در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«رودخانه برفی» در بسیاری از قصههایش در تلاش است تا قصه زندگی مردمی را روایت کند که اگرچه در سالهای دور در منطقهای زیبا و سرسبز زندگی میکردند، اما نوع زندگی و برخوردهای اجتماعی آنان کاملا برگرفته از شرایط کلی در زندگی روزمره هر کسی میباشد. این سریال دیدنی خیلی، سراغ حاشیهها نمیرود و سعی میکند یکسره به اصل داستان بپردازد با ذکر ایننکته که در هر قسمت کارگردان درصدد است تا از زندگی عادی و روان و روزمره آنان جدا نشود و قطعا یکی از دلایل موفقیت آن نیز همین است. اگر بخواهیم داستان را ردهبهرده طرح نماییم، هر داستان با نگاه و نگرش و هدفی ژرف طرح میگردد. شاکله هر قصه با چند شخصیت ثابت بسته میشود، به طوری که این شخصیتها هریک به تنهایی بستر یک قصه و داستانی خاصاند. بیشتر این شخصیتها معطوف به زندگی مرد رودخانه برفی است. در طول ماجراهای گوناگون مخاطب به این فرد نزدیک میشود. او به نوعی مصلح و ناجی بسیاری از گرفتاریها و مشکلات است. تدابیر او معمولا محکمهپسند و دقیق است. در معرفی این شخصیت کارگردان سعی کرده وسواس ویژهای را به خرج دهد. کارگردان در قسمتهای گوناگون بخصوص در قسمتهای میانی، به زندگی او کاملا عمق میبخشد و این به صورتی است که حتی نویسنده موفقیتهای او را آرامآرام در طول بخشها بیان میکند. این که چرا او تبدیل به یک سمبل در میان مردم شده و چرا از او به عنوان «مرد رودخانه برفی» یاد میشود؟ را نویسنده در بخشهای گوناگون بیان میکند. تبدیل این شهر به یک مجموعه مدرن و بیان عقاید و نظرات گوناگون نیز از دیگر برتریهای این مجموعه دیدنی است. در باب بسیاری از موضوعات این شرایط ایجاد میگردد که مخاطب با عقاید و نظرات گوناگون که شاید بعضا نگاه خاص مخاطب باشد در معرض نگاه بیننده قرار میگیرد. در نهایت نتیجه و تصمیمگیری نهایی که خروجی هدف اصلی نویسنده است بیننده میبیند. از ویژگیهای برتر این سریال، استفاده از فضاهای بکر و دیدنی و مناظر جذاب است. گرچه شاید این المان در بیشتر چنین مجموعههایی باشد، اما به جرات باید گفت با تصویربرداریهای کاملا حرفهای، جذابیت این مناظر دوچندان گشته. در کل با استفاده از چنین فضاهایی کارگردان شخصیتها و داستان خود را معرفی میکند و از همین روی نیز بسیار موفق بوده، البته شاید برخی حوادث و وقایع داستانی در «رودخانه برفی» کمی هضمش برای مخاطب دشوار باشد. مثلا در بعضی از بخشها از یک درام کاملا خانوادگی و آرام یکمرتبه یک اتفاق اکشن بروز میکند. گرچه شاید این وضعیت در ادوار گذشته بوده، اما چیدمان بصریاش کمی برای مخاطب غیرقابل باور است. «رودخانه برفی» با تمامی جهات مختلف که معمولا در یک مجموعه برتر دیده میشود، توانسته به یک سریال دیدنی تبدیل گردد؛ سریالی که اگر مجددا باز پخش گردد علاوه بر مخاطبان قبلی، بینندگان جدیدی را نیز پیدا خواهد کرد.
نسترن حاتمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: