در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این بخش در میان سازمانهای تابعه وزارت آموزش و پرورش از جمله بخشهای مظلومی تلقی میشود که با وجود ارتقای آن به سطح معاونت با توجه به حجم بالای هزینههای این وزارتخانه، هر سال با کمبود شدید اعتبارات روبهروست ، شاید به همین سبب این سازمان هنوز نتوانسته طرحهای پیش برندهای در حوزه دانشآموزان استثنایی اجرا کند.
سوسن کشاورز ، معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس این سازمان معتقد است باید این دانشآموزان را ویژه خواند چون نیازمند نگاه ویژه، برنامه ویژه،اعتبارات ویژه و امکانات ویژه هستند و بدون آن هیچ برنامهای قابل اجرا نخواهد بود.
در جمعیت دانشآموزان استثنایی کشور، تعداد پسران همیشه از دختران بیشتر است، آیا این مساله یعنی پسرها مشکل جسمی یا ذهنی بیشتری دارند یا بیشتر به مدرسه میروند یا دلیل دیگری دارد؟
این مساله چند علت دارد؛ اول این که در تمام کشورها در حوزه دانشآموزان استثنایی، تعداد معلولیت دخترانی که در معرض آسیب هستند از پسرها کمتر است. یعنی نرخ و درصد پوشش و دربرگیری دانشآموزان استثنایی دختر در تمام کشورها از پسرها کمتر است. علت دیگر این است که خانوادههای دارای فرزندان معلول، معمولا به دلیل فقر فرهنگی و اقتصادی دوست ندارند بچههایشان شناخته شوند.
این حساسیت نسبت به دانشآموزان استثنایی دختر بیشتر است. معمولا خانوادهها حاضر نیستند دختربچهها را معرفی کنند و آنها را تحت پوشش خدمات آموزشی قرار دهند. نکته دیگر این است که در مناطق محروم بعضا بچهها مجبورند برای خدمات آموزشی به مراکز شبانهروزی بیایند که در شهرها قرار دارد و خانوادهها به طور متمرکز کمتر فرزند دخترشان را روانه این مراکز میکنند. این عوامل باعث میشود درصد پوشش تحصیلی دختران کمتر باشد.
پوشش تحصیلی بچههای استثنایی در کل کشور چند درصد است؟
ما تلاش کردیم پوشش تحصیلی استثنایی را به یکدرصد برسانیم. البته هنوز این رقم در خیلی جاها محقق نشده و در برخی استانها پوشش تحصیلی 68صدم درصد و به طور کلی زیر یک درصد است.
یعنی میخواهید بگویید از هر صد نفر فقط یک نفر به مدرسه میآید؟
بله، چون معمولا این بچهها در خانواده فقیر و محروم هستند و در مناطقی زندگی میکنند که خدماترسانی کمتر است. معمولا سازمان آموزش و پرورش استثنایی در شناسایی آنان مشکل دارد به همین سبب پوشش نمیتواند به طور ایدهآل محقق شود. البته طبق آمارهای جهانی در تمام کشورها پوشش تحصیلی در سطح آسیبدیدگی شدید یک تا 3 درصد و در سطح خفیف بین 10 تا 12 درصد است که نرم جهانی است.
در ایران با توجه به سیاستهای پیشگیرانه خوشبختانه با کاهش معلولان مثل نابینایان و ناشنوایان روبهرو بودهایم.
طبق تحقیقات اگر در بعضی استانها پوشش تحصیلی را به یک درصد برسانیم، منظور این است که همه دانشآموزان واجبالتعلیم ویژه را تحت پوشش گرفتهایم، البته این را هم بگویم که مناطق صعبالعبور باز هم باقی میماند.
چرا نمیگویید صددرصد چرا میگویید یکدرصد یعنی پوشش تحصیلی کامل؟
ببینید این نرم جهانی است. وقتی میگوییم یک درصد پوشش تحصیلی در بخش ویژه یعنی 85 تا 90درصد دانشآموزان را تحت پوشش گرفتهایم. در کشور ما همین یک درصد حجم عظیم اعتبارات را میخواهد که اگر آموزش و پرورش و عزم ملی همراه ما نباشد، محقق نخواهد شد.
خانم دکتر، وزارت آموزش و پرورش با کسری بودجه جدی روبهروست. متاسفانه بعضی بخشهای این وزارتخانه از این کسری بودجه بیشتر آسیب میبینند، آیا سازمان آموزش و پرورش استثنایی جزو همین بخشهاست؟
از سال 82 - 81 طرحی در وزارت آموزش و پرورش اجرا شد با عنوان طرح تجمیع، یعنی اینکه در بحث اعتبارات، استانها به طور متمرکز از مرکز اعتبار میگیرند و ادارات کل استانها به ادارات کل استثنایی در هر استان بودجه میدهند. منتهی ما هم هر سال یک مبالغی را به عنوان کمک آموزشی و توانبخشی به استانها اختصاص میدهیم.
بودجه امسال شما چقدر بوده؟
بودجه سازمان آموزش و پرورش استثنایی تقریبا از سال 83 تا به حال ثابت بوده یعنی سالانه 115 میلیارد ریال اعتبار گرفتهایم که از این مبلغ 80 میلیارد ریال را در قالب ابلاغ اعتبار سال 86 برای خدمات ایاب و ذهاب، بیمه درمان دانشآموزان ویژه، خرید تجهیزات آموزشی و کمک آموزشی در قالب فصول مختلف به استانها دادهایم.
سرانه دانشآموزان شما با بچههای عادی تفاوتی ندارد؟
چرا، سرانه این دانشآموزان 5 برابر دانشآموزان عادی است. عدد آن را دقیق نمیدانم، ولی 5 برابر، نیاز این بچهها بیشتر است که البته متاسفانه دقتنظر کافی در این باره در زمان ابلاغ اعتبارات صورت نمیگیرد. در ارتباطی که با مدیران آموزش و پرورش استثنایی در استانها داریم، تقریبا همه از کمبود اعتبارات شکایت دارند و میگویند با این اعتبارات نمیتوانند کار کنند بخصوص در بحث ایاب و ذهاب هر سال نیازمند بودجه بیشتری هستیم.
به وزیر محترم هم گفتم و ایشان هم موافقت کردند تا برابر سال گذشته هزینه ایاب و ذهاب دانشآموزان ویژه تامین شود، ولی امسال با توجه به نرخ تورم و افزایش کرایهها باز هم در این زمینه مشکلاتی داریم.
براساس طرح تجمیع، مدیران آموزش و پرورش استانها به بخش استثنایی بودجه میدهند، اعتبارات استانی ناچیز است، آنها هم توجه کافی به بخش استثنایی نمیکنند و معمولا دانشآموزان استثنایی قربانی کمبود اعتبار استانها هستند.
متاسفانه قبول دارم، بحث تجمیع از مشکلات سازمان آموزش و پرورش استثنایی است. ما پارسال اجلاس روسای استانها را داشتیم و در کار گروههای ویژهای بحث تجمیع و پیامدهای مثبت و منفی آنها را به بحث گذاشتیم. ما طبق دستورالعمل مدون در شورای معاونین، اظهارنظرها را به وزارتخانه فرستادیم که در حال استانداردسازی هستیم. اگر این بخشنامه ما به استانها ابلاغ شود، میتوانیم جلوی مشکلات بیشتر را بگیریم.
به نظر من هم مدیریت ادارات استثنایی در استانها باید تحتنظر سازمان ما باشد چون درد آنها را ما بهتر میفهمیم و سر و کارمان با این گونه بچههاست و نیازشان را بهتر میشناسیم. بنابراین هم در بخش خدماترسانی و هم حل مشکلات اداری و اجرایی سازمان ما تلاش میکند تا آنها را تحت نظر خودش بگیرد.
اما در حال حاضر این بخش زیرنظر ادارات کل آموزش و پرورش استانهاست و عملکرد آنها به روسای این ادارات بستگی دارد. بسیاری از استانها، اولا روسای استانها خودشان درگیر حجم بالای آموزش دانشآموزان عادی هستند که این تعداد دانشآموزان ویژه به چشم نمیآیند.
متاسفانه به همین سبب برخی بیالتفاتیها را میبینیم، ما در جلسات میگوییم تعداد دانشآموز ویژه نباید مدنظر باشد، مهم بعد مساله است؛ عدالت آموزشی حکم میکند خدمترسانی آموزشی به این قشر مورد توجه روسا باشد.
وقتی تاکید میکنیم اعتبارات این بخش را به موقع بدهید، این مساله شاید در بخش دانشآموزان عادی با چند روز یا چند ماه تاخیر تبعاتی نداشته باشد، ولی از لحاظ روانی وضعیت خانواده بچههای استثنایی یا ویژه به گونهای است که اگر چند روز اعتبارات دیر برسد، میتواند آنها را از فرستادن بچهها به مدرسه منصرف کند.
شاید به همین سبب اسم این بچهها استثنایی است، یعنی باید برایشان استثنا قائل شد؟
روزی که من آمدم، به وزیر محترم گفتم نام سازمان باید از استثنایی بهویژه تغییر کند، منظور فقط تغییر ساده اسم نیست، منظورم این است که این بخش نگاه ویژه، اعتبارات ویژه و عملکرد ویژه میخواهد.
ولی این نگاه ویژه وجود ندارد؟
هست اما کمرنگ است.
خانم دکتر، بیشترین حجم دانشآموزان استثنایی یا به قول شما ویژه مربوط به چه معلولیتی است؟
گروه ناتوان ذهنی، ناشنوا و نابینا.
خب شما حتما از طرح ادغام خبر دارید که حدود 8 7 سال پیش مطرح شد. چه مدارس و چه تعداد دانشآموز تحت پوشش طرح ادغام قرار گرفتند؟
ما 1403 مدرسه استثنایی در کل کشور داریم، 1379 آموزشگاه ضمیمه هم مخصوص استثناییها در مدارس عادی وجود دارد و به طور کلی 20 هزار دانشآموز استثنایی در کنار دانشآموزان عادی به تحصیل مشغولند. از سال 87 86 بحث آموزش فراگیر تصویب شد که با تصمیم شورایعالی آموزش و پرورش در 7 استان اجرا میشود. امسال تلاش کردیم این طرح در مدارس ابتدایی و راهنمایی پیاده شود.
با توجه به رویکرد سازمانهای بینالمللی که میگویند دانشآموزان استثنایی در کنار بچههای عادی درس بخوانند ، ما این نگاه را میپذیریم. چون واقعا دانشآموز قرار است بعد از تحصیل در مدرسه وارد اجتماع شود، تا کی باید ایزوله شود؟
حرفتان درست است، ولی بدون مقدمه هم نمیشود این دو را کنار هم نشاند.
کاملا، معلمان باید آموزش ببینند که چگونه با دانشآموز ویژه برخورد کنند و امکانات لازم را برای تعامل با او داشته باشند، فضای مدرسه هم باید متناسبسازی شود، مدیران مدرسه هم باید آموزش ببینند که با این بچهها چطور برخورد کنند.
بعلاوه دانشآموزان عادی باید آموزش ببینند که چطور یک فرد استثنایی را در کنارشان بپذیرند. پس ما مجموعه عواملی را میخواهیم که باید فراهم شود تا طرح به نتیجه برسد.
به طرح فراگیر اشاره کردید، چه تفاوتی با طرح ادغام که من اشاره کردم دارد؟
در طرح ادغام بچههای استثنایی خودشان را با جو مدرسه متناسب میکردند، یعنی دانشآموزان نابینا یا ناشنوا و جسمی حرکتی اگر تمایل داشته باشند و خانوادهشان موافق باشند و در کنار بچههای عادی بودن باعث ارتقای تحصیلیشان شود، به مدارس عادی منتقل میشوند، اما در بحث فراگیر فقط مساله دانشآموزان ویژه مطرح نیست؛ با توجه به تفاوتهای فردی در مدارس باید مدارس، معلمان و امکانات طوری متناسبسازی شود که به فراخور نیازهای علمی دانشآموزان مدارس سرویسدهی صورت گیرد. یک قسمت از این طرح به بچههای ویژه اختصاص دارد.
این طرح در چه مرحلهای است؟
الان در 7 استان همدان، هرمزگان، کردستان، فارس، تهران، مازندران و خوزستان به طور آزمایشی اجرا میشود. سال پیش 27 مدرسه و امسال 60 مدرسه مشمول این طرح بوده و هستند.
با توجه به شروطی که شما برای طرح تلفیق یا ادغام برشمردید، میتوان گفت هرچند این طرح در زمان خودش خیلی سروصدا داشت، ولی امروز با شکست روبهرو شده است. چون شروطی که گفتید هیچ کدام فراهم نشد؟
ببینید بحث تلفیق یا ادغام زمانی مطرح شد که ما آییننامهها و شیوهنامههایی هم داشتیم که باید اجرایی میشد تا طرح به نتیجه برسد. مثلا آن سالها قرار شد سازمان نوسازی مدارس، بحث متناسبسازی فضا و امکانات مدارس را برای بچههای ویژه فراهم کند. به همین منظور نمایندگان سازمان آموزش و پرورش استثنایی هم بحث برآورد هزینهها و نظارتها را در قالب شیوهنامهای تدوین کردند.
این شیوهنامه که جزییاتش به ویژگی دانشآموز، معلم، فضای مدرسه، امکانات و... در مدارس مشمول طرح میپرداخت باید مسیرش را طی میکرد تا به نتیجه برسد؛ اما مسلما به سبب مشکلات اعتباری شرایط فراهم نشد. خب تغییر فضای مدرسه که سالها پیش ساخته شده واقعا بدون اعتبارات سخت است.
البته به نظر میرسد طرح تجمیع هم، سازمان شما را کنار گود برده و نقش شما را کمرنگ کرده است؟
البته این که مدیریتها غیرمتمرکز شود، خوب است؛ اما همزمان باید نظارتها قوی باشد. بعضی جاها واقعا نظارت بیشتر نیاز است و نقش سازمان ناچیز شده و مشکلاتی ایجاد کرده است. متاسفانه وقتی ما باید دستوری بدهیم، با وجود پیگیری کارها به جایی میرسیم که به ما میگویند شما نباید دخالت کنید و رئیس آموزش و پرورش استان باید دستور بدهد.
اگر در هر جای این مملکت خونی از دماغ یک دانشآموز استثنایی بریزد من کشاورز مقصرم در حالی که اگر از آن طرف بخواهم کار بکنم، ابزار نظارتی ندارم. در پی این هستیم تا تبعات منفی تجمیع را به حداقل برسانیم.
گفتید سرانه شما 5 برابر بخش عادی است، حتی زحمات معلمان این بخش 10 برابر بیشتر است.
معلمان در این بخش اگر 5 سال کار کنند 6 سال حساب میشود و البته فوقالعاده ویژه هم میگیرند. با تمام اینها سختی کارشان جبران نمیشود و قبول دارم که این افراد فقط با عشق در حال خدمت هستند.
ولی خانم دکتر این زحمات جبران نمیشود، امتیازات شما خیلی ناچیز است.
قبول دارم به هر حال باید واقعیت کمبود اعتبارات را پذیرفت. اگر جامعه نگاه ویژه به این بخش نداشته باشد و کمک ویژه نکند، هیچ راهی نخواهیم داشت.
به فصل بودجهریزی نزدیک میشویم، پیشنهادی برای افزایش بودجه این بخش ارائه کردهاید؟
(با خنده) شما سال آینده را نبینید. ما همین الان هم نتوانستیم اعتبارات کافی امسال را بگیریم.
چند درصد اعتبارات امسال تامین و پرداخت شده است؟
موافقتنامه بودجهای کامل رد و بدل نشده است. به ما ابلاغ کردهاند که حداکثر 60 تا 80 درصد بودجه سال پیش را امسال هم در اختیارمان میگذارند و ما هم باید با 80 درصد بودجه سال گذشته هزینههایمان را ببندیم. شاید با چانهزنی بتوانیم 100 درصد را بگیریم. با تمام اینها ما هر سال با کسر بودجه روبهروایم.
پس بحث افزایش بودجه سال آینده از همین حالا منتفی است؟
بله، امیدوارم در جلسات آینده با مسوولان بتوانم کاری بکنم تا بودجه ما بیشتر شود.
کتایون مصری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: