در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از همان ابتدا که تصویر بازیگران را بر سردر سینما میبینی میتوانی حدس بزنی که پای تماشای چه فیلمی نشستهای. چیدمان و ترکیب بازیگران دلداده خود ثابت میکند که کارگردان با جمع کردن کلکسیونی از بازیگران محبوب طنز تلویزیونی در کنار اکبر عبدی به عنوان پیشکسوت کمدی چه هدفی دارد و فراتر از گیشه نمیاندیشد.
به نظر میرسد سینمای ایران در رابطه با فیلمهای کمدی دارای دو مشکل عمده است، یکی سطح نازل و عوامزده اینگونه سینمایی که به هجو نزدیکتر است تا طنز و دوم، وابستگی آن به کاراکترهای تلویزیونی! ساخت مجموعههای طنز تلویزیونی در سالهای اخیر خیال برخی فیلمسازان را راحت کرده و آنان بدون خلاقیت و نوآوری در شخصیتپردازی طنز از یک تیپ پیش ساخته تلویزیونی در کار سینمایی بهره میگیرند تا از یک سرمایه آماده و احتمالا مخاطبپسند برای فروش بیشتر، هزینه کنند. البته نگارنده معتقد به عدم حضور بازیگران طنزهای تلویزیونی در سینما نیست، اما آنچه در عمل اتفاق میافتد نه حضور بازیگران که حضور همان تیپها و شخصیتهای طنز تلویزیونی در سینماست. کاراکتر اکبر پورمخبر یا آن شخصیت افغانی عینا و بدون هیچگونه تغییر و دستکاری تکرار میشوند و حتی نمیتوانند به اندازه نقش تلویزیونی خود جذاب باشند.
اگر سینمای ایران در سالهای اخیر در دایره طنز میچرخد، سوزن فیلمهای کمدی نیز روی نقطه ازدواج گیر کرده است. اگر نگاهی اجمالی به مجموعه آثار طنز سالهای اخیر بیندازید ردپای این سوژه را در اکثر آنها خواهید دید. دلداده نیز از این قاعده مستثنی نیست و پایه اصلی قصه خود را ازدواج با یک دختر ثروتمند قرار داده و به موازات آن داستان خود را روایت میکند. عسل پس از سالها زندگی در آمریکا اینک برای ازدواج با یک مرد ایرانی به وطن بر میگردد و پسران آپارتمان نیز بر اساس یک تمهید ساده انگارانه تداخل خطوط تلفن متوجه این ماجرا میشوند و هر کدام تلاش میکنند برای ازدواج با عسل از دیگری پیشی بگیرد.
دو شخصیت اصلی داستان کریم و جواد هستند که به لحاظ رفتاری در نقطه متضاد هم قرار دارند و دو قطب مثبت و منفی را تشکیل میدهند. کارگردان خواسته بار طنز فیلم را بر مبنای کنتراست شخصیتی قرار دهد و از این دوگانگی در جهت پیشبرد قصه استفاده کند. کریم با همان تیپولوژی ثابت مجید صالحی شکل گرفته که به اصطلاح عشق آمریکا کورش کرده و حاضر است آهو خواهر عسل را که گزینه ازدواجش بوده به قیمت رفتن به آن طرف آب از دست بدهد. از سوی دیگر جواد قرار دارد که نسبت به عسل بیاعتناست و برخلاف بقیه فریب ثروت و موقعیت عسل را نمیخورد، او در پرورشگاه بزرگ شده و به اصطلاح بچه مثبت است. اتفاقا مخاطب در همین نقطه میتواند حدس بزند که عسل برخلاف اولین برخورد آنها قسمت جواد خواهد شد.
دلداده هیچ یک از عناصر فیلمهای قدیمی را کم نگذاشته و از رقص و موسیقی هم بهره گرفته است. در واقع فیلم دارای ترانه متن است نه موسیقی. یکی ترانههای درون داستانی که در برخی از سکانسها توسط جواد رضویان خوانده میشود و هم ترانههای پاپ روز که در لابهلای فیلم از آن استفاده میشود و به تینایجری شدن فضای فیلم میانجامد. دلداده اساسا یک فیلم دختر و پسری است که سعی کرده با رنگ و لعاب شاد و شنگول و لوکیشنهای شیک و مدرن و بالا شهری و اتومبیلهای آنچنانی فرم فیلم را جذاب و جوان پسند کند، در حالی که تناسب فرهنگی میان اعضای آپارتمان و سطح زندگیشان به چشم نمیخورد.
دلداده نه داستان تازهای دارد و نه در یک موقعیت طنز روایت میشود. کارگردان سعی کرده با تضادی که بین دو شخصیت اصلی داستان یعنی کریم و جواد به وجود میآورد، طنز موقعیت را به تصویر بکشد، اما صورت کمیک فیلم بر اساس شوخیهای کلامی و طنز شخصیت شکل میگیرد که آنهم به دلیل تکراری بودن برای مخاطب چندان جذاب نیست و گاهی تا مرز لودگی و لوسبازی پیش میرود. لایههایی از طنز فانتزی را هم میتوان در برخی از سکانسهای فیلم پیدا کرد. در واقع دلداده از یک منطق مشخصی در طنز برخوردار نیست و آشفتگی و بیانسجامی هم در فرم و هم در مضمون آن فراوان است.
ضعف دیگر دلداده در شخصیتپردازی است، اکبر عبدی که به نوعی همان کاراکتر اخراجیها را با آن لهجه ترکی بازی میکند، تکلیفش با خودش مشخص نیست، از یک سو خیلی غیرتی و متعصب به تصویر کشیده میشود که مادرش را به فسخ عقدنامه تهدید میکند، در حالی که همین مساله را در طول فیلم به شوخی گرفته بود. کریم بسادگی متحول میشود و به آهو رجوع میکند، مادر جواد معلوم نیست چگونه به وصلت با آن پیرمرد راضی میشود یا چرا خواستگاران دیگر عسل زود از متن داستان خارج میشوند، ضمن اینکه به شخصیت و زندگی آنان اشارهای هم نمیشود. واقعیت این است که نوشتن راجع به چنین فیلمهایی سخت است و باید بدون تعارف اظهار داشت، دلداده فیلمی بسیار سطحی، شتاب زده و بیانسجام است که طنزی سخیف و پیش پا افتاده را به نمایش میگذارد.
سید رضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: