یک روز با کودکان و والدین در تلویزیون

در یکی از روزهای پایانی فصل پاییز، برای تهیه گزارشی از پشت صحنه ویژه برنامه «روز جهانی کودک و رسانه» به شبکه دو سیما رفتم. روزی که خیلی از بچه‌ها پا به تلویزیون گذاشتند و از برنامه‌های خودشان لذت بردند. صحبت را از همین کودکان شروع می‌کنم. اگر از شما بپرسند تلویزیون چیز خوبیه یا بده، چه جوابی می‌دید؟ علی می‌گه: خوبه. خیلی خوبه، حرف نداره.
کد خبر: ۲۲۴۷۴۹

ولی مسعود میگه: من ترجیح می‌‌دم بیشتر با دوستانم بازی کنم تا این که بشینم پای تلویزیون و برنامه‌های اون رو تماشا کنم.

فاطمه می‌گه: هر چیزی اگه به اندازه و درست استفاده بشه، خوبه؛ مثلا تلویزیون برای بچه‌ها، در صورتی که فقط برنامه کودک خودشون رو نگاه کنند، خوبه؛ چون هم یک‌جور سرگرمی مفیده و هم بعضی از اطلاعات رو به ما می‌ده.

و هانیه رجبی می‌گه: من اول درس‌هامو می‌خونم، بعد تلویزیون نگاه می‌کنم. امروز هم برای دیدن برنامه‌ها به شبکه دو آمدم.

این‌ها صحبت‌های تعدادی از بچه‌هاست که برای دیدن برنامه‌های خودشان به شبکه دو آمده‌اند. در بدو ورود به استودیو با جمعیت زیادی روبه‌رو می‌شوم. هنوز برنامه شروع نشده است. دو کارگردان در استودیو 22 و 25 توضیحات لازم را به عوامل برنامه می‌دهند. نورپردازان هر دو استودیو تا دقایق پایانی در حال تنظیم نور هستند.

مسوول صدای یکی از استودیوها با دست‌‌هایی پر از میکروفن و بوم و چند جعبه از کنارم می‌گذرد. از او می‌خواهم فرق برنامه‌های زنده با برنامه‌های تولیدی را برایم بگوید.

او می‌گوید: برنامه زنده مشکلات خاص خود را دارد و همان‌طور که از اسمش پیداست، به صورت زنده و مستقیم پخش می‌شود و تکرار ندارد. در نتیجه باید عاری از هر گونه اشکال فنی و تصویری باشد.

در برنامه‌های تولیدی اگر مشکلی باشد، می‌توان دوباره آن را ضبط کرد، ولی در برنامه زنده، این امکان وجود ندارد.
برنامه با اجرای ملیکا زارعی مجری پرانرژی باغ شادونه شروع می‌شود. او کارش را در سال 73 با برنامه کودک تازه‌ها با شبکه دو شروع کرد. خودش بارها گفته: علاقه من به کار کودک بسیار زیاد است. همیشه کار با گروه کودک برایم در اولویت قرار دارد.

خاله شادونه مشغول صحبت با تلفن است.

خاله شادونه: با یه آلوچه می‌خوام صحبت کنم. (بلند)‌ اگه صدای منو می‌شنوی، سلام

صدا از پشت خط تلفن: سلام.

خاله شادونه: عزیز دلم، اسمت چیه؟

صدا: سارا

خاله شادونه: قربونت برم، حالت چطوره؟

سارا: خوبم.

خاله شادونه: سارا جون، چند سالته؟

سارا: 9 سال.

خاله شادونه: قربونت برم سارای گلم، سارا چه غذایی دوست داری؟

سارا: ماکارونی.

خاله شادونه: چه رنگی دوست داری؟

سارا: صورتی.

خاله شادونه: قربون اون سارای صورتی و خوشگلم برم. سارا کارتون دوست داری؟

سارا: بله.

خاله: پس من از همکاران خودم می‌خوام یه کارتون برات پخش کنند.

من هم از این فضا دور شدم و به راهرویی رفتم تا با آقایی که دست فرزندش را گرفته صحبت کنم.

شما چرا به شبکه دو آمدید؟

برای این که بچه‌‌ام از برنامه شاد و متنوع آن استفاده کنه.

من بیشتر وقت‌ها بچه‌هام رو به سینما، پارک و کتابخونه می‌برم تا در دوران کودکی برای آینده آماده شوند. حتی با آنها بازی هم می‌کنم. پیامبر بزرگ ما هم با بچه‌ها بازی می‌کردند، بچه‌ها رو سرگرم می‌کردند و با کودکان مهربان بودند. هر وقت هم بچه‌ها پیامبر(ص)‌ را می‌دیدند خوشحال می‌شدند. من از دخترش که 8 سالشه می‌پرسم: چه برنامه‌هایی را بیشتر دوست داری؟

دخترش که اسمش ریحانه است در جوابم می‌گوید: برنامه‌هایی که به صورت شعر و همراه با موسیقی و ریتم شاد اجرا شوند.

بعد از صحبت‌های ریحانه به سرعت خودم را به استودیو 25، محل پخش برنامه فتیله جمعه تعطیله می‌رسانم. محمد میرکیانی مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه 2، از نزدیک شاهد اجرای برنامه است. او توصیه‌های لازم را به تهیه‌کننده برنامه آقای ذاکری متذکر می‌شود. ذاکری از تهیه‌کنندگان قدیمی گروه کودک و نوجوان است. او می‌گوید: این رسانه از جذابیت زیادی برخوردار است. تلویزیون وسیله‌ای است که اگر از آن خوب و درست استفاده بشود، فایده‌های زیادی برای بچه‌ها می‌تواند داشته باشد.

در استودیو 22 هم غوغایی است. صداهای تو در تو و نامفهوم، آوازها و ترانه‌های تمرین نشده و جیغ و فریادهای مجری برنامه یعنی نگار استخر حوصله هر بیننده‌ای را سر می‌برد.

نگار استخر متولد 1349 در تهران طراح صحنه و لباس، عروسک‌گردان و بازیگری که با عروسک‌گردانی و صدای شخصیت سنجد به شهرت رسید و الان سال‌هاست که دست از سر سنجد برنمی‌دارد.

او در حال گفتگو با زهره شکوفنده یکی از دوبلورهای تلویزیون و سینماست. شکوفنده در 5 سالگی وارد دوبله شد و در بسیاری از فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیون به جای بازیگران مطرح دنیا گویندگی کرد که متاسفانه در این برنامه حرفی برای گفتن نداشت.

بزرگ بزرگ بزرگتر

کوچیک کوچیک کوچیک‌تر

برنامه امروزمون

دیگه رسید به آخر

برنامه تمام شده و من هم باید استودیو را ترک کنم. جلوی در ورودی شبکه دو، خانواده‌های زیادی منتظر فرزندانشون هستند.

از آقایی که 40 سال دارد، می‌پرسم: «کودکی» شما را به یاد چه می‌اندازد؟

او می‌گوید: یاد بستنی قیفی می‌اندازد.

و خانمش می‌گوید: «کودکی» منو یاد خاله بازی و قهر و آشتی‌های زودگذر می‌اندازد.

و آقایی که 47 سال دارد و منتظر نوه‌اش می‌باشد، می‌گوید: پیش از آن که سقراط را محاکمه کنند، از وی پرسیدند: بزرگترین آرزویی که در دل داری، چیست؟

سقراط پاسخ داد: بزرگترین آرزوی من این است که به بالاترین مکان در آتن صعود کنم و با صدای بلند به مردم بگویم که: ای دوستان! چرا با این حرص و ولع، بهترین و عزیزترین سال‌های عمر خود را به گردآوری ثروت و عبادت طلا می‌گذرانید، در حالی که آن‌گونه که شاید و باید در تعلیم و تربیت فرزندانتان که مجبور هستید روزی ثروت خود را برای آنان باقی گذارید، همت نمی‌گمارید؟

محمدحسین قاسمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها