در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مادرم حالش آنقدر بد نیست که نیاز به مراقبت دائم داشته باشد، اما پدرم مراقبت لازم دارد.
من زنی کارمند هستم و از والدینم نیز پرستاری میکنم.
پرستاری از آنان مرا خسته و عصبی کرده است و به این دلیل همیشه با شوهرم درگیری دارم.
او میخواهد وقت بیشتری را به خانواده اختصاص دهم و من واقعا نمیتوانم. اگر از کار خود صرفنظر کنم نمیتوانم هزینه درمان و نگهداری والدینم راکه در غیاب من بر عهده یک پرستار است بپردازم از آن گذشته خودم نیز نمیتوانم آن را بر عهده بگیرم زیرا کار سنگینی است.
فکر میکنید زنی مثل من چه چارهای دارد؟
پدر، مادر و فرزند و همسر همه عشق زندگی من هستند و من از هیچ یک از آنان نمیتوانم بگذرم. اما اخیرا حس میکنم واقعا مستاصل شدهام.
خودم در آستانه سالمندی هستم و با 50 سال سن از 6 صبح تا 12 شب کار میکنم.
آیا پدر و مادر من شهروند این کشور نیستند و حق زندگی راحت ندارند؟ خود من چطور؟ چرا بهزیستی یا نهادهای حمایتی دیگر از کسانی که از سالمندان مراقبت میکنند هیچگونه حمایتی نمیکنند و آنها را به حال خود رها کردهاند؟
مریم - م از تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: