رابطه با امریکا ؛ موافقان و هدفهای واشنگتن اگر بخواهد تکلیف روشن شود

1- این روزها فضای سیاسی کشور بار دیگر درگیر بحثهایی شده که چند سالی است همواره به عنوان موضوعی بحث برانگیز و جنجالی میان کنشگران سیاسی و سیاسیون داخلی و حتی خارجی مطرح بوده است ، یعنی مساله برقراری ارتباط میان جمهوری اسلامی ایران و امریکا.
کد خبر: ۲۲۷۱۳
جرقه طرح دوباره این بحث در محافل مطبوعاتی و سیاسی کشور با انتشار خبری از سوی خبرگزاری جمهوری اسلامی زده شد که با نقل خلاصه ای از مصاحبه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام 2راه حل همه پرسی و تصمیم گیری توسط مجمع مزبور را برای حل مشکل فوق پیشنهاد کرده بود، خبری که البته هم از سوی مجمع تکذیب شد و هم پس از رجوع به اصل مصاحبه ، تفاوت 180درجه آن با اصل سخنان آقای هاشمی رفسنجانی آشکار شد. این که نیت خبرگزاری از ارسال چنین خبر تحریف شده ای چه بوده ، امری است که بر ما پوشیده است ، اما به هر روی از این واقعیت نمی توان گذشت که موضوع یاد شده از جهاتی قابل بررسی است . در این خصوص ذکر نکاتی لازم به نظر می رسد.
2- یقینا همه کسانی که با حداقلی از اصول آکادمیک و تجربی علم سیاست آشنایی دارند ، بخوبی بر این نکته واقفند که حساسیت بیش از حد نشان دادن بر موضوعات سیاست خارجی و بویژه مسائلی این چنین و جبهه گیری های آشکار له یا علیه آن و نظرسازی ها و آمارپردازی های خلاف واقع برای تقویت موضع داخلی خود در مقابل رقبا تا حدود زیادی از قدرت چانه زنی ما در برابر طرف خارجی می کاهد و در نهایت موجب تضعیف موقعیت دیپلماسی کشور در تامین منافع ملی خواهد شد. پس بجاست اگر اختلاف نظری در این گونه مسائل وجود دارد، به دور از هیاهو و در مراجع واجد صلاحیت و محافل اصلی تصمیم گیری مورد بحث قرار گرفته و تصمیمات لازم اتخاذ شود تا حداکثر منافع از آن به دست آید.
3- نکته مهمی که باید به موافقان برقراری ارتباط با امریکا گوشزد شود ، این است که این افراد مسلما از چنین رویکردی یکی از دو هدف زیر را دنبال می کنند: دفع تهدید و خطر امریکا برای نظام و یا کسب منافع حاصل از برقراری چنین رابطه ای ، مانند دستیابی به موقعیت مناسب در عرصه بین المللی و منطقه ای و به تبع آن دستیابی به منافع سیاسی و اقتصادی حاصله ؛ همچون عبور خط لوله های نفت و گاز منطقه از ایران ، افزایش قیمت نفت ، ورود سرمایه و فناوری پیشرفته و... ، و یا تلفیقی از هر دو هدف فوق . حقیقت این است که سردمداران ایالات متحده تنها یک هدف را درباره جمهوری اسلامی ایران دنبال کرده و مقرون به صرفه می دانند و آن ، تغییر ماهیت کلی نظام به نظامی سکولار، غیر مذهبی ، متحد امریکا و تابع سیاست های بین المللی و منطقه ای این کشور است . تجربه کشورهایی مانند سوریه ، عراق و حتی عربستان سعودی پس از قدرت گرفتن طیف امیر عبدالله - ولیعهد این کشور - بخوبی نشان می دهد که امریکا به حداقل ها راضی نشده و صرفا به دنبال کسب حداکثر مطلوبیت از روابط با کشورهای منطقه است ؛ بنابراین ساده لوحی است اگر گمان کنیم برقراری یک ارتباط صوری و حتی برقراری روابط دیپلماتیک میان ایران و امریکا در تامین اهداف یاد شده موثر واقع شود. تنها یک راه حل ، یعنی استحاله کامل نظام جمهوری اسلامی باقی می ماند و اگر کسی با چنین راه حلی موافق است ، شجاعانه بگوید تا حداقل تکلیف دیگران در مقابل وی روشن شود.
4- مساله امریکا ، مساله اختلاف نظر و اختلاف منافع با یک کشور نیست که با مذاکره و ایجاد رابطه عادی حل شود ؛ بلکه موضوعی بسیار فراتر از آن ، یعنی تلاش برای استفاده از فضای تقریبا آنومیک نظام بین المللی و برقراری سیطره کامل بر آن با هدف ایجاد نظم نوین جهانی است ؛ نظمی که براساس نظریه های ارائه شده از سوی نظریه پردازان امریکایی ، به سلطه یک هژمون بر نظام بین المللی و برقراری رژیمهای امنیتی ، اقتصادی و حقوقی مطلوب در جهت تامین منافع آن خواهد انجامید. با چنین رویکردی ، با قاطعیت می توان اذعان کرد که برقراری رابطه با امریکا نه تنها هیچیک از منافع متصور را برای ما به دنبال نخواهد داشت ، بلکه از بسیاری جهات زیان های فراوانی را به همراه دارد که بحث در این رابطه فرصتی دیگر را می طلبد.

مجتبی حسینی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها