلال این روابط آسیب‌های اجتماع را نیز به تصویر بکشد. فیلم مادریکی از زیباترین فیلم‌های ایرانی است که با بررسی روابط افراد یک خانواده کل اجتماع را زیر ذره‌بین می‌گذارد. فیلم باشو از ارتباط کودکی جنگزده با زنی از اهالی شمال می‌گوید، در این ارتباط است که جامعه کوچک انسانی که می‌تواند نمونه جامعه بزرگتری باشد مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. رخشان بنی‌اعتماد هم در فیلم زیر پوست شهر با نقب‌زدن به روابط خانوادگی و اجتماعی بزرگترین آسیب‌هایی که جوانان را تهدید می‌کنند را به تصویر کشیده است. در کنار این فیلم‌ها و با نگاهی به فیلم‌هایی که درسال‌های اخیر تولید شده‌اند می‌توان به این نتیجه رسید که در سینمای فعلی ما آنچه به عنوان روابط انسانی به تصویر کشیده می‌شود روابطی سطحی و خام است که بیشتر در رابطه‌های دختر و پسری و ازدواج‌های فرمالیته مانده است. زنان در این گونه فیلم‌ها بیشتر مترسک سر جالیز هستند، می‌آیند، می‌روند، عروسی می‌کنند، بی‌وفا می‌شوند، طلاق می‌گیرند و... تا بینندگان فیلم‌ها نگویند که فلان فیلم بازیگر زن ندارد. در واقع فیلم‌هایی که ساخته و اکران می‌شوند، در روابط عمیق انسانی و خانوادگی جایی ندارند که از ورای این روابط بتوان جامعه و مشکلات آن را دید. در این شرایط بهترین کار این است که پرسش شنوندگان به تاریخ سینمای بعد از انقلاب رجوع کنند و از گذشته برترین‌های خود را انتخاب کنند.

دفاع صنفی جدی است

آنهایی که محمدمهدی عسگرپور را می‌شناسند و روزنامه‌نگارانی که تاکنون با او به مصاحبه نشسته‌اند می‌دانند که عسگرپور آدم با سواد و در زمینه سینما و مسائل مربوط به آن آگاه است. عسگرپور پس از سال‌ها فعالیت در زمینه‌های مختلف مدیریت سینما اکنون می‌داند که اگر مدیران سینمایی منطقی صحبت کنند و برای حرف خود دلیل داشته باشند می‌توانند از حوزه فعالیت خود دفاع کنند و گرنه بعد از مدتی تبدیل به مدیری می‌شوند که همه او را مدیر شعار می‌نامند. مدیری که نمی‌تواند برنامه داشته باشد و اگر هم برنامه داشته باشد چون نمی‌تواند از برنامه خود دفاع کند به آدمی خنثی تبدیل می‌شود. عسگرپور مدتی است که مدیر عامل خانه سینما شده است و در این دوره از مدیریت خود تصمیم دارد ثابت کند که خانه سینما یک خانه صنفی است و کارش دفاع از افرادی است که عضو این خانه هستند. در این تعریف اولین چالشی که عسگرپور با آن مواجه می‌شود این است که باید از کارگردانانی که فیلم‌های آنها با داشتن پروانه ساخت و نمایش نمی‌توانند اکران عمومی شوند یا در جشن خانه سینما به نمایش دربیایند دفاع کند. در هفته‌های گذشته عسگرپور چند گفتگوی مفصل با نشریات سینمایی داشته است و در این گفتگوها با شفافیت کامل درباره فیلم‌هایی چون خاک آشنا، سنتوری، آتشکار، تسویه حساب و...که در توقیف به سر می‌برند صحبت کرده است. عسگرپور در این مصاحبه‌ها تاکید کرده است که به مسوولان سینمایی، معاونت سینمایی گفته است که آنان نباید فیلمی را که مجوز ساخت دارد و طبق فیلمنامه ارائه شده به معاونت سینمایی ساخته شده است توقیف کنند. عسگرپور در این گفتگوها با افشاگری خاص خود گفته است که معاونت سینمایی بندی دارد که بر اساس آن جلوی اکران فیلم‌ها را می‌گیرد. عسگرپورکه با این بند موافق نیست معتقد است که نباید به فیلمی پروانه ساخت داده شود و اگر چنین شد نباید آن را جلب کرد مگر این‌که مدیران مسوول بیایند و بگویند که اشتباه کرده‌اند که برای فیلم مورد نظر پروانه صادرکرده‌اند!

عسگرپور سینمای ایران را خوب می‌شناسد و با نقاط قوت و ضعف آن آگاه است و می‌داند که چه کسانی غم این سینما را دارند و چه کسانی فقط نام کارگردان را یدک می‌کشند که بگویند فلانی هم فیلمساز است. با شناخت همه این عوامل عسگرپور تصمیم دارد از قدرت خانه سینما به نفع اعضای آن استفاده کند و نگذارد حق کسانی که حرف حق می‌زنند پایمال شود. حال باید دید که عسگرپور چگونه از سال‌ها تجربه مدیریتی خود برای حفظ صیانت کارگردانانی که برادری خود را با سینمای ایران به اثبات رسانده‌اند، بهره می‌برد.

البته در کنار این خط و نشان‌ها گروهی از سینماگران هم معتقدند که خانه سینما به عنوان خانه‌ای صنفی نباید هیچ کمک مالی از دولت و معاونت سینمایی دریافت کند چون در این شرایط دیگر نمی‌تواند ادعای استقلال نماید.
بازیگری پرانرژی که روزگاری مدیر عامل خانه سینما بود سه سال پیش می‌گفت: در شرایطی که نهار کارمندان خانه سینما از آشپزخانه وزارت ارشاد می‌آید و آنها ماه به ماه حقوق خود را از این وزراتخانه دریافت می‌کنند خانه سینما چگونه می‌تواند دم از استقلال و حمایت صنفی بزند؟ اکنون را خبر نداریم که آیا بازهم این وابستگی‌ها وجود دارد یا نه اما همه این را می‌دانند که در سینمایی که دولت حرف اول و آخر مالی و سرمایه‌گذاری را در آن می‌زند و درصد زیادی از بودجه بیمه سینماگران را تامین می‌کند، زیاد هم نمی‌توان خانه سینما را تافته جدا بافته از معاونت سینمایی دانست. بهر حال فیلم‌هایی که عسگرپور تلاش می‌کند مشکل اکرانشان را حل کند، فیلم‌هایی هستند که سازندگان آنها حرفی برای گفتن دارند.

سارا بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها