در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«محیا» با داستانی شروع میشود که هر کسی قادر است تا پایان آن را حدس بزند. قصه عشق و عاشقی که گویا مقرر شده به زور نگاه عارفان در آن تجلی پیدا کند اما داستان و هنر را نمیتوان آنی و سریع روایت کرد و این بستر جامع است که قادر خواهد بود فیلمی دیگر را پایهریزی کند. «محیا» داستان دختر و پسر این روزهاست که سماجت پسر برای ازدواج با دختر، او را درگیر ماجراهای گوناگون میکند. عشق و علاقه «مهران» به این دختر، به مانند این چنین فیلمی است و بیآنکه مقدمه و بسترسازی شود تماشاچی را در اعماق دریایی قرار میدهد که هر آن، عمق آن افزایش مییابد، از همین روی در نیمه ابتدای فیلم، داستان به سویی هدایت میگردد که حتی اگر همین مقدمه کوتاه را نیز نداشته باشد به خودی خود تماشاچی قصه را میفهمد. باید متذکر شد لو رفتن داستان در چنین فیلمهایی، کار شاق و غیرقابل باوری نیست. در ورقی دیگر، گویا کارگردان قصد داشته این بار شرایط رسیدن به وصال را کمی دستخوش تغییر قرار دهد و با شرط دختر برای ازدواج، کمی مخاطب را متعجب میسازد، شرطی که خیلی داستانی است و هیچ روایتی از شروط این روزها که در زندگی طبیعی آدمهاست وجود ندارد. کفن کردن 7 مرده در غسالخانه شرط این دختر برای مهران است. در حالی که مهران پزشک است و در اتاق عمل نیز با دیدن مرده از هوش میرود.
واقعا این ربطهای غیرمنطقی در این داستان چه هدفی را نشانه رفته؟ این شرط دختر واقعا چه انگیزهای را در بر دارد و اگر انگیزهای براساس تنبیه یا بررسی کردن شخصیت مهران است، آیا چنین شرطی آن را پوشش میدهد؟ که خیلی به نظر میرسد این مورد محقق گردد، در بخشهای دیگر نیز داستان تبدیل به یک قصه دراماتیک شده و شرایط قصه تبدیل به همان شرایط کلی همه ازدواجها میشود؛ عشق دختر و پسر با هم، ورود خانوادهها و علاقه دیگری به یکی از آنها همان روایت قدیمی چنین داستانهایی است گرچه لعاب مدرنیته و رنگ این روزها را به خود گرفته، اما هیچ گاه موفق نبوده چراکه مرتبا با طراحی شاخههای گوناگون شاخهپراکنی جایگزین اصل و ریشه میشود. چنین تضادهایی که در «محیا» دیده میشود هیچ گاه نتوانسته از این اثر، اثری جذاب را بیافریند. با ذکر این نکته که در محیا شخصیتها در این فیلم همه به موازات هم هستند و هیچ گاه در مواجهه هم قرار نمیگیرند، عدم چنین کنشی سببساز پیریزی داستانی سرد، بیروح و کمتوان میشود. معمولا شاهدیم که اگر اثری همراه با داستانی تخت و تصنعی است، اما شخصیتها به نوبه خود این توانایی را داشتهاند که آنها را از بیروحی و سردی خارج کنند، اما انصافا «محیا» در این مورد نیز بیرمق ظاهر شده و کمرمقی آن ضربه دوچندانی به این فیلم وارد نموده است.
علیاکبر صدیقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: