بلندترین فیلمی که از چه‌گوارا دیده‌اید

فقط به خاطر چه

یادتان هست پارسال مهرماه، «آلیدا مارچ» و «کامیلو گوارا» دختر و پسر چه‌گوارا به ایران آمدند؟ اما اصلا شبیه پدرشان نبودند. از مرگ چه‌گوارا 41 سال می‌گذرد، اما او هنوز جنجال به پا می‌کند. اسطوره‌ای که نامش و آن عکس معروفش همه جا هست. روی لیوان‌ها، تی‌شرت‌ها، روسری دختران، در مغازه‌ها و دیوارها. جالب است بدانید انستیتوی هنر در دانشگاه مریلند عکس او را «مشهورترین عکس جهان و نماد قرن بیستم» خوانده است و کارشناسان «موزه ویکتوریا و آلبرت» در لندن، آن را «پرتیراژترین اثر تاریخ عکاسی» دانسته‌اند. خالق این عکس آلبرتو کوردا عکاس نامی کوبایی است.
کد خبر: ۲۲۷۰۹۲

کسی که 7 سالی کمابیش ناشناخته ماند. روزنامه روولوسیون به عکس چه‌گوارا توجهی نشان نداد و آن را به کوردا برگرداند. سال‌ها بعد کوردا عکس را به یک ناشر چپگرای ایتالیایی بخشید.

قتل چه‌گوارا در بولیوی، اعتراضات گسترده‌ای در سراسر جهان برانگیخت. ناشر ایتالیایی از عکس چه‌گوارا پوستر ساخت و آن را در هزاران نسخه منتشر کرد. عکس چون پرنده‌ای بیقرار به همه جا بال گشود و ظرف چند هفته به هر گوشه جهان رسید. بویژه در جریان شورش‌های سال 1968 که میلیون‌ها جوان عکس چه‌گوارا را سر دست گرفتند یا به دیوارها چسباندند.

فقط ببینید یک عکس از چه‌گوارا چه تاریخی پشت او دارد تا به خود او برسید و به صدها کتابی که درباره‌اش منتشر شده، به ترانه‌هایی که در مدحش سروده شده و به فیلم‌هایی که به تصویر کشیدن زندگی او اختصاص پیدا کرده است. خبر جنجالی دیگر این که روزنامه رسمی کوبا سال گذشته گفته بود شواهد مستدلی وجود دارد که نشان می‌دهد بقایای جسد بازگردانده شده به کوبا در 10 سال پیش، متعلق به چه‌گوارا، رهبر انقلابی آمریکای لاتین است.

اوایل پارسال، یک افسر پیشین سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) ادعا کرد که چه‌گوارا را پس از کشته شدن در سال 1967، در قبری مخفی در بولیوی به خاک سپرده است.

دولت کوبا در سال 1995 اعلام کرد که محلی را که بقایای جسد چه‌گوارا در آنجا مدفون است، یافته است. 2 سال بعد، دولت کوبا این بقایا را به کوبا برگرداند و طی مراسم باشکوهی به خاک سپرد. تمام این خبرها و شایعات باعث ماندگارتر شدن اسطوره چه می‌شود و وسوسه ساخت فیلم‌ها و نوشتن کتاب‌ها را به سر هنرمندان می‌اندازد.
آخرین فیلم با نام «چه» متعلق به استیون سودربرگ است. واقعا باید برای دیدن این فیلم حوصله داشته باشید. چون فیلم 4 ساعت و نیم است. در این فیلم خیلی خیلی بلند، بنیسیو دل تورو در نقش چه‌گوارا بازی می‌کند. دل تورو از تهیه‌کنندگان فیلم نیز هست و حضور در فیلمی درباره چه‌گوارا یکی از آرزوهای همیشگی‌اش بوده. این دومین همکاری او با استیون سودربرگ است. دل تورو در فیلم «ترافیک» اثر سودربرگ توانست جایزه اسکار را برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به دست بیاورد.

جولیا اورموند، کاتالینا ساندینو، خاویر باردم، بنجامین برت و رایان گاسلینگ از دیگر بازیگران این فیلم هستند.
«چه» دومین فیلمی است که طی سال‌های اخیر درباره چه‌گوارا ساخته می‌شود. «خاطرات موتور‌سیکلت»، به کارگردانی والتر سالس و بازی گائل گارسیا برنال، در سال 2004 درباره چه‌گوارا و سفرهایش با موتور در آمریکای لاتین بود که از سوی منتقدان مورد تحسین قرار گرفت.

پیش از این هم چند فیلم هالیوودی درباره چه‌گوارا و نقش او در انقلاب کوبا ساخته شده که بیشتر آنها بر جنبه‌های ماجراجویانه و قهرمانانه شخصیت و زندگی او تاکید داشته‌اند.

اما طرح سودربرگ کاملا متفاوت بود. او می‌خواست فیلمی بسازد که دوران‌های اصلی زندگی چه‌گوارا را در بر گیرد.
به همین منظور پیشنهاد ساخت فیلمی 3 ساعته و بعد 4 ساعته، در دو بخش را کرد که در نهایت با پایان فیلمبرداری آن در پایان سال 2007 به فیلمی دو قسمته در 4 ساعت و نیم تبدیل شد.

بخش اول فیلم «آرژانتین» نام دارد و آخرین روزهای جنگ انقلابی کوبا را نشان می‌دهد.

 ارتش انقلابی فیدل کاسترو در سال 1958 در برابر واپسین یورش رژیم فولگنسیو باتیستا مقاومت می‌کند.

اما در این بخش بازگشت به گذشته‌ای (فلش بک) صورت می‌گیرد. سال 1956 است و فیدل کاسترو،  ارنستو چه‌گوارا، مبارز آرژانتینی را که در مکزیک در تبعید به سر می‌برد قانع می‌کند که با او در راه آزادی کوبا بجنگد.

سکانس پایانی این بخش حضور و سخنرانی معروف فرمانده چه‌گوارا، وزیر صنایع کوبا در مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1964 را نشان می‌دهد.

«چه‌گوارا یک افسانه بود. شهیدی آرمانگرا و تقریبا مقدس. فیلم سودربرگ به او جلوه‌ای انسانی می‌بخشد. در فیلم، چه‌گوارا مبارزی شجاع که می‌تواند چهره‌ای کاریزماتیک به خود بگیرد و در عین حال جنگجویی سخت و خشن باشد نمایش داده شده است.»

همین سکانس، اصلی‌ترین عاملی بود که سودربرگ را بر آن داشت تا فیلم خود را به زبان اسپانیایی بسازد و نه انگلیسی چرا که در سازمان ملل چه‌گوارا تنها کسی بود که به زبان اسپانیایی سخنرانی کرد و سودربرگ می‌خواست که این فضا حفظ شود.

بخش دوم فیلم با نام «جنگ چریکی»، 2 سال پس از آخرین اپیزود فیلم نخست را دنبال می‌کند.

پایان سال 1966 است و چه‌گوارا پس از حضور در مبارزات شورشیان کنگو به بولیوی می‌رود. این بار فیلم بازگشت به گذشته‌ای ندارد و با روایتی خطی پیش می‌رود.

این بخش نشان می‌دهد که چگونه فاتح مبارزه با باتیستا در عرض کمتر از یک سال سرمایه سیاسی، همراهانش و زندگی خود را از دست می‌دهد.
دوربین سودربرگ لحظه مرگ چه‌گوارا را در سکوت و با نمای نقطه نظر می‌گیرد. ما لحظه مرگ را از چشمان قهرمان فیلم می‌بینیم که به خاک می‌افتد.

استیون سودربرگ که خود مدیر فیلمبرداری «چه» است بخش اول آن را با تصاویری در اندازه پهن و بخش دوم را با تصاویری محدودتر فیلمبرداری کرده است.

روزنامه لوموند در تحلیلی بر فیلم با تشریح داستان آن، بخش نخست فیلم را روایتی سینمایی از یک حماسه دانسته که تنها به پیروزی‌ها و موفقیت‌های انقلابیون پرداخته و از کنار ضعف‌ها و مباحث موجود گذشته است.
پیوستن روستاییان به چریک‌ها، نقش چه‌گوارا به عنوان یک پزشک در مداوای روستاییان و رفقایش، تقلیل یافته است.

لوموند نوشته است بنیسو دل تورو واقعا به چه‌گوارا شباهت ندارد، اما موفق شده است نقش را خوب بازی کند.
این روزنامه اضافه می‌کند که جلوه‌های روان‌شناختی تغییر چه‌گوارا از یک پزشک به یک چریک در فیلم پرداخته نشده است و ما در واقع شاهدیم که چگونه تاریخ، چه‌گوارا را می‌سازد و جوانب دیگر به خود تماشاگر واگذار می‌شود. آشنایی چه‌گوارا با الیدا مارچ و داستان عاشقانه این دو در فیلم به شکل طرحی ناپخته باقی مانده است.

همین موارد مانع شده‌اند که فیلم تاثیر خود را پیش از تمرکز بر نبردهای سانتا کلارا و فتح هاوانا بر تماشاگر بگذارد.
لوموند درباره بخش دوم فیلم می‌نویسد لازم است مرارت رنجی که چه‌گوارا و همرزمانش از ضعف‌ها در بولیوی می‌بردند تمامی بار و عمق خود را داشته باشد. 11 ماهی که گوارا و گروهش در بولیوی می‌گذرانند؛ سلسله‌ای از اشتباهات سیاسی و نظامی و بدشانسی است طوری که فعالیت آنها به کاری مسخره مبدل می‌شود و تنها شخصیت چه‌گوارا مانع از درغلتیدن به سوی هجو می‌شود.

روزنامه لیبراسیون در بلاگ ویژه خود درباره وقایع جشنواره کن در مورد فیلم سودربرگ از کارگردانی درخشان فیلم و بازی خوب دل تورو نوشته است، اما آن را فاقد داستانی مستحکم می‌داند طوری که حوصله تماشاگر سر می‌رود.
منتقد لیبراسیون می‌نویسد در 4 ساعت من چیزی از چه‌گوارا دستگیرم نشد برای این که جنگ چریکی همیشه همان جنگ چریکی است. هم در فیلم اول و هم در فیلم دوم گروهی چریک می‌بینیم که مخفی می‌شوند؛ تعلیم می‌بینند؛ مبارزه می‌کنند؛ زخمی می‌شوند... پایان فیلم عالی است، اما همه آن را می‌شناسیم. همه چیز برای یک فیلم بزرگ مهیاست... همه چیز، بجز یک داستان قوی!

در نقد دیگری در لیبراسیون آمده است در فیلم سودربرگ درباره چگونگی به دست گرفتن قدرت در هاوانا؛ مقطع تیره از زندگی چه‌گوارا، زمانی که فرمانده زندان کوبانا در هاوانا بود و می‌بایست 200 نفر از مخالفان اعدام می‌شدند؛ چیزی درباره سیاست اقتصادی چه‌گوارا که کشور را در 1962 به ویرانی کشاند؛ چیزی درباره شکست حضورش در کنگو؛ چیزی درباره علاقه شدید او به استالین و... گفته نمی‌شود.

فیگارو می‌نویسد چه‌گوارا یک افسانه بود. شهیدی آرمانگرا و تقریبا مقدس. فیلم سودربرگ به او جلوه‌ای انسانی می‌بخشد. در فیلم، چه‌گوارا مبارزی شجاع که می‌تواند چهره‌ای کاریزماتیک به خود بگیرد و در عین حال جنگجویی سخت و خشن باشد نمایش داده شده است. چه را باید دید و قضاوت کرد. حتی می‌شود در دو نشست و بیشتر دیدش اما خیلی از زوایای پنهان این چریک بزرگ را برایمان آشکار می‌کند.

ماجرای زندگی چه

ساخت «چه»  فراز و نشیب‌های فراوانی داشت. اول قرار بود این فیلم با مشاوره ترنس مالیک که به عنوان روزنامه‌نگار در روزهای پایانی زندگی چه‌گوارا او را همراهی می‌کرد؛ ساخته شود.

مالیک اما مایل بود فیلم را خودش بسازد؛ فیلمی 2 ساعته که به آخرین روزهای چه‌گوارا در بولیوی محدود می‌شد. با پیش آمدن مشکلات مالی، او این طرح را کنار گذاشت و لورا بیکفورد، تهیه‌کننده فیلم پیشبرد ساخت آن را از صفر آغاز کرد.

پس از 5 سال تحقیق و مصاحبه با کسانی که با ماجراهای زندگی چه‌گوارا از نزدیک آشنا بودند و همچنین اعضای قدیمی سازمان سی‌آی‌ای، استیون سودربرگ آمادگی خود را برای ساخت این فیلم اعلام کرد.

ترجمه: لیلا بهبودی
منبع: movieweb

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها