بعضی‌ها داغشو دوست دارن

بازیگرسازی

تبلیغ یک موسسه آموزش بازیگری: «همه ما می‌دونیم که یکی از نیازهای سینمای ایران بازیگر است. الان هم این قدر از این بابت خودکفا شده‌ایم که به خارج هم صادر می‌کنیم اما برای تقویت بدنه سینما و نیز در جهت این که مبادا با کمبود بازیگر مواجه شویم، ما با متدهای خاصی این کار را می‌کنیم. کسانی که دوست دارند راه کله‌گنده‌هایی مثل آمیتا باچان، آنتونیو باندراس، شاهرخ خان، لئوناردو دی کاپریو و غیره را دنبال کنند، به آدرس زیر مراجعه کنند. ما شما را همان ستاره‌هایی می‌کنیم که آرزویشان را دارید.»
کد خبر: ۲۲۴۷۳۱

این تبلیغ را خواندیم و خبرنگار واحد جنایی‌مان  غضنفر هالیوودیان را به محل فرستادیم تا با لباس مبدل و لهجه‌ای کاردرست (کاردرست‌تر از لهجه دستیار کارآگاه علوی)، ادای بچه‌های پولدار بالاشهری را درآورده و خودش را عشق بازیگری جا بزند. گفتنی است که غضنفر پیش از خبرنگاری سابقه کار در سرویس جاسوسی کشور گینه بیسائو را داشته و خودش شخصا دیه‌گو مارادونا را پای منقل دستگیر کرده و تحویل فیفا داده و الان هم چند ماهی است که زاغ‌سیاه پسر پله را چوب می‌زند چون فکر می‌کند که ناقلا گهگاهی زیرآبی می‌رود. همچنین به خوانندگان این راپورت تذکر می‌دهیم که غضنفر ما با نام مستعار پدرام وارد ماموریت شد.

***                 

پدرام: اومدم بازیگر بشم با اجازتون.

مدیر آموزشگاه: شما بسیار کار خوبی کردین. دوره‌های مقدماتی رو طی کردین؟

پدرام: پیش‌نیاز داره؟

مدیر آموزشگاه: بله که داره. شما باید اول راه و رسم طبخ کوکو رو یاد بگیرین که این مرحله برای داوطلبان رایگان می‌باشد. سپس پانصد هزار تومن می‌ریزید به حساب تا به ترم جدید وارد شوید.

پدرام: در ترم جدید چی یاد می‌دید؟

مدیر آموزشگاه: در ترم جدید شما باید بروید و با روشی که در طبخ کوکو آموخته‌اید، به اندازه کارکنان آموزشگاه درست کنید و بیاورید تا داوران ما استعدادهای شما را ارزیابی کنند.

پدرام: حالا کوکوی سیب‌زمینی یا کوکوی سبزی؟

مدیر آموزشگاه: فعلا کوکو سبزی. کوکو سیب‌زمینی مال ترم پنج است.

پدرام: کلا چند تا ترم دارین؟

مدیر آموزشگاه: سی‌وهشت ترم داریم که یک ساله طی می‌شود و پس از آن شما مجوز رسمی آموزشگاه را دریافت می‌کنید و می‌توانید جذب کار شوید.

پدرام: پس هر ترم تقریبا ده روز است.

مدیر آموزشگاه: دقیقا.

پدرام: کل هزینه‌ها تا زمان دریافت مدرک چقدر است؟

مدیر آموزشگاه: ناقابل، سه میلیون تومان.

پدرام: استادهای شما چه کسانی هستند؟

مدیر آموزشگاه: جمعی از زبده‌ترین آشپزهای ایران.

پدرام: آشپزی چه ربطی به بازیگری دارد؟

مدیر آموزشگاه: ببین پسرم، خلاقیت خلاقیت است، چه در کار آشپزی و چه در کار بازیگری. ضمن این که این اساتید آشپزی ما هر هفته فیلم نگاه می‌کنند و از مرحله چندان هم پرت نیستند.

پدرام: توی آگهی‌تان نوشته بود که کلاس‌ها تضمینی است. چطوری تضمین می‌کنید ما بازیگر شویم؟

مدیر آموزشگاه: شما چه بخواهید چه نخواهید بازیگر می‌شوید.

پدرام: چطور؟

مدیر آموزشگاه: تمام فارغ‌التحصیل‌های این آموزشگاه تاکنون جذب کار شده‌اند.

پدرام: با یادگیری آشپزی؟

مدیر آموزشگاه: بله. ما استادهایی داریم که آشپزی برخی سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی را بر عهده دارند و آنان برای برخی نقش‌ها، شاگردان این آموزشگاه را معرفی می‌کنند.

پدرام: مثلا چه نقش‌هایی؟

مدیر آموزشگاه: ببین مثلا در فیلم «ابرام به پاریس می‌رود» در صحنه‌ای که دو تا شخصیت اصلی دارند با هم دعوا می‌کنند، اگه دقت کرده باشی یکی از بیرون داد می‌زنه و می‌گه: «بابا این‌قدر با هم دعوا نکنین قباحت داره.»

پدرام: خب؟

مدیر آموزشگاه: خب نداره. اون که داد می‌زنه یکی از شاگردهای آموزشگاه ماست.

پدرام: خیلی برام هیجان‌انگیز شد. حالا به‌من بگین که چرا اسم آمیتا باچان و شاهرخ خان رو در تبلیغ‌تان آورده‌اید؟

مدیر آموزشگاه: ما طبق متد پیش می‌رویم. خیلی از شاگردان ما به این بازیگران علاقه‌مند هستند و دلشان می‌خواهد جای آنان را بگیرند. ما هم چند تا از فیلم‌های این بازیگران را به شاگردانمان می‌دهیم تا خوب تماشا کنند و بیایند و حرکات آنها را تقلید کنند.

پدرام: کجا این کار را می‌کنند؟

مدیر آموزشگاه: همین جا تو سالن یا تو حیاط.

پدرام: بعد چه اتفاقی می‌افته؟

مدیر آموزشگاه: خب همه دور هم نشسته‌ایم و هنرنمایی هنرجویانمان را می‌بینیم و کلی می‌خندیم و حال می‌کنیم.

پدرام: این برنامه رقابتی است؟

مدیر آموزشگاه: خب معلومه، ما این جا همه برنامه‌هامون رقابتیه.

پدرام: هر کی خوب تقلید کنه چی جایزه می‌گیره؟

مدیر آموزشگاه: یک ساندویچ فلافل دونونه با ترشی.

پدرام: خب دیگه بازی تمومه، شما بازداشتین. من مامور هستم.

مدیر آموزشگاه: هه‌هه‌هه‌هه‌! عزیزم نشون می‌دی که استعداد خوبی داری اما همون‌طور که گفتم اول باید در کلاس‌های پیش‌نیاز شرکت کنی و کوکو درست کنی.

پدرام: کوکو هم برات درست می‌کنم...

***              

نتیجه این شد که پس از چند روز که مدیر آموزشگاه را بازخواست کردند، او همه اظهاراتش را تکذیب کرد و از غضنفر شکایت کرد که به زور وارد آموزشگاه شده و اقدام به ضرب و شتم مدیر کرده و در دستش هم اره‌برقی بوده و می‌خواسته کلاس‌های آموزشگاه را به دو نصف کنه. غضنفر که نتوانست شاهدی برای حرف‌های مدیر بیاورد (آخه واکمنی که برای ضبط حرف‌های یارو برده بود باتری نداشت) به سرعت دمش را گذاشت روی کولش و متواری شد.
چند روز بعد از این ماجرا هم خبری در روزنامه‌ها چاپ شد که مدیر آموزشگاه به دلیل چاپیدن تعدادی جوان علاقه‌مند به بازیگری، دستگیر شده و حسابش را گذاشته‌اند کف دستش.

غضنفر هالیوودیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها