گفتگو با مجید جلالی سرمربی تیم ملی جوانان فوتبال

صبح یک روز بهاری ، کمپ تیمهای ملی کنار در ورودی به ساختمان اصلی کمپ ، 3 - 4 مرد میانسال ، پسر جوانی را دوره کرده اند و با او جروبحث می کنند.
کد خبر: ۲۲۷۴۷
آن طرفتر ، جلوی در خوابگاه بازیکنان ، 10 - 12 جوان با لباسهای ورزشی مشابه ، به خط شده اند. حواس آنها پیش همان جوانی است که دارند سین جیم اش می کنند. به نظر می رسد یکی از آنها تصمیم گرفته جلو برود و چیزی بپرسد. بقیه هم او را ترغیب می کنند. «داداشته برو ببین چیکارش دارن . حالا یه شب دیر خوابیده ، چه گیری دادن.» این پا و آن پا می کند ، اما به نظر نمی رسد جرات نزدیک شدن داشته باشد. کمی جلو می رود و دوباره برمی گردد. لابد فکر می کند نمی تواند هیچ دفاعی از برادرش بکند. شاید هم می ترسد با این پادرمیانی موقعیت خودش را هم به خطر بیندازد. هرچه باشد امروز روز آخر اردو است . آدم نباید این لحظه های آخر به بخت خودش لگد بزند. وقتی یادش می افتد که از کجای ایران و با چه شرایطی به اینجا رسیده ، قدرت ریسک را از دست می دهد. او حالا در یک قدمی رسیدن به موقعیتی است که از بچگی آرزویش را داشته . آن همه صبح تا شب دویدن دنبال توپ پلاستیکی ، آن همه خستگی ، افتادن ها و کفش پاره کردن ها، حالا همین امروز دارد نتیجه می دهد. قول داده اگر روزی به تیم ملی رفت و بازیکن بزرگی شد ، روزی اگر بازیکن مشهوری شد، به همه کسانی که می شناسدشان و دوستشان دارد کمک کند و حالا فکر می کند جلوی در نیمه بازی ایستاده که عبور از آن این امکان را فراهم می کند به قولهایش عمل کند. به رویاهایش برسد و این همان لحظه بزرگی بود که شبهای زیادی خوابش را می دید. لحظه بزرگی که به خاطرش آدم بهتر است از بعضی چیزها بگذرد... پشت به برادرش به طرف خوابگاه به راه می افتد که یک نفر صدایش می کند. آقای ...! صدای یکی از مسوولان اردو است . یکی از همان مردان میانسال که با برادرش صحبت می کند. بیا برادر تو ببر، ولی بهش بگو دیگه شب زود بخوابه ! بچه هایی که جلوی در خوابگاه به خط شده اند می زنند زیر خنده . هرکسی چیزی می گوید. متلکی می پراند. اما پسر جوان اصلا ناراحت نیست . انگار هیچ کدام این حرفها را نمی شنود. اینها هم جزو همان چیزهایی است که برای رسیدن به لحظه بزرگ باید از آنها گذشت . بعد از چند دقیقه دوباره با برادرش و بقیه بچه ها از خوابگاه بیرون می زند. آرام آرام می رود طرف زمین تمرین . کمی که دور می شود، پشت سر بقیه شروع می کند به دویدن . بارش باران که از دیشب شروع شده ، هنوز ادامه دارد. انگار کمی هم تندتر شده و این به آخرین تمرین تیم ملی جوانان فوتبال قبل از سفر به ایتالیا حال و هوای جالبی می دهد. دوست دارم کنار زمین باشم و ببینم آنها چطور تمرین می کنند. ببینم عکسهای العمل های آنها چقدر با آدم بزرگ ها فرق می کند. دوست دارم مثل گزارشگرهای تلویزیونی به خودم بگویم این جوان را به خاطر بسپار. در آینده از او بیشتر می شنوی . او همان ستاره 16ساله ای است که بعدها علی دایی دیگری می شود... یکدفعه یادم می آید که من برای کار دیگری اینجا آمده ام . کار اصلی که قرار است من انجام بدهم ، گفتگو با مجید جلالی ، سرمربی تیم ملی جوانان است . ساعت را نگاه می کنم . 25دقیقه مانده به 10صبح و من همین 25دقیقه را وقت دارم .

آقای جلالی ! شما قبلا گفته بودید کار اصلی تیم ملی جوانان بعد از تورنمنت ایتالیا شروع می شود و مبنا را بر نتایج این تورنمنت نمی گذارید. با این وجود صرف حضور شما نشان می دهد که نتایج این تورنمنت بی اهمیت هم نیستند.
این تورنمنت ، تورنمنت سان مارکو است . همه ساله این مسابقات در همین تاریخ برگزار می شود. این دوره هم هجدهمین دوره تورنمنت است . درواقع طرحی است برای توسعه فوتبال جوانان در ایتالیا، تا حالا استقبال خیلی خوبی هم از آن شده . الان که برنامه را نگاه می کردم ، 24تا تیم شرکت کرده اند، 8تا از خود ایتالیاست ، بقیه از کشورهای دیگر. روسیه دو تا تیم دارد. یکی شان تیم ملی جوانانش است . آرژانتین تیم داده . کره تیم ملی جوانانش را فرستاده . از خود ایتالیا هم تیمهای بزرگی مثل میلان ، بولونیا و ونیز حضور دارند. آژاکس هم هست . به هر حال حضور همین ها نشان می دهد چه تورنمنت مهمی است . خود شما می دانید که ما زمان خیلی کمی برای حضور در این مسابقات داشتیم . حتی در انتخاب بازیکن هم قدرت مانور زیادی نداشتیم . یعنی نمی توانیم بگوییم این انتخاب ها خیلی معنی دار و بدون اشکال بوده ، چون فاکتور عجله دخالت داشته .
شما به قسمت اصلی سوال ما جواب ندادید ، این که در این تورنمنت دنبال چه هدفی هستید؛
این مسابقات خیلی چیزها می تواند به ما بدهد. با توجه به کیفیت این مسابقات ، می توانیم سطح بازیکنان خودمان را با بازیکنان دیگر تیمهای دنیا مقایسه کنیم . ما می توانیم اطلاعات وسیعی از تیمهای جوانان کشورهای دیگر بگیریم . نتیجه اش می شود یک ارزیابی از شرایط واقعی خودمان در مقایسه با فوتبال روز دنیا. البته این هم هست که من می توانم بازیکنان فعلی تیم ملی را بهتر بشناسم.
اجازه بدهید درباره برنامه اصلی شما برای فوتبال جوانان ایران صحبت کنیم چیزی که مدام از آن حرف می زنید و احتمالا زمان شروع آن بعد از بازگشت از ایتالیا خواهد بود.
بله ، در حقیقت این تورنمنت کار اورژانسی ماست . کار اصلی ما بعد از سفر شروع می شود. در حال حاضر از طریق 18مربی که در پایگاه های استعدادیابی فعالیت می کنند ، حدود 430بازیکن از سراسر کشور انتخاب کرده ایم . این 430بازیکن را از 26فروردین تا 30فروردین در 6پایگاه کشور جمع می کنیم . البته 8پایگاه بود، خراسان و اصفهان انصراف دادند. به هر حال بعد از این 4روز هر پایگاهی یک تیم ملی جوانان تشکیل می دهد و در طول اردیبهشت ماه تمرینات برنامه ریزی شده این پایگاه ها انجام می شود. برنامه های تمرینات را ما تعیین کرده ایم با یک سیستم هماهنگ . آخر اردیبهشت ، مسابقات بین پایگاه ها را داریم که از درون مسابقات می توانیم دو تا تیم الف و ب را انتخاب کنیم . البته کار این پایگاه ها در طول سال هیچ وقت تعطیل نخواهد شد.
سیستم کاری شما جالب است . در حالی که باشگاه های فوتبال ما قاعدتا باید تیم نوجوانان ، جوانان و امید داشته باشند و از طریق آنها بازیکنان آینده دار شناسایی شوند. سرمربی تیم ملی خودش پیشنهاد تاسیس پایگاه های استعدادیابی می دهد و یک مسیر دیگر را انتخاب می کند.
بعضی از باشگاه ها کماکان روی تیمهای پایه کار می کنند، منتهی مساله این است که کار در این سطح با سطح بزرگسالان تفاوت دارد. در سطح پایه بهتر است که برای تیمهای منتخب ، لیگ داشته باشیم ، وقتی لیگ برای تیمهای باشگاه باشد، همیشه یک قشر از بازیکنان جوان بااستعداد در مناطق دورتر از کانون توجه خارج می شوند. ولی اگر در قالب تیمهای منتخب باشند، آنها این شانس را دارند که بیایند و سالی چند بازی با تیمهای مختلف انجام بدهند.
در کشورهای صاحب فوتبال ، از کدام سیستم بیشتر استفاده می کنند ، پایگاه های استعدادیابی یا لیگ باشگاهی؛
همه جا یکی نیست . مثلا هلند کشور کوچکی است با 8میلیون جمعیت و حدودا 35پایگاه استعدادیابی . خب معلوم است که آنجا بازیکن با استعداد گم نمی شود. کسی از دید بیرون نمی ماند؛ ولی اینجا ما با 70میلیون جمعیت می خواهیم 6پایگاه استعدادیابی داشته باشیم . البته اینجا مسائلی مانند کمبود بودجه ، دردسر کارهای اداری و... یک مقدار دست ما را می بندد.
فکر می کنید اگر طرح پایگاه ها قبلا اجرا می شد ، تا حالا نتیجه ای گرفته بودیم؛
ببینید ، مثالی می زنم . مثلا علی دایی ، در سن 18سالگی هم وجود داشته ، ولی کسی او را ندیده و کسی کشفش نکرده . این بازیکن در 24سالگی کشف شده . در صورتی که اگر در 16سالگی کسی او را می دید و به او میدان می داد، حالا وضعیت خیلی بهتری داشت ، پیشرفت بیشتری می کرد. یا نمونه های دیگر مثل خداداد عزیزی ، حمید استیلی ، علیرضا منصوریان . اینها می توانستند 16سالگی هم کشف شوند و این کاری است که ما می خواهیم در پایگاه های استعدادیابی انجام بدهیم.
امتداد نگاه شما در این مسیر به کجا می رسد؛ به یک تیم ملی جوانان قوی یا راه اندازی یک سیستم قوی در فوتبال پایه بدون توجه به نتیجه گیری مقطعی در این رده ها؛
هدفم از این کار ، این است که بعد از حدود یک سال و نیم کار ، صد تا بازیکن جوان داشته باشیم در حد استاندارد.
استانداردی که مدنظر شماست ، چگونه است؛
بازیکن فوتبال در سن نوجوانان و جوانان یک استاندارد دارد؛ در زمینه تکنیک فردی و همچنین آمادگی ذهنی برای یادگیری و فهم مسائل تاکتیکی . این را با روشهای مختلف می توانیم بسنجیم . حالا اگر ما توانستیم از میان این 100تا بازیکن دارای استاندارد، یک تیم ملی خوب بسازیم ، جلوتر از اهدافمان حرکت کرده ایم ؛ ولی هدف اصلی این است که بازیکن سازی کنیم . ابتدا استعدادها را کشف کنیم ، بعد از طریق مربی های پایگاه های استعدادیابی پرورش بدهیم.
اهدافی که مدنظر شماست ، مطلوب فوتبال ایران است ، اما آیا امیدوار هستید که افکار عمومی هم بدون توجه به وضعیت تیم ملی جوانان و نتیجه گیری مقطعی آن ، صبر و تحمل داشته باشد؛
افکار عمومی باید یک جهت مطلوب پیدا کند به این سمت که در تیمهای پایه گرایش به سازندگی وجود داشته باشد. عیبی ندارد اگر از تیمهای ملی بزرگسال نتیجه بخواهیم ؛ اما در تیمهای پایه و باشگاهی باید به سازندگی اهمیت بدهیم . این باید تبدیل به یک فرهنگ در فوتبال ایران شود. مربیان هم باید همین گونه باشند. باشگاه ها هم همین طور. ولی در صورتی که به نتیجه گیری اهمیت زیاد داده شود، باشگاه ها از مربیانی استفاده خواهند کرد که بتوانند خوب بازیکن جذب کنند. از مربیانی استفاده خواهند کرد که بتوانند تیمی جمع کنند و با کمک شگردهایی ، نتیجه بگیرند؛ اما این ایده آل تیمهای پایه نیست . در تیمهای پایه باید بیشتر به توسعه توانایی های فردی کمک کرد ، ولی در تیمهای بزرگسال به توسعه تیم فکر می شود.
فکر نمی کنید این افکار بیش از حد ایده آلی باشد؛
این حرف را رد نمی کنم ، ولی به هر حال من هم با افکار خودم زندگی می کنم . آدم اگر به چیزی اعتقاد داشته باشد ، باید برای اثبات آن مبارزه کند. من هم سعی می کنم این کار را بکنم.
تا قبل از این تجربه ، در طول چند سال اخیر شما بیشتر درگیر مربیگری تیمهای بزرگسال بوده اید ، اما الان فقط باید با یک عده نوجوان و جوان سر و کله بزنید. آیا این کار برایتان لذت بخش است؛
کار با جوان لذت خاصی دارد. مثلا در 2 اردو ، ما حدود 9روز با همین بچه هایی که الان در تیم هستند ، تمرین کردیم . 9روز واقعا زمان زیادی نیست برای این که تو بخواهی در بازی آنها تاثیرگذار باشی . ولی وقتی چند نفر از دوستان و همکارانم را آوردم سر تمرینات ، با تعجب زیاد گفتند چطور ممکن است در 9روز یک بچه اینقدر پیشرفت کند؛ واقعا این بچه ها، بچه های بااستعدادی هستند. همه چیز را کامل و خیلی زود می گیرند و این باعث می شود وقتی نگاهشان می کنی ، خستگی از تن ات خارج شود. لذت فوق العاده ای دارد. این لذت فقط می تواند نتیجه کار با جوانان باشد. همه قبول داریم که فوتبال ما در زمینه تکنیک های پایه مشکل دارد، چه برسد به تکنیک های تخصصی و فوق تخصصی . ولی اینها خوب و زود همه چیز را یاد می گیرند و خودشان هم از این موضوع خیلی لذت می برند.
الان وضعیت این بچه ها چطور است؛
آیا آنها چکیده فوتبالیست های جوان ایران هستند؛ همان طور که گفتم انتخاب ما خیلی باعجله بود. من مطمئنم بازیکن های زیاد دیگری هم هستند که شایستگی اضافه شدن به این جمع را دارند.روزهای آخر وقتی تیم را جمع و جور می کردیم ، چند تا جوان به ما اضافه شدند که احساس می کردم بازیکن های خوبی هستند، ولی ما نمی توانستیم در این سفر از آنها استفاده کنیم . همین چیزها به من این امیدواری را می دهد که بگویم بازیکن خوب خیلی بیشتر از این تعدادی است که ما در اردوی تیم ملی جمع کرده ایم . باوجود همه اینها ، تیمی که ما جمع کرده ایم از بچه های بااستعدادی تشکیل شده ؛ اگر بیایید و آنها را ببینید ، قبول می کنید که با این سن و سال کمی که دارند ، می توانند پیشرفت زیادی داشته باشند. من به آنها امیدوارم و فکر می کنم این ، کار اشتباهی نیست .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها