با دکتر فاطمه راکعی، مدیرعامل انجمن شاعران ایران

هدف ‌ما ‌فعالیت ‌صنفی‌ نیست

فاطمه راکعی متولد 1333 زنجان و مدیرعامل انجمن شاعران ایران و رئیس هیات‌مدیره دفتر شعر جوان است. دو نهاد فرهنگی و ادبی، که خاطرات حضور و نفس گرم 2 شاعر بزرگ ایران یعنی روانشادان قیصر امین‌پور و سیدحسن حسینی را در خود هنوز به یادگار دارند. از فعالیت این دو نهاد و بویژه دفتر شعر جوان حدود 15 سال می‌گذرد و در طول این سال‌ها دفتر شعر جوان و انجمن شاعران ایران دستخوش فراز و فرودهای فراوانی شده است. در دوره‌ای فعالیت پررنگ و حضور جدی و تاثیرگذار در شعر امروز داشته‌اند و در دوره‌ای دیگر مانند همین روزها، تقریبا به انزوا رفته‌اند و در مقاطعی نیز از سوی برخی شاعران و غیر شاعران (درست یا غلط) فعالیتشان مورد انتقادهای گسترده قرار گرفته است و البته از سوی دیگر نمی‌توان براحتی این موضوع را انکار کرد که بسیاری از شاعران میانه سال و مطرح امروز شاگردان دیروز این محفل، دفتر و انجمن بوده‌اند. گفتگو با خانم دکتر راکعی درباره انجمن شاعران ایران و دفتر شعر جوان، در دانشگاه الزهرا و در محلی به نام پژوهشکده شعر و هنر انجام شد. در این گفتگو بسیاری از ناگفته‌های تشکیل این دو نهاد و عملکرد آن در مقاطع مختلف بررسی و همچنین در قالب پرسش‌هایی انتظارات به جا مانده شاعران از این دو نهاد طرح شده است.
کد خبر: ۲۲۲۷۸۷

خانم دکتر راکعی، برای شروع این گفتگو باید بگویم به عنوان کسی که خودم عضوی از دفتر شعر جوان بوده‌ام و چندین سال است با فعالیت‌های شما و مجموعه دفتر شعر جوان و خانه شاعران آشنا هستم، هنوز نمی‌دانم نام این مجموعه بدرستی چیست؛ انجمن شاعران ایران درست است یا خانه شاعران ایران یا به روایتی انجمن شاعران تهران؟

برای پاسخ به این پرسش باید به بیش از یک دهه قبل باز گردیم. شما بهتر می‌دانید که شکل‌گیری دفتر شعر جوان به اوایل دهه 70 و برنامه رادیویی که ساعد باقری داشت باز می‌گردد و نامه‌ها و تماس‌های فراوانی در آن برنامه مطرح می‌شد که چرا مانند دیگر هنرها مثل سینما که  انجمن سینمای جوان دارد  در حوزه شعر فعالیت خاصی ویژه جوانان صورت نمی‌گیرد.

و این اتفاق تقریبا مصادف با خروج جمعی شما از حوزه هنری بود؟

بله، ما در آن زمان به علت مشکلات و اختلافاتی که بود از حوزه هنری بیرون آمده بودیم.

ما یعنی چه اشخاصی؟

بنده، مرحوم قیصر امین‌پور، زنده یاد سیدحسن حسینی، محمدرضا عبدالملکیان، ساعد باقری و محمدرضا محمدی‌نیکو.  پس از خروج از حوزه و مطرح شدن ایده تاسیس دفتر شعر جوان  فکر کردیم این مساله را می‌توانیم با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در میان بگذاریم و به این ترتیب فکر تاسیس دفتر شعر جوان عملیاتی شد و از همان ابتدا به علت گرفتاری‌هایی که بقیه اعضا داشتند آقای عبدالملکیان مسوولیت کار را به عهده گرفت و با تعویض دولت‌ها و معاونت‌ها نیز گاهی تحت پوشش معاونت فرهنگی قرار می‌گرفتیم و گاهی نیز معاونت هنری ارشاد و هربار هم برای عضوگیری، برگزاری کنگره،‌ تهیه بولتن و کار آموزش و... بودجه اندکی در اختیار ما قرار می‌گرفت تا این که پس از گذشت چند سال و با گلایه‌هایی که کردیم، تصمیم گرفتیم دفتر شعر جوان را به صورت یکNGO  به ثبت برسانیم که این کار در سال 78 صورت گرفت و دفتر شعر جوان به صورت یک NGO که خودگردان است و به طور طبیعی نیز مانند دیگر گروه‌های مشابه از سوی نهادهای مسوول فرهنگی حمایت می‌شود آغاز به فعالیت کرد و به این ترتیب برنامه‌هایی مثل انتشارات و چاپ کتاب نیز به صورت گسترده‌تر دنبال شد و به عنوان مثال ما اولین نهادی بودیم که مجموعه‌های شعر جوان استان‌ها را منتشر کردیم و همچنین حاصل کنگره‌های شعر جوان نیز به صورت یک جنگ مستقل در هر دوره منتشر شد اگرچه بودجه‌ای که در اختیار ما قرار می‌گرفت، کفاف کارهای بزرگ‌تری همچون تاسیس شعبه‌های استانی یا گسترش انتشارات را نمی‌داد.

تا اینجا که خبری از خانه شاعران یا  انجمن شاعران ایران نیست.

بله ، همزمان با به ثبت رسیدن دفتر شعر جوان، تعدادی از شاعران پیشکسوت کشور به این فکر افتادند که چرا دفتر شعر جوان باشد، اما نهادی که به صورت خاص برای شعر کار کند وجود نداشته باشد تا  خلا‡‌های موجود را پوشش دهد. در همین رابطه از شاعران مطرح کشور دعوت کردیم تا ما را در تاسیس این نهاد یاری و کمک کنند. از بعضی پیشکسوتان شاخص مثل استاد مشفق کاشانی، استاد محمود شاهرخی، استاد حسین آهی  و...  گرفته تا دیگر شاعران کشور دعوت شدند.

دوستان در جلسات ابتدایی حضور داشتند، اما مشکلاتی هم به وجود آمد مانند این که تعدادی از شاعران، اهل کارهای اجرایی و اینچنینی نبودند یا بعضی نیز به دلیل نوع کاری که داشتند امکان حضور در این جمع را نداشتند؛ مانند بعضی از دوستان که به سبب استخدام در ارتش، برای حضور در این جمع محدودیت داشتند و عذرخواهی کردند. در نهایت استاد مشفق و استاد شاهرخی به اضافه اعضای هیات‌مدیره دفتر شعر جوان باقی ماندند. سپس از دفتر مجامع وزارت ارشاد و اداره ثبت شرکت‌ها و... اطلاعات لازم را گرفتیم و در نهایت با تشکیل انجمنی با عنوان انجمن شاعران ایران موافقت شد.

برای نوشتن اساسنامه هم باید بگویم برای این دست نهاد‌ها چند مدل اساسنامه وجود دارد یک مدل حالت صنفی دارد و مجمع عمومی با تعداد زیادی عضو دارد و هیات‌مدیره آن نیز انتخابی است، اما این مدل با توجه به اهدافی که داشتیم مورد نظر ما نبود.

مگر هدف شما چه بود؟

هدف ما و امثال قیصر امین‌پور و سیدحسن حسینی که بیشتر دانشگاهی و علمی بودیم، پر کردن خلا‡‌های ادبیات و خاصه شعر معاصر بود ؛ به بیان دیگر هدف ما ارتقای شعر ایران، آشنایی شعر ایران و جهان، برگزاری جوایز شعر، بزرگداشت‌های شخصیت‌های مطرح شعر امروز، برگزاری  کلاس‌ها و  کارگاه‌های آموزشی و... بود و همواره بر این شعار هم تاکید می‌کردیم: احترام به سنت و ریشه شعری، تنفس در زمان حال و نگاه به آینده.

در مجموع با توجه به این اهداف و راهنمایی‌هایی وزارت ارشاد نوع دیگری از اساسنامه به ما معرفی شد که این مدل دارای هیات مؤسسی است که این مؤسسین هیات مدیره را مشخص می‌کنند و تا هر موقع که  صلاح می‌دانند کار هیات مدیره  تداوم می‌یابد.

هیات موسس چه کسانی بودند؟

استاد مشفق کاشانی، استاد محمود شاهرخی و ما چند نفری که در دفتر شعر جوان بودیم.

بعد فکر نمی‌کنید به این ترتیب هیات مدیره و هیات مؤسس یکسان است؟

خب چاره‌ای نبود. در این مدل هیات‌مدیره حتما از میان هیات مؤسس انتخاب می‌شود که می‌تواند همه اعضا را شامل شود  یا تعدادی از اعضا را، ولی ما چون برنامه‌های ملی و فراملی داشتیم سعی کردیم از همه توانایی‌های انجمن استفاده کنیم.

شما از ابتدا مدیر عامل بودید؟

ابتدا استاد مشفق به عنوان مدیر عامل معرفی شد، اما بعد با توجه به این که کارهای مدیرعامل بیشتر اجرایی بود و ما هم احترام ویژه‌ای برای استاد قائل هستیم، در نتیجه با رای هیات‌مدیره من مدیرعامل شدم.

ارتباط مرحوم سیدحسن حسینی با این انجمن چگونه بود؟

ایشان بیشتر مسوولیت آموزش و تدریس را به عهده داشتند.

می‌گویند جدا شدن سیدحسن حسینی از مجموعه انجمن شاعران ایران به علت اختلاف بوده و با کدورت جدی همراه بوده است.

نه! اختلاف اصلا نبود و سیدحسن تنها به دلیل گرفتاری‌هایی که داشت و تدریس در دانشگاه ورامین حضورش کمتر شد. واقعیت این است که متاسفانه جایگاه بزرگان شعر و ادب و فرهنگ ایران بدرستی پاس داشته نمی‌شود؛ سیدحسن حسینی مشکل جدی در زمینه کار و تامین زندگی داشت و به این سبب که مدرک دکتری‌اش از دانشگاه آزاد بود، در دانشگاه‌های دولتی نمی‌توانست تدریس کند. متاسفانه در کشور ما به سواد و توان کاری نگاه نمی‌کنند و سید مجبور شده بود در دانشگاه آزاد ورامین کار کند و رفت و آمد و نوع برخوردی که با او می‌شد و انرژی‌ای که می‌گذاشت و این که ارزشی برای شعر و سواد او قائل نیستند، بسیار او را عصبی کرده بود و در نهایت حوصله حضور در جلسات ما را هم نداشت. البته با این که فرصت و حوصله کمی داشت ولی با ما همچنان همکاری می‌کرد. بیدل خوانی او که در مجموعه گنجینه صوتی قرار می‌گیرد یکی از موارد همکاری او با انجمن شاعران ایران است که پس از جدایی او صورت گرفت و این نشان می‌دهد کدورتی در کار نبوده است.

آقای نیکو چه شد؟

ایشان هم به دلیل مشکلات خانوادگی که داشتند از ایران رفتند و خارج از کشور اقامت دارند.

پس خانه شاعران از کجا پدید آمد؟

در سال 78 که انجمن شاعران ایران مطرح و اساسنامه‌اش تصویب شد، به دنبال جا و مکانی برای آن بودیم تا به بلایی که سر دفتر شعر جوان آمد و از این فرهنگسرا به آن کتابخانه در به در بود گرفتار نشویم. پس از نامه‌نگاری‌های متعدد شهردار وقت منطقه 3 تهران که خودش اهل ذوق و شعر بود،  این مکان را که یکی از ساختمان‌های قدیمی خیابان شهید کلاهدوز (دولت) بود به طور رسمی طی توافق‌نامه‌ای به انجمن شاعران ایران واگذار کرد و ما هم چون دفتر شعر جوان جایی برای فعالیت نداشت با اطلاع مسوولان جایی را در همان ساختمان برای دفتر شعر جوان در نظر گرفتیم و در همان موقع نیز شهردار پیشنهاد کرد چون دو نهاد دفتر شعر جوان و انجمن شاعران ایران به عنوان دو نهاد جدی و فعال در زمینه شعر اینجا مستقر شده‌اند، نام صمیمانه‌ای هم بر آن بگذاریم مانند خانه شاعران ایران و به این ترتیب خانه شاعران ایران هم پدید آمد. در واقع این نام، اسم فضا و مکان است.

هنگامی که نام خانه شاعران ایران و انجمن شاعران ایران به میان می‌آید به طور طبیعی انتظار فعالیت صنفی نیز وجود دارد، مانند خانه موسیقی یا خانه تئاتر و... که فعالیت‌های بسیار خوبی را در این زمینه انجام می‌دهند در این ارتباط شاعران هم انتظار دارند در زمینه مدرک معادل، بیمه شاعران و حمایت‌های حقوقی دیگر خانه شاعران ایران فعال باشد؛ چرا این‌گونه نیست‌؟

ببینید خیلی کارهای صنفی را به صورت غیرمستقیم و مستقیم ما انجام می‌دهیم. بسیاری مواقع خود شاعران مشکلی دارند و به ما مراجعه می‌کنند؛ مثلا به عنوان چهره‌های شناخته شده شعر امروز وامی می‌خواهند که از  ارشاد کمک می‌گیریم یا برای هماهنگی با بهشت زهرا برای خاکسپاری و... تا آنجا که از دست ما ساخته باشد کوتاهی نمی‌کنیم، ولی هدف ما چیز دیگری بوده است. ما انجمن شاعران ایران را راه‌اندازی کردیم برای فعالیت‌های علمی نه صنفی.

ببینید من خودم تجربه عضویت در خیلی از نهادهای اجتماعی و صنفی را دارم، ولی هرگز مسوولیتی را در این نهادها  قبول نکردم چون کار گسترده‌ای است. البته اعتقاد دارم این کاری است که زمین مانده و باید انجام شود. من بارها با کسانی که حتی با ادبیات بدی با ما صحبت کردند وقتی تماسی داشتیم این توضیح را داده‌ام که از تشکیل انجمن صنفی شاعران استقبال می‌کنیم و نه تنها این موضوع را بایکوت نمی‌کنیم و اعتراضی هم نداریم، بلکه خودمان عضو می‌شویم و تجربه‌هایمان را نیز بی دریغ در اختیارشان قرار می‌دهیم. اصلا این از مظلومیت شاعران است که چنین نهاد صنفی‌ای ندارند.

البته ا‌ین موضوع هم مطرح است که وقتی خانه شاعران ایران موجود است شاید مسوولان بگویند دیگر نیازی به انجمن صنفی برای شاعران نیست.

این‌گونه نیست؛ اگر صنف شاعران ایران حرکتی جدی در این زمینه کنند قطعا جایی را در اختیارشان قرار می‌دهند و حمایت‌هایی مانند بیمه و... نیز برقرار می‌شود کسی هم به آنها نمی‌گوید چون انجمن شاعران ایران موجود است به شما مجوز فعالیت نمی‌دهیم و آن انجمن باید  کار صنفی شما را پیگیری کند. اگر هم چنین چیزی گفتند و اسم انجمن شاعران ایران مشکل ایجاد می‌کرد، ما در این زمینه حاضریم  نام  موسسه و خانه را تغییر دهیم.

به نظر من این موضوع بیشتر به این مساله باز می‌گردد که بیشتر شاعران ما کار صنفی و اجرایی نکرده‌اند و فکر می‌کنند چون انجمن شاعران ایران موجود است باید همه نیازها و مشکلات آنها را پوشش دهد در صورتی که طبق اساسنامه، مرام و هدف ما چیز دیگری است؛ البته معادل‌سازی مدارک، حمایت از شعر متعهد و شعر انقلاب جزو وظایف اصلی ماست و هرجا مطرح شده ما بسرعت مکاتبه کردیم یا بنده که در مجلس بودم شاعران را جزو مظلوم‌ترین قشرها دیدم و برای ایجاد صندوق تعاون هنرمندان و بیمه هنرمندان و شاعران هرکاری از دستم برمی‌آمد انجام دادم.

خب خود شما که نیمی از راه را تقریبا رفته‌اید، چرا برای فعالیت صنفی آستین بالا نمی‌زنید؟

خیلی باید وقت گذاشت. خود من اگر بخواهم چنین فعالیتی بکنم، ترجیح می‌دهم درباره زنان انجام دهم. تا حدودی نیز با راه اندازی جمعیت زنان مسلمان نواندیش ایران این کار را انجام داده‌ام که خودش یک نیروی تمام وقت می‌خواهد، تازه در دانشگاه تدریس هم می‌کنم یا استاد مشفق که با سن و سال بالا مسوولیت شورای شعر ارشاد را نیز به عهده دارد یا  آقای عبدالملکیان که بتازگی عمل قلب باز کرده است یا ساعد باقری با گرفتاری‌هایی که هم در انجمن و هم در صدا و سیما  دارد، پس می‌بینید که تقریبا همه به نوعی گرفتار هستند.

اصلا آیا چون ما آمدیم آستین بالا زدیم و یک گوشه کار را انجام دادیم، تا ابد باید هر کاری در این زمینه است ما انجام دهیم؟

نکته دیگری که در زمینه فعالیت انجمن شاعران ایران  قابل اشاره است به ارتباط آن با دولت بازمی‌گردد. به عنوان مثال در دولت قبلی فعالیت شما در همه زمینه‌ها گسترده‌تر بود و در دولت نهم تقریبا می‌توان گفت خانه شاعران ایران به یک انزوای خاصی فرو رفته است. در این رابطه صحبت کنید.

ابتدا باید دید اگر نهادهایی طبق اساسنامه روشن و به صورت شفاف و با حساب و کتاب فعالیت کردند   آن هم با چهره‌ها و عضوهایی که وقتی می‌میرند از بالاترین مقامات تا مسوولان مستقیم و ذی‌ربط با احترام وافر از آنها یاد می‌کنند  دولت باید چه برخوردی با آنها داشته باشد؟

هنگامی که شخصیت‌هایی مثل قیصر امین‌پور، سیدحسن حسینی و استاد مشفق و امثال آنها در جمعی حضور داشته و دارند، آیا این توقع نابجایی است که وقتی دولت یا وزیر تغییر می‌کند حداقل با این نهاد یک ملاقات یا تماسی برقرار شود؟ این حداقل احترامی است که می‌تواند برای این انسانهای فرهیخته و تلا‌ش فرهنگی آنها  انجام شود، اما متاسفانه بعضی دولت‌ها  به همه قضایا کاملا سیاسی نگاه می‌کنند. درحالی که  طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هر کسی می‌تواند اصلاح طلب یا اصولگرا یا اعتدالگرا باشد، فکر سیاسی ما به خود ما مربوط است و مهم این است که ما در چارچوب اساسنامه انجمن شاعران ایران درست عمل می‌کنیم. مثلا در دولت نهم یکی از اولین گام‌هایی که از سوی برخی برداشته شد، این بود که این فضا را از انجمن شاعران ایران بگیرند که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد، ولی این موضوع امثال استاد مشفق و قیصر را بسیار رنجاند و من بصراحت می‌گویم که ما در انجمن شاعران ایران هرگز کار سیاسی نمی‌کنیم همان‌طور که در دانشگاه هم صرفا کار علمی انجام می‌دهیم. من حتی سر کلاس‌هایم و در پایان ترم هنگامی که دانشجویان اصرار می‌کنند که  شعری از خودم بخوانم، آنها را به جلسات کانون ادبی دانشگاه هدایت می‌کنم یا  سر کلاس‌هایم دانشجویان حق ندارند حتی یک سوال سیاسی بپرسند.

اما ببینید شاید انجمن شاعران ایران به طور مستقیم فعالیت سیاسی نکند، ولی نوع نگاه و نوع برنامه‌هایش مانند مهمان ماه با دعوت از اشخاص خاص ممکن است چنین ذهنیت‌هایی را ایجاد  کند.

اتفاقا سوال خوبی است. من فکر می‌کنم برخورد صحیح با این مساله که ممکن است سوء تفاهم ایجاد کند بسیار مهم است و ما انتظار داریم دولتمردان و منتقدان ما هم خیلی راحت این سوال‌ها را مطرح کنند نه این که آن را تبدیل به مساله‌ای پیچیده کنند. انجمن شاعران ایران درباره همه فعالیت‌هایش پاسخگوست. کافی است یک سوال شود تا ما شفاف درباره کارها و برنامه‌هایمان توضیح دهیم.

ببینید وقتی ما انجمن شاعران ایران هستیم و محلی که در آن هستیم با توجه به توضیحاتی که دادم نامش خانه شاعران ایران است. طبیعی است که مهم‌ترین مساله برای ما در این مکان، شعر ایران است و به موازات آن محتوای شعر هم البته برای ما مهم است و همیشه از شعر انقلاب و آرمان‌های انقلاب حمایت کرده‌ایم؛ اما نمی‌توانیم بگوییم اینجا انجمن شاعران مسلمان ایران است یا شاعران اصلاح‌طلب ایران یا شاعران اصولگرای ایران.
با توجه به تعریفی که از شعر داریم، هر کسی که شعر خوب گفته آنجا جایگاهی دارد، البته به کسی هم این اجازه را نداده و نمی‌دهیم که ازتریبون ما خدای نکرده نظام را زیر سوال ببرد.

از سوی دیگر از اوایل انقلاب تا امروز خواسته یا  نا خواسته میان کسانی که داعیه شاعری و روشنفکری دارند با شاعران انقلاب و متعهد سدی کشیده شده است.

ما معتقدیم مدیریت صحیح، مدیریتی است که دشمنان را به مخالفان تبدیل کند و مخالفان را به موافقان و موافقان را همواره صمیمی حفظ کند. ما روی این ایده کار کردیم و حاضر شدیم با کسانی که همیشه  مقابل 30 سال شعر انقلاب اسلامی موضع گرفتند و آن را انکار کردند، دیالوگ برقرار کنیم و از این میان ما با دو نفر به طور مشخص ارتباط برقرار کردیم؛ مرحوم منوچهر آتشی و م.آزاد.

مرحوم آزاد که خانه‌اش نزدیک محل انجمن بود و یک روز خودش به خانه شاعران آمد و وظیفه اسلامی، شعری، اخلاقی و انسانی ما بود که با او به احترام رفتار کنیم و سپس در بعضی جلسات «در حلقه مهر» شرکت کرد و شعرها را گوش داد و یک بار نیز در همین برنامه به روشنی گفت به نظر من این حلقه شاعرانه که به این شکل علمی و با حضور شاعران برجسته تشکیل می‌شود، در کشور بی‌نظیر است.

خب مشخص است که این آدم، این نگاه و اندیشه را به دوستان و همفکرانش انتقال می‌دهد.

درخصوص مرحوم آتشی هم باید بگویم دکتر امین‌پور چند سال پیش سفری به جنوب رفته بودند و پس از بازگشت با شوقی خاص از منوچهر آتشی یاد کردند مبنی بر این که ایشان روحیات کودکانه خود را بسیار شاعرانه حفظ کرده است و روحی بسیار شفاف و زلال دارد و پیشنهاد کردند که با ایشان ارتباطی برقرار کنیم و تنها کانال ما نیز همان برنامه «میهمان ماه» بود که از ایشان دعوت کردیم و همین زمینه‌ای شد که آنجا را خانه‌ای برای خودش احساس کرد. یادم می‌آید که آتشی می‌گفت قیصر امین‌پور، علیرضا قزوه و دیگر شاعران انقلاب آثار ارزشمندی دارند. من کاری ندارم که با چه دیدگاهی و چه محتوایی شعر می‌گویند، مهم این است که شاعرند، کافی است آتشی با آن جایگاه و اعتباری که نزد همفکرانش دارد، این نگاه را به دیگر دوستان چندین ساله‌اش انتقال دهد که قطعا این کار را انجام داده است.

آیا این فعالیت انجمن شاعران ایران کار اصولی و شعری در راستای اهداف و گسترش نظام و انقلاب نبوده است؟

پس معرفی مرحوم آتشی هم به عنوان چهره ماندگار در همین راستا بود ؟

بله دقیقا کار زیبایی که از کانال انجمن شاعران ایران و صدا و سیما و شخص آقای ضرغامی انجام شد و منوچهر آتشی به عنوان چهره ماندگارشعر انتخاب شد، این انتخاب با وجود همه فشارهایی که به صدا و سیما و انجمن وارد شد پیام بزرگی داشت. حتی باعث شد طیف فکری‌ای که با آتشی سال‌ها دوستی داشتند، همه چیز را زیر پا بگذارند و شروع کردند به انتقاد از او و نسبت‌هایی به او دادند که در شان او نبود.

شما باید شعرهای آخر آتشی را می‌شنیدید؛ همان روزهای آخر دو شعر برای من خواند که بسیار مذهبی و اخلاقی بودند. اصلا مگر رسالت پیامبران نیز جز این بوده است که با همه انسان‌ها دیالوگ  برقرار کنند و انسان‌هایی که زمینه لازم را داشتند با آنها همراه شوند.

البته این را هم بگویم که در یکی دو سال اخیر و با حضور وزیر ارشاد و معاونانشان در مراسم درگذشت قیصر در خانه شاعران، ارتباط  ارشاد با انجمن بهتر شده است؛ ولی متاسفانه کمکی که به انجمن شاعران و دفتر شعر جوان صورت گرفته به عنوان دو نهادNGO  فرهنگی  اصلا جوابگوی فعالیت‌های ما نیست. به عنوان مثال گنجینه صوتی انجمن شاعران که اختصاص به ده‌ها متن کهن نثر و شعر با قرائت مرحوم سیدحسن حسینی، میرجلال‌الدین کزازی، مشفق کاشانی، حسین آهی،  موسوی گرمارودی، ساعد باقری و... دارد، به دلیل کمبود بودجه در حال از بین رفتن است. در این خصوص بارها مکاتبه کرده‌ایم و نتیجه نداده است.

تنها کمکی که این اواخر به انجمن شاعران ایران شد، در ازای چاپ  22 کتاب بوده است که 40 میلیون گرفتیم.

که شنیدم از شما سفته هم گرفته‌اند؟

سفته که جای خود دارد، از هرکدام از کتاب‌ها باید هزار نسخه به ارشاد بدهیم، آخر مگر ما چاپخانه ارشاد هستیم، تازه حقوق مولف، مترجم و شاعر را نیز در نظر بگیرید. فعلا خواهش کردیم چون می‌خواهیم خودمان کتاب‌ها را  توزیع کنیم، تنها پانصد نسخه از هر کتاب به ارشاد  بدهیم که معاونت فرهنگی ارشاد نیز موافقت کرده است؛ اما خودتان بگویید با آن همه فعالیتی که انجمن در سطح ملی و فراملی پیش‌بینی و برنامه‌ریزی کرده است، آیا چنین کمک‌هایی جوابگوست؟

به عنوان آخرین پرسش، با توجه به درگذشت قیصر امین‌پور، رفتن آقای نیکو به خارج از کشور و بالا رفتن سن و سال بعضی از اعضا مانند استاد مشفق، آیا قصد ترمیم هیات‌مدیره و اضافه شدن اشخاصی را به آن ندارید؟ اصلا آیا هیات‌مدیره با  3 نفر می‌تواند از نظر قانونی فعالیت کند؟

طبق اساسنامه این مجوز را داریم که با توجه به شرایط و اتفاقاتی که رخ می‌دهد، افرادی را به هیات‌مدیره  اضافه کنیم البته طبق اساسنامه هیات‌مدیره می‌تواند بین  3 تا 5 نفر باشد. ببینید اوایل تاسیس انجمن با توجه به برنامه‌ریزی برای حوزه‌های مختلف می‌خواستیم تعداد نفرات زیاد باشد، اما امروز و با توجه به وضعیت بودجه کمی که داریم و این که تا حدود زیادی کارها و برنامه‌هایمان مشخص است، الزامی برای ترمیم سریع نیست.

سینا علی محمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها