در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در همین موقع دو تا از بچهها که یه کمی هم بزرگتر بودند به آنها نزدیک شدند و بدون این که اجازه بگیرند از بیسکویتها برداشتند!
نازنین بسته بیسکویت را عقب کشید و اخم کرد، اما آنها فقط خندیدند!
خانم ناظم که از دور مواظب بود به طرفشان آمد و گفت: «بچهها اینجا چه خبره؟» نازنین گفت: «خانم اجازه، اینا بیسکویت منو برداشتن و خوردن.»
خانم نگاهی به آنها کرد و گفت: «عجب کار بدی! مگه شما نمیدونید که برداشتن خوراکی و وسایل شخصی دیگران اون هم بدون اجازه خیلی زشته؟ هیچ کس از این کار خوشش نمییاد. در ضمن یادتون رفته که گفته بودم مواظب کلاس اولیها باشید و اذیتشون نکنید؟»
دخترها سرشان را پایین انداخته بودند و حرفی برای گفتن نداشتند.
خانم ناظم با مهربانی ادامه داد: «البته میدونم که شما از کاری که کردید پشیمون هستید، پس قول بدهید که دیگه تکرار نشه، باشه؟»
آنها که متوجه اشتباه خودشان شده بودند به خانم ناظم قول دادند و بعد دست نازنین و عسل را با محبت گرفتند و معذرتخواهی کردند و قرار گذاشتند فردا مقداری خوراکی خوشمزه بیاورند و همه باهم بخورند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: