در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«دردمان» زندگی است . و شاید «درمانمان» مرگ!!
حقوقی که «ماهی» یکبار میگرفت . مثل «ماهی» از دستش فرار میکرد!
در رانندگی «عجله» نکن. «اجل» عجلهای ندارد!
کسی که «توپش پر» است . «توپش گل» نمیشود.
یا «کوک نیستم» یا ساعتم «مشکوک است. » همیشه از آن عقب میمانم!
گـاهـی، آنچه «درسر» هست. موجب «دردسر» است!
«برو، گاهی برگرد» نگاه کن. «برو برگرد» ندارد که موفق میشوی.
وقتی به جوان «پاس» میدهی. «گذرنامه» گل زدن را به او دادهای.
به اندازه «وسعت» نیکی کن. تا به «وسعت» دلها حاکم شوی.
باد وقتی «نمیوزد.» بادبادک برزمین «میخزد.»
با «سرزدن» به دیگران. هر گلی زدی «به سر» خود زدی.
کارمندان «یک ماهه.» برای خود «برج» میسازند!
تا زندگی «کوکش» تمام نشده . «کوشش» میباید.
صـبـح تـا شـب. خـودمـان را «مـیکـشـیـم» بـرای «زندگی!»
آنقدر نقاشی کرد و خود را «بالا کشید.» که «پشت بوم» قرار گرفت!
گاهی «همه چیز» را زیر پا میگذاریم. که به «همه چیز» برسیم!
علی درویش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: